تاری که آواز می‌خواند

۲۵ مهر ۱۳۹۲
یکی از ویژگی‌های کار شهناز همزمانی رضایت مخاطب و توجه به سطح کیفی موسیقی بود، از این رو شهناز یکی از هنرمندانی بود که توانایی نفوذ روی مردم عادی را داشت و می‌توانست از طریق کارش، فرهنگ عمومی را ارتقا ببخشد.

13-6-17-231124jalil shahnazفرشید زارع

درآمد

زخمه ساز استاد جلیل شهناز بیش از نیم قرن فضای ایران را فتح کرد. نوازنده‌ای که ابتکارات و ذوق درونی‌اش فضایی متفاوت به نوازندگی او بخشیده بود، آنچنان که استادان بسیاری در وصف او سخنوری کرده‌اند.

شاید این گفته استاد شجریان بیش از همه شهرت پیدا کرده باشد که «من از تار استاد شهناز بیش از هر معلم دیگری آواز خواندن آموخته‌ام»

یکی از ویژگی‌های کار شهناز همزمانی رضایت مخاطب و توجه به سطح کیفی موسیقی بود، از این رو توانایی نفوذ روی مردم عادی را داشت

استاد شهناز در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه مقام استادی رسید. پدرش شعبان خان علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم از نوازندگان کمانچه بود. جلیل شهناز از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

او در جوانی با حسن کسایی آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری از برنامه‌ها به عنوان تک‌نواز شرکت کرد.

شهناز در دوره تقابل دو جریان مهم در موسیقی ایران ظهور کرد جریان اول که اساتیدی نظیر علی اکبر خان شهنازی در آن درخشیدند، قائل به موسیقی ردیفی و اجرای ردیف‌ها بودند اما جریان دوم که استاد شهناز در آن جریان خودنمایی می‌کرد، از ردیف‌ها در جهت محصور نماندن در چارچوب بهره می‌بردند.

شهناز تلاش می‌کرد با ارائه بداهه نوازی هم از نظر اجرای ردیف‌ها و هم جوهره معنایی، به گونه‌ای عمل کند که مخاطب عام را نیز با خود همراه سازد.

یکی از ویژگی‌های کار شهناز همزمانی رضایت مخاطب و توجه به سطح کیفی موسیقی بود، از این رو شهناز یکی از هنرمندانی بود که توانایی نفوذ روی مردم عادی را داشت و می‌توانست از طریق کارش، فرهنگ عمومی را ارتقا ببخشد.

وقتی گوشه‌ای می‌نواخت خودش را مجبور به نواختن نعل به نعل ردیف‌ها نمی‌کرد تا به تکرار بیافتد بلکه با تسلط و سیطره‌ای که بر موسیقی داشت، آن گوشه را از آن خود می‌کرد و به همین سبب همیشه نوعی طراوت و شادابی از نوای سازش پراکنده بود.

چکیده موسیقی ایران

به قول حسن کسایی، او چکیده موسیقی ایران بوده و لقب استادی برای او کم و ناخوانا است؛ چنانکه سید علیرضا میرعلی نقی مورخ موسیقی هم نوشته: «جلیل شهناز جزو نوازندگانی است که مرتبه و جایگاه‌اش او را از لقب استادی بی‌نیاز می‌کند. لقب استادی را به شخصی می‌دهند که با همتایان خودشان قابل سنجش باشند اما استاد شهناز اساسا با کسی قابل سنجش نیست. او از نوازندگان انگشت شماری است که اضداد درون گرایی (گفت‌و‌گو با خویشتن) و برون گرایی (راضی ساختن شنونده مستعد) را در کمال و تعادل با یکدیگر دارد.»

در دوره‌ای که شهناز به رادیو آمد و از آن به عنوان عصر طلایی رادیو یاد می‌شود، وی با تکنیکی مثال زدنی و البته خلاقیتی کم نظیر بقیه تارنوازان را به کناری زد و خود بر صدر قرار گرفت.

امکانات ضبط و استودیوهای تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به او داد تا بتواند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش دل هر شنونده و بیننده‌ای را تسخیر کند. مهم‌ترین اثری که رادیو در اجرای موسیقی کلاسیک ایران گذاشت، علاوه بر دموکراتیزه کردن موسیقی کلاسیک ایرانی، ایجاد رابطه پیوسته با مخاطب و دریافت واکنش‌ها و اثرگذاری‌های موسیقی نزد عموم بود. حضور پیوسته شهناز در رادیو از اواخر دهه ۲۰ و دهه ۳۰ در کنار مهم‌ترین و شاخص‌ترین استادان موسیقی کلاسیک ایران در بیش از نیم قرن، جایگاه شهناز و چند نوازنده دیگر را در میان تکنوازان و نوازندگان رادیو متفاوت کرد. ضبط برنامه‌های فراوان و نیز کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران بود.

به قول حسن کسایی، او چکیده موسیقی ایران بوده و لقب استادی برای او کم و ناخوانا است؛

چنانکه سید علیرضا میرعلی نقی مورخ موسیقی هم نوشته: «جلیل شهناز جزو نوازندگانی است که مرتبه و جایگاه‌اش او را از لقب استادی بی‌نیاز می‌کند. لقب استادی را به شخصی می‌دهند که با همتایان خودشان قابل سنجش باشند اما استاد شهناز اساسا با کسی قابل سنجش نیست.

­پدیده ای در جواب آواز

شهناز علاوه بر تکنوازی‌های درخشان، از جمله بهترین جواب آوازهای ثبت شده در این موسیقی را از خود بر جای گذاشت. جواب آواز و همراهی با استادان این فن همچون ادیب خوانساری، بنان، تاج اصفهانی و نسل بعد از آن‌ها همچون ایرج و گلپا و شجریان و حتی نسلی بعد‌تر به کارنامه جواب آواز جلیل شهناز، طولی به اندازه سه نسل موسیقی ایران داده است. اکثر این خوانندگان به نام گواهی داده‌اند که بهترین جواب آواز‌ها را از شهناز گرفته‌اند. گویا او عادت داشته قبل از اجرا، مصرع اول شعر را از خواننده بپرسد. به این ترتیب با شناخت از عروض شعر فارسی، ضرب آهنگ مصرع اول را بدل به موتیف ضربی‌ها و تم اصلی آواز می‌کرده است. به همین دلیل، ساز و آوازهای مانده از اجرای شهناز بسیار یکدست با زبانی درهم تنیده میان سازو آواز و در عین حال پیوسته و گویا پیش می‌رود.

maxresdefault

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسایی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسن خواجه امیری و محمدرضا شجریان همکاری داشته‌است.

وی در دهه ۶۰ همراه بافرامرز پایور، علی اصغر بهاری، محمد اسماعیلی و محمد موسوی گروه اساتید را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

جلیل شهناز، علاوه بر نواختن تار که ساز اختصاصی او بود با نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی داشت هرچند همواره از شناخته شدن با سازی غیر از تار پرهیز می‌کرد.

ایمان وزیری-نوازنده تار و آهنگساز- نزد پسر ارشد جلیل شهناز در دوسلدورف آلمان، اجرایی از کمانچه او را در ضبطی خصوصی شنیده است. شهناز پیش از اجرا، ابتدا کمی درباره کمانچه نوازی حرف زده و گفته که دیگر از سبک و سیاق گذشته این ساز اثری باقی نمانده است. بعد هم تاکید کرده که به اصرار خانواده، این کمانچه را می‌زند تا برای آنان به یادگار بماند؛ اجرایی در مایه اصفهان که وزیری گواهی می‌دهد بهترین اجرای کمانچه‌ای بوده که تا آن روز شنیده است.

در سه تار نوازی نیز او سبک ویژه خود را داشت. بیانی طناز با تاکید بر تک سیم و استفاده ویژه از سکوت، سه تار شهناز را در دسته سبک احمد عبادی جای می‌دهد، اما بیان شخصی او به سادگی از سبک عبادی قابل تشخیص است. تسلط شهناز بر ساز تنبک و به تبع شناخت ظرایف ریتم‌های ایرانی، در تار او نیز متجلی بود. ضربی‌ها و چهار مضراب‌های شهناز، بخش‌های جدانشدنی در هر اجرای او بودند. با اینکه سنت چهارمضراب در اجرای موسیقی کلاسیک ایران از دوره قاجار و مشخصا از زمانه درویش خان متداول شده اما می‌توان گفت که شهناز آن را به اوج رساند.

اوج دوران شهناز

ساز استاد شهناز، اما در دوره آخر نوازندگی او، دهه ۶۰ تا میانه‌های ۷۰، به اوج کمال و پختگی رسید. در این دوره شهناز ظرافت‌هایی را در بداهه نوازی و ردیف نوازی به کار بست که کمتر نوازنده‌ای قادر به انجام آن بود. در این دوره تار شهناز آواز می‌خواند، چرا که جمله بندی‌ها، ملودی‌ها و حتی ترکیب نغمات به گونه‌ای کنار هم قرار می‌گرفت که گویی این ساز نیست، بلکه شاعری چیره دست و آشنا به رموز و ظرایف شعری است که در بحرهای مختلف و اوزان متفاوت شعر می‌سراید. تکیه‌ها، تاکید‌ها، راست و چپ‌های شفاف و نیز بسیاری از تکنیک‌های نوازندگی در این دوره در دستان این پیر همانند مومی بود که به هر طرف که بخواهد و هر شکل که بطلبد در می‌آید.

آخرین اجرای شهناز در سال ۸۳ زمانی که به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد، بر صحنه جان گرفت و بعد از آن به علت کهولت سن، کمتر در انظار ظاهر شد. در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد و در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان نام گروهی که با آن کار می‌کرد را به افتخار وی، گروه شهناز گذاشت.

استاد جلیل شهناز نوازنده پیشکسوت موسیقی و نوازنده تار در سن ۹۲ سالگی و در ۲۷ خردادماه سال جاری، دار فانی را وداع گفت.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)