میل به ایفای نقش

۲۷ آبان ۱۳۹۲
نگاهی به کتاب «مقاومت آفرینش است» نوشته میشل بن سایق و فلورانس اوبنا
میشل بن سایق مبارز آرژانتینی تبار جنبش پارتیزانی چه‌گوارایی در دهه هفتاد است که اکنون به عنوان فیلسوف- روانکاو در ‏فرانسه، نظریه‌پرداز آزادی و موقعیت به شمار می‌رود. کسی که تجربه مبارزات مسلحانه‌اش حالا او را به مبارزی خشونت‌گریز در ‏قرن جدید رهنمون شده است. فلورانس اوبنا بلژیکی تبار و روزنامه‌نگار چپ فرانسه نیز سابقه گزارشگری در نقاط بحرانی جهان ‏مانند کوزوو، الجزایر، افغانستان، مراکش و عراق را داشته است.

09/02/1999. Florence Aubenas, journalist.بن سایق داخل متن

روح‌الله سپندارند

‏ «انسان آزاد نمی‌شود مگر آنکه به طور مستمر از ابتلائاتی عبور کند که در جهت کسب آزادی است، خواه درون حصر، خواه بیرون ‏از حصر.» ‏
بن‌سایق این جمله را سال‌ها بعد از مبارزاتش، آن هم در فرانسه می‌گوید. چریک آرژانتینی دهه هفتاد و از پیروان چه‌گوارا که در ‏آن سال‌ها دست به اسلحه برده بود و برای رهایی، و برای آرمان‌هایش مبارزه‌ای را آغاز کرد که زندگی او را به مسیر آزادی‌خواهی ‏کشاند. ‏
کافی است سال‌ها دست به اسلحه برده باشی و چریک باشی و بعد روانه زندان شوی، همسر باردارت همرزت باشد و همراه تو ‏گرفتار زندان‌های دستگاه دیکتاتوری شود. هر دو شکنجه می‌شوید؛ همسرت زیر شکنجه‌ها و پس از زایمان جان خود را از دست ‏بدهد. جنازه‌اش را از هواپیمایی به دریا پرت کنند و فرزندت را بازجویان و شکنجه‌گران بربایند. سال‌ها بعد این داغ در دلت باشد ‏و هنوز دست از مبارزه برنداشته‌ باشی؛ اما نه با دلی پرکینه و عزمی برای بازتولید خشونت؛ این بار از مبارزه‌ای علیه خشونت حرف ‏بزنی، مبارزه‌ای از جنس مقاومت و بر این عقیده باشی که نفرت و کین‌توزی کمکی به محو ظلم نمی‌کند. ‏
این‌ها نه داستانی زاییده ذهنی آرمان‌گرا، که روایت زندگی مردی است به نام میشل بن‌سایق؛ کسی که وارد کارزار مبارزه شد و ‏هیچ‌گاه عقب ننشست، خودش می‌گوید: لحظاتی در زندگی روزمره هست که ناگهان برای وارد گود شدن یقین حاصل می‌شود، ‏ولی مقدمات و اسباب و علل آن قبلا در تمامی طول زندگی به دست خودمان فراهم آمده است.‏
میشل بن سایق مبارز آرژانتینی تبار جنبش پارتیزانی چه‌گوارایی در دهه هفتاد است که اکنون به عنوان فیلسوف- روانکاو در ‏فرانسه، نظریه‌پرداز آزادی و موقعیت به شمار می‌رود. کسی که تجربه مبارزات مسلحانه‌اش حالا او را به مبارزی خشونت‌گریز در ‏قرن جدید رهنمون شده است. فلورانس اوبنا بلژیکی تبار و روزنامه‌نگار چپ فرانسه نیز سابقه گزارشگری در نقاط بحرانی جهان ‏مانند کوزوو، الجزایر، افغانستان، مراکش و عراق را داشته است. این دو، در مقدمه کتابشان می‌نویسند که «در این کتاب کوشش ‏می‌کنیم با تدوین فرضیه‌ای نوین، یک گام کوچک در راهی برداریم که بر این اندیشه استوار است که اگر به درستی امر جهان ‏شمول وجود داشته باشد ورای موقعیت عینی و با دعوی رسالت رهبری آن موقعیت نیست، بلکه برعکس این امر جهان شمول ‏همزمان درون خود موقعیت عینی قرار دارد. هرگاه مسالهٔ دگرگونی اجتماعی پیش می‌آید. همواره بزرگترانی پیدا می‌شوند که با ‏یادآوری خطر‌ها، مبارزه‌ها و درگیری‌ها بگویند: «برای آزادی فردای خود، راه ما را در مبارزه دنبال کنید.» اما بر خلاف جنبش‌های ‏نسل‌های پیشین، آنچه اکنون در حال تکوین است، به استثنای چند مورد، هرگز حول یک «شاخهٔ مسلح» یا «پیشاهنگ ‏نظامی» تشکیل نشده است. در لحظهٔ مبارزه، پذیرش رویارویی، در هر سطحی که باشد، اجتناب‌ناپذیر است. اما نکتهٔ مهم ‏این است که به رغم تمامی سختی‌ها و جان‌بازی‌ها چنان‌چه مقاومت، در پیله‌ای از منطق درگیری فرو رود و به ویژه چنان‌چه در ‏حال مبارزه به خلق جهان‌های نوین‌نپردازد، محکوم به شکست است، هر چه پیش‌آید، سرانجام، رادیکالیته‌ نوین عرصه‌ای را ‏می‌گشاید که ژیل دلوز آن را چنین تعریف می‌کرد: مقاومت‌‌‌ همان آفرینش است؛ نظریه‌ای که ما سعی می‌کنیم در این کتاب آن ‏را کاربردی کنیم.»‏
بن سایق و اوبنا در این کتاب از جنبش نوینی سخن می‌گویند که از الگوهای کلاسیک جنبش‌های اعتراضی پیروی نمی‌کند و ‏دست برقضا همین مسئله، موضع‌گرفتن برخی مبارزان نسبت به آن را موجب می‌شود. این دو نویسنده بر این عقیده‌اند که فقدان ‏الگو و نداشتن رهبری، نه تنها ضعف این جنبش نیست، بلکه نقطه قوت، سکوی پرش و خط گریز آن است‎. ‎
نگارندگان کتاب از جنبش‌هایی سخن می‌گویند که هیچ یک، کسب قدرت را به عنوان هدف اصلی جنبش خود تلقی نمی‌کنند و ‏به زعم آن‌ها، این موضع به ویژه در دموکراسی‌های غربی می‌تواند یک گسست بنیادی و جدی با ساز و کارهای سیاسی سنتی ‏باشد، موضعی که عموما مواجه با نوعی گیجی و سردرگمی و حتی عدم درک در افکار عمومی می‌شود‎. ‎
در واقع آنچه در کتاب «مقاومت آفرینش است» مورد نقد قرار می‌گیرد، دیدگاهی است که در آن، دگرگونی اجتماعی منحصرا از ‏طریق پرش به راس دولت تحقق می‌یابد. بن سایق می‌گوید: ما بر حسب عادت، از قرن‌ها پیش شورش‌ها، انقلاب‌ها و انتخابات را ‏به مثابه کوشش‌هایی برای فتح حکومت تلقی می‌کنیم، به طوری که گویا در آن (مقر حکمرانی) دستگاهی قرار دارد که می‌تواند ‏جوامع نوینی توزیع کند در چنین چشم‌اندازی، هیچ اعتراضی واقعا قابل اعتنا نیست مگر هنگامی که به نوعی وارد این فرایند ‏شود‎. ‎
کتاب در ادامه به توصیف وضعیت دنیای امروز و زمانه‌ای می‌پردازد که همه الگو‌ها ورشکسته و حتی خطرناک‌اند و هیچ جایگزینی ‏ندارند، عصری که «همه علیه هم»، جایگزین «همه برای همه» می‌شود: «زنده باد بحران»، ثروت و موفقیت فردی‎. ‎
نویسندگان کتاب با تشریح این وضعیت می‌گویند به این ترتیب در اولین وهله، جنبش‌های اعتراضی با اجتناب‌ناپذیر کردن ‏ساختارهای نولیبرالیستی، مبارزه علیه آن را‌‌ رها کرده و به عرصه نبردهای «حاشیه‌ای» عقب‌نشینی کردند. این هنگام را می‌توان ‏زمانه غلبه «حقوق بشر» (به عنوان یک ایدئولوژی) دانست: کوشش برای محدود کردن خسارت و جبران خطا‌ها در دنیایی که ‏بی‌عدالتی، ساختاری پایدار دارد‎. ‎
حال کتاب «مقاومت، آفرینش است» از رادیکالیتهٔ نوینی صحبت می‌کند که بدون رهبر، بدون الگو و به دور از قالب‌های سنتیِ ‏مبارزه، دست به اعتراض می‌زند. میشل بن سایق برای انضمامی کردن بحث، از مبارزات فمنیستی به عنوان الگویی یاد می‌کند که ‏قرابت نظری و عملی بیشتری با این نوع رادیکالیته دارد. او یکی از عواملی را که باعث نزدیک شدن رادیکالیته نوین به مبارزه ‏زنان شده است، اینگونه شرح می‌دهد: این جنبش [مبارزات فمنیستی] یکی از اولین مواردی است که تک‌بودگی مطلق خود را به ‏مثابه یک اهرم حفظ کرده است. در هیچ لحظه‌ای، جنبش آزادی زنان یا دیگران پیشنهادی برای تغییر مجموعه زیستکره ارائه ‏نداده یا حکمی در مورد نظم جهانی مورد نظر صادر نکرده‌اند. اینان صرفا می‌پرسند: زن‌بودگی چیست؟‎ ‎
نویسندگان سپس به سیر تغییرات معرفت‌شناختی در عصر مدرن و اعتقاد بر عقلانیت محتوم آن دوره و بعد از آن به تشریح ‏عدم‌قطعیت حاکم در عصر پسامدرن می‌پردازند تا شالودهٔ نظری خود را برای بسط نگرش مبارزاتی مورد نظرشان، از دیگر ‏منش‌های مبارزه منفک کنند؛ در این مرحله این سوال را مطرح می‌کنند: هنگامی که برای مبارزه‌‌ همان روش‌های دشمن به کار ‏می‌رود، چه تفاوتی میان این و آن وجود دارد؟ و بعد خود اینگونه پاسخ می‌دهند که خواه در اردوی مخالفان یا در اردوی ‏محافظه‌کاران، با شعار انقلاب یا با شعار حفظ وضع موجود، این راهبردهای نظامی در تاریخ جز فاجعه و مصیبت حاصل دیگری به ‏بار نیاورده است: بهترین نمونه‌ها برای حذف بدی، بلافاصله پس از جشن پیروزی، خود تبدیل به بد‌ترین نمونه می‌شود. پی‌یر ‏ویدال‌نکه، مورخ، به خوبی این پدیده را توضیح داده است: شاید بتوان یک اصل را به عنوان بدیهی اولیه به این صورت بیان کرد ‏که هرگونه مفهوم ناروشن و سربسته از انقلاب، یعنی هر مفهوم که بر این اساس قرار گرفته باشد که به جای یک حکومتِ بسیار ‏بد ناگهان یک حکومت بسیار خوب جایگزین شده یا خواهد شد در مسیر نادرست قرار می‌گیرد؛ هر گونه هویتی که بر اساس این ‏الگو تاسیس شده باشد طبعا موجب تولد حکومتی شکنجه‌گر خواهد شد‎. ‎
با این حال گویا هنوز از نگاه گروه‌های زیادی، تنها راه مبارزه‌‌ همان ستیزه‌جویی آمیخته به نوعی خشونت است که به زعم ‏نویسندگان کتاب، اگر این منطق ستیزه‌گری به رغم شکست‌های پی‌درپی، در این مدت دراز هنوز در جهش‌های اجتماعی به مثابه ‏نوعی ضرورت پا برجا مانده‌اند، به این دلیل است که به طور کلی تنها راه باقی‌مانده در فرهنگ غربی برای اندیشیدن به تغییر ‏تلقی می‌شود؛ «راه طبیعی» به منظور تحقق یک انقلاب با هر رنگ و نشانی‎. ‎
میشل بن سایق در این کتاب وضعیتی را تشریح می‌کند [اواخر قرن ۲۰] که در آن نابودی الگوی انقلابی به نوعی تقدیرگرایی و ‏اخترباوری انجامیده است که احساس می‌کنیم محکوم به تحمل بی‌عدالتی هستیم. به اعتقاد وی در این وضعیت، به نظر می‌آید ‏که تنها راه خروج از این وضعیت، راه حلِ رهایی فردی است و گویا راه حل جمعی به قتل عام خواهد انجامید. برای مثال راه حل ‏نجات‌بخش برای یک کارگر دیگر یک جنبش بزرگ برای اتحادی نیرومند نیست، بلکه شخصا با تبدیل شدن به یک کارفرما ‏می‌تواند از این وضعیت‌‌ رها شود. در واقع شکل نوینی از انسانیت رقم می‌خورد که دیگر با واژگان سنتیِ سوژهٔ رهایی‌بخش برای ‏آزاد کردن ابژه سر و کاری ندارد‎. ‎
به اعتقاد بن‌ سایق هنوز برخی نمی‌توانند رادیکالیته نوین را بپذیرند. بعضی‌ها در درون این جریان می‌گویند: جدی باشیم، به ‏سازمان‌دهی بپردازیم، با این یا آن روش، تحرکات را تشکیلاتی کنیم و آن را متمرکز سازیم. کوتاه سخن آنکه با این نگاه، تنوع ‏وجودی که گوهر اصلی رادیکالیته نوین است به مثابه یک انحراف که باید به سرعت اصلاح شود، تلقی خواهد شد‎. ‎
نویسندگان در بخش پایانی کتاب، اقتصاد را نیز به چالش می‌کشند و از اقتصادی آلترناتیو سخن می‌گویند که بسیاری از سازو ‏کارهای علمی را زیر سوال می‌برد. هر چند بن‌سایق و اوبنا معتقدند این بی‌اعتبار شناختن بسیاری از ابتکارات عملی توسعه، ‏اَشکال جایگزین زندگی، تولید، آموزش یا مبادله، ناشی از بدخواهی عوامل نظام اختناق نیست؛ بلکه بر عکس، ناشی از اختلالات ‏درونی در خود جنبش رادیکالیته نوین است‎. ‎
سرانجام نگارندگان کتاب «مقاومت، آفرینش است» تاکید می‌کنند که ریزش‌های بزرگ تاریخی، دگرگونی‌های عمیق در عامل ‏مسلط (هژمونی) قابل برنامه‌ریزی نیست: شورش و حادثه تاریخی همواره محصول سرریز ناب و برخوردهای ناب است‎. ‎
کتاب با طرح این گزاره به پایان می‌رسد که عقلانیت ظاهری سرمایه‌داری، از دید زندگی، از دید انسان‌های واقعی و موقعیت‌های ‏عینی، یک ناعقلانیت ناب است که نیروی خود را جز از اقتداری که افراد به او تفویض می‌کنند به دست نمی‌آورد، دلیل آن: تنها ‏طرح ممکن در خلق و بسط مناطق و گرایش‌های غیرسرمایه‌داری نهفته است که دیگر نه به معنای جستجوی طرح‌های کلان ‏اقتصادی آزادی‌بخش، بلکه به معنای آزاد کردن خودمان از قید اقتصاد است‎.‎

نظر شما چیست؟

  1. Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226
    class="comment even thread-even depth-1" id="li-comment-24">
    علی :

    به نظر می رسد شما اهدافی غیر از ادبیات و هنر را دنبال می کنید
    انتشار مطلبی از این افراد وقتی که هیچ ربطی به فرهنگ و ادبیات و هنر ندارد با چه هدفی است؟

  2. Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226
    class="comment odd alt thread-odd thread-alt depth-1" id="li-comment-66">
    نادر :

    از اقای بن سائق دو کتاب دیگر توسط همین اقای نوحی ترجمه ومنتشر شده است.خوب است ان دورا هم مورد بررسی قرار دهید.خیلی خوب تلخیص،عنوان بندی و بررسی شده است.لب یک کتاب در یک بررسی ارائه شده است . دستتان درد نکند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (6)