جامعه شناسی رمان

۲۶ مهر ۱۳۹۲
درباره «جامعه‌شناسي رمان» نوشته جورج لوکاچ
عنوان اين كتاب «جامعه‌شناسي رمان» است و به نظر مي‌رسد ترجمه‌اي از كتابي با عنوان «بالزاک و رئاليسم فرانسوي» باشد كه در سال 1979 در پاريس منتشر شده است.

georg-lukacsدرنگ- «جامعه شناسی رمان» اثر جورج لوکاچ و ترجمه محمد جعفر پوینده با چهار مقاله‌ی مهم در حوزه‌ی رمان به بالزاک، استندال و زولا اختصاص داده شده است . لوکاچ در این مقالات، لایه‌ جامعه‌شناختی آثار این نویسندگان را واکاوی می‌کند. در پیش‌گفتار این اثر به زیبایی‌شناختی رمان می‌پردازد و بر این عقیده پا می‌فشارد که پیش از ژید و پروست، بالزاک و استندال، رمان بورژوازی را به اوج خود رسانده‌اند.
لوکاچ برای آفرینش های ادبی توسط آفریننده‌ اثر، تعین اجتماعی قائل بود. او با دسته بندیِ دوگانه نویسندگان به دو گروه نویسندگانی که نظاره‌گر صرف هستند و نویسندگانی که در دل جامعه زندگی می‌کنند(شرکت یا عدم شرکت نویسندگان در زندگی اجتماعی، درگیر شدن در پیکارهای جامعه یا  نظاره‌گر صرف بودن)، در این مورد بحث را به پیش می‌برد و تضادهای جهان‌بینی نویسنده گان و بازآفرینی صادقانه‌ی جهان محسوس را در همین می‌بیند و بیان‌ می‌کند.  

رئالیسم پیروز
بهاران امینی – «حدود پانزده سال از زمان نگارش مقاله‌هايي كه در اين كتاب كوچك گرد آمده‌اند مي‌گذرد. به همين دليل جاي اين پرسش باقي است كه چرا من مشخصاً امروز به انتشار آن‌ها مي‌پردازم. در برخورد اول چنين به نظر مي‌رسد كه اين مقاله‌ها هيچ امروزين نيستند. موضوع يا لحن ‌آن‌ها، در اساس، در خور جو عام امروز نيست. اما من بر اين باورم كه امروزگي آنها دقيقاً‌ در آن است كه با برخي از جريان‌هاي ادبي‌ـ فلسفي به مخالفت برمي‌خيزد كه هنوز در روزگار ما رواج گسترده دارند، بي‌آنكه مجادله‌اي بسيار مبسوط باشند. »
جورج لوكاچ پيشگفتار خود بر كتاب «پژوهشي در رئاليسم اروپايي» را با اين عبارات آغاز مي‌كند. پايين پيشگفتار نوشته شده: بوداپست – اكتبر 1948. اما، با وجود گذشت بيش از شش دهه، توجيه او براي انتشار و به تبع آن خوانش مقالاتش در مورد ادبيات، رمان و رئاليسم هنوز به اندازه كافي قانع كننده است.
به نظر مي‌رسد «امروزگي» نوشته‌هاي اين جامعه‌شناس مجارستاني نه تنها در آغاز نيمه دوم قرن بيستم در آن بود كه «با برخي جريان‌هاي ادبي و فلسفي» به مخالفت برمي‌خاست كه اكنون نيز اوضاع به همان منوال است: نظرات لوكاچ هنوز جاندار، جذاب و خواندني است و اين ويژگي‌ها به اين دليل وجود دارد كه او يكي از عميق‌ترين، دقيق‌ترين و همه‌جانبه نگرترين جامعه‌شناسان قروني است كه بشر علمي را به عنوان علم شناخت جامعه مدرن پذيرفته است.
در ستايش لوكاچ معمولاً‌ عنوان مي‌شود او كتاب «تاريخ و آگاهي طبقاتي» را كه اكنون جزء متون كلاسيك ماركسيسم به شمار مي‌رود قبل از پيدا شدن و انتشار «دست‌نوشته‌هاي اقتصادي و فلسفي» ماركس نوشته است.
«تاريخ و آگاهي طبقاتي» از چندين جهت بنيادي دلالت‌هاي فلسفي دست‌نوشته‌هاي 1884 ماركس را كه تقريباً‌ يك دهه ديرتر از آن به چاپ رسيد پيش‌بيني كرده بود. با اين وجود، اين اتفاق، به تنهايي ارزش لوكاچ را مشخص نمي‌كند. اين جامعه‌شناس مجارستاني جايگاه مشخصي در جامعه‌شناسي دارد كه او را هم‌رديف جامعه‌شناسان بزرگ قرار مي‌دهد چنانكه، جورج ريتزر درباره او مي‌نويسد: «لوكاچ يك نظريه جامعه‌شناختي غني داشت، هرچند كه اين نظريه آغشته به اصطلاحات ماركسيستي است. او به رابطه ديالكتيكي ميان ساختارهاي (بيشتر اقتصادي) سرمايه‌داري، نظام‌هاي فكري (به ويژه آگاهي طبقاتي)، انديشه فردي و سرانجام، كنش فردي، توجه داشت.»
نوشته‌هاي لوكاچ هرچند همه‌جا مرتبط با جامعه‌شناسي است اما، به هيچ وجه محدود به اين دانش نمي‌شود چنانكه، او به عنوان يكي از بزرگترين منتقدان ادبي قرن بيستم شناخته مي‌شود. نوشته‌هاي او به دو دسته نوشته‌هاي نظري در حوزه جامعه‌شناسي و نقدهاي ادبي تقسيم مي‌شود. او با نوشتن «نظريه رمان»، «جان و صورت» و «پژوهشي در رئاليسم اروپايي» جايگاه خود را به عنوان يكي از تأثيرگذارترين نظريه‌پردازان حوزه زيبايي‌شناسي در قرن بيستم تثبيت كرده است.
«پژوهشي در رئاليسم اروپايي» كه براي اولين‌بار در سال 1948 منتشر شده است در ايران يك بار به صورت كامل با ترجمه اكبر افسري به بازار كتاب آمده است و كتابي كوچك‌تر مشتمل بر پيشگفتار و چهار فصل ابتدايي آن نيز با ترجمه محمدجعفر پوينده يك بار توسط نشر ني و يك بار توسط نشر ماهي به خوانندگان فارسي زبان عرضه شده است.
عنوان اين كتاب «جامعه‌شناسي رمان» است و به نظر مي‌رسد ترجمه‌اي از كتابي با عنوان «بالزاک و رئاليسم فرانسوي» باشد كه در سال 1979 در پاريس منتشر شده است.
اين كتاب كمتر از دو اثر مهم ديگر لوكاچ يعني «نظريه رمان» و «جان و صورت» كه در حوزه نقد ادبي قرار دارند و هر دو نيز به فارسي ترجمه شده‌اند، مورد بحث و بررسي قرار گرفته است اين در حالي است كه، «پژوهشي در رئاليسم اروپايي» يا «جامعه‌شناسي رمان» اگر نگوييم مباحثي مهم‌تر از دو كتاب تقدير شده لوكاچ در نزد فارسي‌زبانان را مطرح مي‌كند حداقل اين هست كه به اندازه آن دو كتاب، حاوي مطالب اساسي، چالش‌برانگيز و قابل تأمل است.
لوكاچ در پيشگفتار خود بر كتاب با آوردن عباراتي چون «رئاليسم سترگ راستين» و «پيروزي رئاليسم» به روشني نشان مي‌دهد فرم مورد نظر او براي رمان، رئاليسم است. كتاب او اول در دفاع از رئاليسم و دوم در تبيين و توضيح آن است و پرداختن او به اين موضوع آنقدر جذاب است كه خواننده را ميخكوب مي‌كند. او مي‌نويسد: «رئاليسم سترگ‌ِ راستين، انسان و جامعه را از ديدگاهي صرفاً‌ انتزاعي و ذهني به نمايش نمي‌گذارد، بلكه آن‌ها را در تماميت پويا و عيني‌شان به روي صحنه مي‌آورد. برمبناي اين معيار، گرايش به دروني ساختن صرف و گرايش به بيروني ساختن صرف، هر دو به شيوه‌اي واحد موجب فروكاستن و تباهي همه انواع هنر مي‌شود. در مقابل، رئاليسم مستلزم انعطاف‌پذيري، ترسيم همه‌جانبه اشخاص، زندگي مستقل انسان‌ها و روابط آنان با يكديگر است. رئاليسم به هيچ‌وجه به معناي ردّ صرف رنگ‌آميزي‌هاي مختلف كه در دل زندگي مدرن گسترش مي‌يابد، و ردّ پويايي خلق‌وخوها و حالت‌هاي رواني نيست و فقط مخالف آن است كه پرستش رنگ و خلق‌وخوي گذرا، كليت انسان و خصلت تيپيك عيني افراد و موقعيت‌ها را پاره‌پاره كند.»   
اين عبارات به تنهايي نشان‌دهنده عمق نويسنده در پرداختن به موضوع است. او آنچنان كه در بخشي از كتاب از «جامعه‌شناسي عوامانه» انتقاد مي‌كند، خود مرزهاي مشخصي با آن دارد و اين رعايت خطوط به نوشته او جان و اعتبار مي‌دهد.
لوكاچ در «پژوهشي در رئاليسم اروپايي» از بالزاك آغاز مي‌كند، به استندال و زولا مي‌پردازد و در ادامه تولستوي و گوركي را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. جان كلام او در همان عباراتي كه از پيشگفتار ذكر شد، آمده است؛ عباراتي كه در واقع، يك توصيه به ادبيات و رمان است و همزمان كه پيوند ادبيات و زندگي را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد، به پيوند ميان ادبيات و مبارزه نيز مي‌پردازد. براي لوكاچ كاربست آن «نظريه جامعه‌شناختي غني» كه صاحب آن است در حوزه ادبيات و هنر اهميت دارد. او معتقد است: «نبرد طبقاتي بايد از سطح ضرورت اقتصادي به سطح هدف آگاهانه و آگاهي طبقاتي كارآمد، بالا كشيده شود. هرگاه نبرد به چنين نقطه‌اي برسد، پرولتاريا توانايي دست‌يازيدن به عملي را خواهد داشت كه مي‌تواند نظام سرمايه‌داري را سرنگون سازد.»
او در «پژوهشي در رئاليسم اروپايي» مي‌نويسد: «زندگي، هرگاه با صداقت و ژرفنگري در ادبيات بازآفريني گردد، كارسازترين وسيله است براي آشكار ساختن معضلات حيات اجتماعي و كاري‌ترين حربه‌اي است كه مي‌تواند در پيكار آماده‌سازي عقيدتي در جهت تحقق انقلاب دموكراتيك، كه در طلبش و در انتظارش بودند، به كار گرفته شود. تا جايي كه منتقدان بزرگ روسي با ريشه‌ها و ماهيت و ارزش و تأثير ادبيات سروكار دارند و تا جايي كه تلاش مي‌كنند، به مدد نقدهاي مثبت و منفي خود، نفوذ عملي و انقلابي ادبيات را پردامنه‌تر و عميق‌تر و سريع‌تر سازند، صفت «نقد تبليغي» سزاوار آثارشان هست.»
جداي از اين هدف كلي، او پرداختي جزءنگرانه نيز به موضوع دارد و با بررسي و مقايسه او فرم نوشتاري رئاليستي و ناتوراليستي، به درستي مسئله بازآفريني واقعيت را مورد مداقه قرار مي‌دهد. او در ترجيح يكي از اين دو فرم، رئاليسم را بر‌مي‌گزيند و اين يك انتخاب به نفع هنر است. براساس فرم ناتوراليستي نويسنده به شرح جزءبه‌جزء و وفادارانه واقعيت‌ها مي‌پردازد اما، از نظر لوكاچ اين، آن چيزي نيست كه هسته واقعيت را آشكار مي‌كند بلكه، نوعي ظاهربيني و چه بسا كشتن واقعيت است. او مي‌نويسد: «رمان ناتوراليستي تجربي، چيزي نيست مگر كوشش در راه ابداع روشي كه براي نويسنده‌اي كه به سطح تماشاگر صرف فرو كاسته شده است،‌ امكان تسلط آفرينش‌گرانه و رئاليستي بر واقعيت را فراهم مي‌آورد.»  او حتي مي‌نويسد: «زولا از آن رو توانسته است نويسنده‌اي بزرگ بشود كه برنامه پيشنهادي خود را به تمامي اجرا نكرده است.»  در نظر او «رئاليسم يعني جست‌وجوي ذات واقعيت در پس ظاهر آن.»
از همين منظر است كه او ستايشگر بالزاك و تولستوي و منتقد زولا و استندال مي‌شود. ستايش از بالزاك و تولستوي آن‌گونه كه لوكاچ اين كار را انجام مي‌دهد خود عبرت‌آموز است. دلايل ستايش او خود توصيه‌اي جامعه‌شناختي است و روش درست نگاه و قضاوت را مشخص مي‌كند. همان‌طور كه او عنوان مي‌كند ديدگاه‌هاي سياسي و اجتماعي بالزاك و تولستوي به قدر كافي مرتجعانه هستند. او مي‌نويسد: «بي‌ترديد در اينجا با يكي از مسايل بزرگ ادبي در جامعه طبقاتي روبه‌رو مي‌شويم. دامنه موضوعي كه انگلس به هنگام سخن گفتن از بالزاك آن را «پيروزي رئاليسم» مي‌نامد، تاریخ آفرينش هنري رئاليستي را در بر مي‌گيرد. اين مفهوم، معناي رئاليسم حقيقي را نشان مي‌دهد: اشتياق آتشين بزرگ به واقعيت، تعصب‌ورزي او نسبت به واقعيت، و جنبه اخلاقي آن: صداقت نويسنده. اگر در نزد رئاليستی به بزرگي بالزاك، استندال يا تولستوي، پيشرفت هنري دروني موقعيت‌ها و اشخاصي كه آنان به تصور درآورده‌اند با گرامي‌ترين پيش‌داوري‌هايشان و يا حتي با باورهاي مقدسشان در تضاد قرار گيرد، آنان در كنارگذاشتن پيش‌داوري‌ها و باورهايشان و در توصيف آنچه در واقع مي‌بينند لحظه‌اي درنگ و ترديد روا نخواهند داشت. اين سرسختی در پايبندي به تصوير بي‌واسطه و ذهني از جهان، ژرف‌ترين اصل اخلاق ادبي رئاليست‌هاي بزرگ است كه تضاد قاطع دارد با آن نويسندگان كوچكي كه هميشه در عمل واقعيت را با جهان‌نگري خود منطبق مي‌سازند، يعني آن تصويري تحريف شده و كاذب از واقعيت ارائه مي‌دهند و جهان‌نگري خود را بر اين تصوير تحميل مي‌كنند.»
او همچنين در مورد تولستوي مي‌نويسد: «اينجا چيزي كه اهميت دارد اين نيست كه محتواي اين موعظه‌ها صحيح یا غلط است – تولستوي هم دست كم به همان اندازه ايبسن مهملات ارتجاعي تبليغ مي‌كند – آنچه مهم است آن جنبش اجتماعي است كه همين موعظه‌ها، با همه محتواي كاذب خود، تبيين مي‌كنند.»
نظريات لوكاچ در حوزه نقد ادبي اكنون با گذشت سال‌ها از زمان نگارش آن همچنان صائب است. بسياري از آنچه او مي‌گويد به صورت قوانيني پذيرفته شده و قواعدي فراگير در آمده است و دانستن قوانين و قواعد به همان اندازه كه مرزها و خطوط كلي را مشخص مي‌كند، براي كساني كه به نوشتن اشتغال ندارند بلكه مخاطب نوشته‌هاي ديگرانند، اين موهبت را دارد كه سنجه‌اي براي ارزيابي در اختيار خواهند داشت. از طرف ديگر، خواندن يك رمان براي آنها يك كار تجريدي نخواهد بود بلكه، آنها رشته‌هايي را كه ميان يك رمان با واقعيت و زمينه‌هاي نگارش آن وجود دارد درك مي‌كنند. ادبيات و رمان براي لوكاچ‌خوان‌ها يك سرگرمي يا زنگ تفريح نيست. آ‌نها با ادبيات زندگي مي‌كنند و به درستي آن را نوعي مبارزه تلقي خواهند كرد.

پي‌نوشت
. لوكاچ، جورج. جامعه‌شناسي رمان. ترجمه محمدجعفر پوئيده. تهران: نشر ماهي. 1388. ص 7.
. ريتزر، جورج. نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر. ترجمه محسن ثلاثي. تهران: نشر علمي. چاپ هفدهم. 1390. ص 97.  
. جامعه‌شناسي رمان،‌ صص 12 و 13.  
. نظريه‌هاي جامعه‌شناسي در دوران معاصر. ص 197.  
. لوكاچ، جورج. پژوهشي دررئاليسم اروپايي. ترجمه اكبر افسري. تهران: علمي و فرهنگي. چاپ دوم. 1384. ص 133.  
. جامعه‌شناسي رمان. ص 132.  
. جامعه‌شناسي رمان. ص 134.  
. جامعه‌شناسي رمان. ص 124.  
. جامعه‌شناسي رمان. ص 19 و 20.  
. پژوهشي در رئاليسم اروپايي. ص 236.  

 

نظر شما چیست؟

  1. Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226
    class="comment even thread-even depth-1" id="li-comment-61">
    Guest :

    نقد و برسی ای که در حوزه کتاب اجام می هید خیلی خوب عالی است.خواستم بگویم اگر کمی مبسوط تر بشود و از قسمت های دشوار متن گره گشایی شود کمک زیادی جهت فهم قسمت های دشوار به خوانندگا ن می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)