تراولینگ به گوسفندان واژگون

۲۷ مهر ۱۳۹۲
سینمای تئو آنجلوپولوس
در باززایی خاطراتم از یونان، تئو آنجلوپولوس زیباترین ‏اسم خوش‌آوایی‌ست که رستاخیز می‌کند و تکمیل و بی‌نقص، یادم می‌آورد که زمانی همه چیزم بود و این ‏جایگزین‌های امروزی، همه نسخه‌های معیوب و بی‌مزه‌ای هستند که درجا در ذهنم می‌پُکند و باز هموست که ‏دست‌نخورده و سالم، بر فراز مرگ می‌ایستد و نگاهم می‌کند.

تراولینگ به گوسفندان واژگونآرش سنجابی در این کتاب شش فیلم از تئودوروس آنجلوپولوس، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده یونانی را ‏به بوته نقد کشیده است. ‏
آنجلوپولوس که در سال 1935 در آتن متولد شد، فیلمساز برجسته‌ای است که اولین فیلم خود را در سال ‏‏1965 ساخت؛ ولی اروپا اولین‌بار در سال 1970 او را به عنوان فیلمسازی مهم و جدی شناخت. آثار او برنده ‏جایزه‌های متعددی از فستیوال کن شده است. برخی از فیلم‌های او که در این کتاب مورد بررسی قرار ‏گرفته‌اند، عبارتند از: دشت گریان (2004)، سفر به سیتِرا، زنبوردار (1986)، نگاه خیره اولیس (1995)، ابدیت ‏و یک روز (1998) و گام معلق لک‌لک (1991).‏
آرش سنجابی در بخش آغازین کتاب خود می‌نویسد: «در باززایی خاطراتم از یونان، تئو آنجلوپولوس زیباترین ‏اسم خوش‌آوایی‌ست که رستاخیز می‌کند و تکمیل و بی‌نقص، یادم می‌آورد که زمانی همه چیزم بود و این ‏جایگزین‌های امروزی، همه نسخه‌های معیوب و بی‌مزه‌ای هستند که درجا در ذهنم می‌پُکند و باز هموست که ‏دست‌نخورده و سالم، بر فراز مرگ می‌ایستد و نگاهم می‌کند. تصور مرگ بعضی از انسان‌ها دشوار است؛ ‏هیچ‌گاه نمی‌توانی بپذیری که دراز به دراز ـ‌مثل آدم‌های معمولی‌ـ بیفتند و بمیرند. حتا بعضی‌ها با مرگشان ‏شکوهی اساطیری می‌گیرند. گمانم آنجلوپولوس از این دسته است. بزرگی آنجلوپولوس برایم در نقطه‌ای قرار ‏دارد که هیچ‌گاه نمی‌توانستم زنده بودنش را بپذیرم… همان‌جور که زنده نبودن پروست و شاملو و هیچکاک و ‏کامو، در باورم سیمایی رویاگون و دست‌نیافتنی از آنها رسم کرده است، مرگ عجیب آنجلوپولوس هم ـ‌با آن ‏موتورسیکلت نحس در سر صحنه فیلمبرداری‌ـ او را در ذهنم به گوشه‌ای امن و دست‌نیافتنی می‌فرستد. دیگر ‏دغدغه‌ي این را ندارم که نکند روزی فیلمی بسازد که آنجلوپولوسی نباشد. او هم مثل تارکوفسکی و ‏کیشلوفسکی و خیلی‌های دیگر، جدای از دنیای زندگان، با لبخندی مرموز، انگار می‌خواهد بگوید: سینما این ‏است؛ چیزی که من خلق کردم». ‏
از نظر او، سینمای محبوب آنجلوپولوس سینمایی‌ست که ریتمی کند دارد، بر برداشت‌هایی بلند و یک تِیک ‏متکی‌ست و آن‌قدر توان دارد که رقت‌انگیزترین لحظات آدم‌هایش را در شاعرانه‌ترین فرم توصیف کند (اغلب ‏چرخش‌های دو نفره در آثارش). دیالوگ‌ها تا سرحد ممکن موجزند و انسان‌ها تنها در مواقع بسیار ضروری ‏حرف می‌زنند و جمله‌ها عموماً اخباری‌ست و این سکون است که به یک جان‌بخشی بعدی پیوست می‌خورد. به ‏اعتقاد وی شاید به همین دلیل باشد که آنجلوپولوس همواره سکوت را با موسیقی پر می‌کند. به گمان او، آثار ‏آنجلوپولوس بدون موسیقی به مردی عقیم می‌مانند. عموماً شروع موسیقی از اکسترمم لانگ‌شات است و با ‏بسته شدن و رسیدن به کلوز، ذره ذره حجم می‌گیرد و در بسته‌ترین فرم، پرحجم‌ترین است. ‏
در بخش اول این کتاب درباره ویژگی بارز آثار پولوس می‌خوانیم: «یکی دیگر از مهم‌ترین نشانگان آثار ‏آنجلوپولوس وجود عنصر مکمل در ایجاد شرایط تثلیث است. از همان نخستین اثر این فیلم‌ساز، همواره ‏جفت‌ها مورد تهدید شخص سومی قرار می‌گیرند که گاه خود این شخصِ سوم هم در آنِ واحد در تثلیثی دیگر ‏حضور دارد. گویی در سینمای آنجلوپولوس هیچ‌گاه روابط دودویی به پایداری نمی‌رسد و این است که بیننده به ‏جای حرکت بر روی خط زوجین، به هندسه‌ی مثلث سه نفره وارد می‌شود و این از خصوصیات بارز سینمای ‏آنجلوپولوس است. گویی شرح کسالت‌بار زندگی دونفره هیچ شعفی را در آنجلوپولوس برنمی‌انگیزد…».‏
نویسنده درباره طبیعت و شکل استفاده آنجلوپولوس از آن معتقد است طبیعت در آثار او به مصداق کلیدی‌ست ‏که از همان نخستین پلان به‌سادگی ـ‌در ظاهر امر‌ـ در دست بیننده قرار می‌گیرد. اما نکته قابل تأمل، اجزای این ‏طبیعت در حالت منفرد است. از نظر وی، دریا (و قایق) از مهم‌ترین ابزارهای سینمای آنجلوپولوس هستند و ‏این ابزار آشنا و هزاران بار دیده‌شده، به گونه‌ای در برداشت‌های طولانی و بدون قطع او دیده می‌شوند که گویی ‏برای نخستین بار است که داریم دریا یا قایق و درخت و… می‌بینیم! و طوری در همین تصاویر همیشگی ‏چشم‌چرانی می‌کنیم که انگار آخرین فرصتمان برای دیدن آنهاست. معماری خانه‌ها و فرم استفاده از پنجره‌ها ‏و حتی اتومبیل‌ها و لباس بازیگران و… همه همه در انحصار آنجلوپولوس است. ‏
او سخن خود را این‌طور ادامه می‌دهد: «با درک همین ابزارها و مناسبات بین آدم‌ها و دیگر مصالح است که ‏جهان آنجلوپولوسی خلق می‌شود و نکته‌ی مغفول‌مانده‌ی این بحث، تضاد این دنیای  ساکن زیبا با تبعید هولناک ‏کاراکترها به درون خود و غم ویرانگر پیرامونشان است. تضادی که من مایلم آن را تضاد زیبا و دوست‌داشتنی ‏سینمای آنجلوپولوس بنامم.‏
شاید آن چیزی که این تضاد را بیش از هرچیز زیبا می‌کند بررسی جزء جزء عواطف است. به طور مثال، عشق ‏در اکثر آثار آنجلوپولوس در وضعیتی خاص به وجود می‌آید و آن تعاریف متعارف و عمومی که می‌گویند ‏عشق حاصل واکنش‌های بیوشیمیایی‌ست وغیره وغیره را به کل پس می‌زند و فارغ از کارکرد فرهنگ لغتی‌اش، ‏می‌تواند بیننده را دچار تردیدهایی اساسی کند و به شک درباره‌ی همه‌ی تئوری‌های پذیرفته‌ی پیشین‌اش ‏بیندازد.‏
در بیشتر آثار آنجلوپولوس گاه عشق به ساده‌ترین حالتش بیان می‌شود و گاهی هم به بهانه‌اش به تمام ‏محدوده‌ی عرف و سنت حمله برده می‌شود… ساحت اخلاق درهمریخته می‌شود و بیننده می‌فهمد که عشق در ‏سینمای آنجلوپولوسی، بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی‌ست که می‌انگاشته».‏
تراولینگ به گوسفندان واژگون را کتاب آمه در 1500 نسخه برای اولین بار در سال 1392 به بهای 7000 ‏تومان به علاقه‌مندان به آثار تئو آنجلوپولوس تقدیم کرده است.‏

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (14)