۶
به مناسبت سالروز درگذشت احمد شاملو/ وحید اوراز
من خويشاوند نزديك هر انساني هستم كه خنجري در آستين پنهان نمي كند. نه ابرو به هم مي كشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سايبان ديگران است. نه ايراني را به انيراني ترجيح مي دهم نه انيراني را به ايراني. [...] من انساني هستم در جمع انسانهاي ديگر بر سياره مقدس زمين كه بدون ديگران معنايي ندارم.
slider
پژمان طهرانیان
می‌خواهم خودی نشان بدهم به دوستانم، که بدانند که می‌دانم این آقای ریش‌سفیدکرده‌ی حالا شصت‌ساله‌شده‌ای که دارد در جمهوری اسلامی فیلم مجاز بازی می‌کند، فیلم‌های غیرمجازی هم داشته که ما دیده‌ایم و با آنها «زندگی» کرده‌ایم.
از بین جمعیتِ تماشاچی، داد می‌کشم: "آق ‌حسینی، یه دونه از اون ژتون‌هات به مام می‌دی؟!"
و داوود رشیدی برمی‌گردد و چشم‌غرّه ای به من می‌رود.
mir
مهندس میرحسین موسوی
پست مدرنیسم فضای مه‌آلوده‌ای را ایجاد کرده بود که امکان استفاده از هر چیز، هر سلیقه، هر تزئین و هر اصلی به معماران داده می‌شد. طبیعی است که انتظار آشفتگی داشته باشیم. اما با اعتقاد نگارنده این سطور با توجه به حاکمیت مستبدانه معیارهای زیباشناسانه معماری مدرن در طول چند دهه در کشورهای پیرامونی و جهان سوم، پست مدرنیسم یک روزنه‌ای برای آمدن هوای تازه بود.
adolf-hitler_1000x0
سه شعر از برتولت برشت/ترجمه ی بهروز مشیری
من در روزگاری تیره زندگی می کنم

در روزگاری که سخن گفتن ساده، نشان بی خردی است

و پیشانی بی چین، نشان بی تفاوتی

آری، آنکه می خندد خبر فاجعه را دریافت نکرده است...
photo_2016-11-12_17-53-27
درنگ/ آوازخوان شهره ی دهه های پرتب و تاب غرب در82 سالگی درگذشت. لئونارد کوهن شاعر، داستان نویس، نقاش و نوازنده کانادایی از معدود آوازخوان های مشهور است، که ترانه سرا، آهنگ ساز و نوازنده نیز بود. کوهن هرچند به جنبش های اجتماعی و سیاسی نظر داشت و با نهضت هیپیزم نیز هم آوایی کرد، بیشتر اما، راوی اندوه دلپذیر عشق بود. او را مایوس، محزون، عاشق و عارف هم نامیده اند.
کوهن در خانواده ی یهودی به دنیا آمد و از تعالیم یهودیت بیشتر تحت تاثیر عرفان غنی این آئین توحیدی بود. درمیانسالی گرایش کوهن به عرفان بیشتر شد و به همین سبب به آئین های عرفانی هندی روی آورد. گرایش به عرفان در اشعار کوهن باعث شد نام و آوازه ی او از مرزهای جهان غرب عبور کند و در شرق کهن مخاطبان زیادی داشته باشد. او در دهه های 70 و 80 میلادی مطرح ترین آوازخوان غربی در شرق بود.
در ذیل یادداشت عطاالله مهاجرانی که به مناسبت درگذشت این آوازخوان نوشته و در «مکتوب» نشر یافته را می خوانید.
۱۲
شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی‌بهشتی
" مبارزه پیروز " عنوان یک سخنرانی از آیت الله دکتر بهشتی است، که در سال 1382هـ .ق (1336هـ .ش) در جمع انجمن اسلامی مهندسین ایراد کرده اند. متن این سخنرانی بدون حذف و افزایش توسط شرکت سهامی انتشار چاپ شده است. جز اعمال علایم نشانه گذاری متداول هیچ دخل و تصرفی در متن نشده است. درنگ بنا به دو دلیل متن این سخنرانی را باز نشر می کند: یکی از این جهت که نسل جوان معاصر با شیوه و نگاه متودیک با حوادث تاریخی، از جمله با قیام اباعبدالله (ع) بیشتر آشنا شود. بعد اینکه، دامنه آشنایی ما با اندیشه رهبران طراز اول انقلاب ایران بیشتر شود. و آخر اینکه ، بازخوانی اینگونه مطالب و منابع به ما امکان می دهد، در بررسی تحولات اجتماعی در ایران و انقلاب اسلامی سال 57 با استراتژی هایی که رهبران فکری جامعه اسلامی برای مبارزه در نظر داشتند و برای پیشبرد مبارزه آن را برای مبارزین و انقلابیون عرضه کرده اند، آشنا شویم. زیرا هر جامعه و گروه انسانی جهت پیشبرد اهداف خود نیازمند به بازخوانی سنت مبارزاتی گذشته خود است، تا با توجه و بررسی جوانب و اثرات آن بتواند، به تدوین استراتژی مؤثر و منطبق با شرائط جدید اقدام کند.
حمید
به بهانه معرفی کتاب عقل ساد؛ نوشته موریس بلانشو/ حمید ملک‌زاده
«هر دختر جوانی که یک صفحه از این کتاب را بخواند گمراه خواهد شد» وقتی رسو این جمله را درباره کتاب سرگذشت شوژستین یا مصائب تقوا که در سال ۱۷۹۷ و با قلم مارکی دو ساد منتشر شده بود نوشت به نیروی عام شدیدی اشاره می‌کرد که نه تنها در این نوشته خاص «مارکی قدیس» وجود دارد بلکه به یکی از مهم‌ترین کیفیات موجود در چیزی اشاره کرد که بعدها موریس بلانشو از آن با نام عقل ساد یاد کرد و در مقاله‌ای مفصل به صورت‌بندی آن مشغول شد. مقاله‌ای که در سال ۱۳۹۵ و با ترجمه خانم سمیرا رشیدپور و در قالب یکی از کتاب‌های مجموعه تئوری پراکسیس در نشر بیدگل به فارسی‌زبانان ارائه شد. در این نوشتار سعی خواهم کرد تا به بررسی مختصر آنچه در مقاله بلانشو در این کتاب برای ما حاضر شده است بپردازم.
photo_2016-11-10_14-42-41
متن یک گفت و گوی تلگرامی
میراصغر موسوی

عقیق بوسه متن گفت وگوی تلگرامی یک پدر و فرزند است. پدر متولد نیمه دوم دهه سی است و دختر نیمه دوم دهه هفتاد. رویا شرقی بین این دو قرار دارد. او حلقه واسط این دو نسل است. مرا ببوس اما، نه حلقه واسط که میراث مشترک این سه نسل است.
پدر بر دست و پا و صورت و لبهای خونین زیادی بوسه زده است و لبهایش هرچند رنگ پریده است ولی هنوز طعم گس خون دارد.
رویا خود اما ماننند خون است. جهنده، پرشتاب و تهییج کننده است. آدم معرکه است و همیشه در وسط آن می ایستد. او جنون دارد و جنونش ترکیبی از عشق و خون است.
رویا جوان و پرآرزو است ولی سال هاست که کمرش خمیده است. میراث شکست پی در پی پدران و مادران این سرزمین در همه ی دهه ها، روی دوش و شانه های او سنگینی می کند. وزن بار قرن ها شکست هرکمری را می شکند. رویا اما چون فولاد است و فقط اندکی خمیده است. او پرنفس و پرآرزو است ومایل نیست، این میراث (شکست) را بر دختران و پسران دهه هفتاد و هشتاد تحویل دهد.
رویا بذر امید می پاشد، گیرم که این سرزمین بیشتر شوره زار است.
دختر اما در آغاز است. حس های او چون تنش هنوز کال و نارس است. پدر را با تمامیت دیده و احساس همدردی با او می کند. ولی به رویا دلبسته است، رویای او آزادی، عدالت، نان، بهداشت، تحصیل، مسکن و ... برای همه ی انسان هاست.
لب های او بکر، کال و نارس است. بوسه را هنوز مزه نکرده اند ولی از این گفت وگو می توان فهمید، که دارد آن را مضمضه می کند.
با امید به اینکه روزی فرارسد که همه لبها هنگام بوسیدن، داغی خون را در لبهای معشوق حس کند و به شور و وجد آید، نه طعم گس خون شهید را مزه کند، که وزن بار سنگین تاریخی را روی دوش بوسه کننده سنگین تر می کند.
پدر با حسرت به پشت سر نگاه می کند. رویا میان گذشته و آینده پل زده و شاخه ی گل سرخ به دست دارد. دختر دارد می آید تا بر شاخه ی گل سرخ رویا بوسه زند.

ارفه نمایش
قربان عباسی/ خوانشی از نمایشنامه چهره ارفه/ اولیویه پی/ مترجم: سمیرا رشیدپور
ارفه شاعر و نوازنده چنگ که صدایش سنگ‌ها و حیوانات را به سخن در می‌آورد همسر محبوبش اریدیس را در اثر مارگزیدگی از دست می‌دهد. ارفه به ناچار نزد‌ هادس می‌رود و با التماس و تمنای زیاد از فرمانروای مردگان و خدای دنیای زیر زمین تاریک می‌خواهد تا اریدیس را بار دیگر به زندگی بازگرداند...

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)