لومپن‌ها در برابر مردم

۲۵ آذر ۱۳۹۲
نگاهی به کتاب لومپن‌ها در سیاست عصر پهلوی (۱۳۰۴-۱۳۴۲) / نوشته مجتبی زاده‌محمدی
دخالت لومپن‌ها در جریان‌های سیاسی از روی آگاهی، تشخیص منافع و حقوق سیاسی نبوده و در اکثر موارد تحت تاثیر و تحریک نیرو‌ها و جریانات سیاسی دیگر است، تا جایی که استبداد، ارتجاع و استعمار، در حساسترین روزهای تاریخی، به منظور مرعوب کردن انقلابیون و برپا کردن آشوب و تخریب، با پول، وعده و وعید از نیروهای لومپن استفاده کرده است.

روح‌الله سپندارند
«لومپن­ها در عصر پهلوی» نگاهی تاریخی به شکل‌گیری خرده فرهنگ لومپن‌ها در جامعه ایران و نقش آن‌ها در تحولات اجتماعی و سیاسی کشور با تمرکز بر دوران پهلوی دارد.

 لومپن اصطلاحی است آلمانی و معمولا بطور عام برای افراد رانده از طبقه، وازده، به فساد کشیده شده و فاقد پیوند، جایگاه و هویت طبقاتی به کار گرفته می‌شود؛ این اصطلاح (Lumpens) در اغلب کتب سیاسی به کسانی اطلاق می‌شود که در پایین‌ترین رده اجتماعی قرار دارند و دارای مشروعیتی در جامعه نیستند چرا که اغلب با ولگردی، دزدی، چاقوکشی و… روزگار می‌گذرانند.

 

لومپن‌ها در ایران

نویسنده معتقد است لومپن‌ها، این پایین‌ترین اقشار اجتماعی، نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشور‌ها دیده می‌شوند، با این تفاوت که آن‌ها در ایران در وهله اول برآمده از روستائیان مهاجر و در وهله دوم کارگران بیکار کارخانجات شبه مدرنیستی هستند؛ به علاوه خرده فرهنگ مخصوص به خود را دارند که این خرده فرهنگ تحت تاثیر مرام عیاری و لوطی‌گری است که در کشور ما سابقه‌ای بس طولانی دارد.

زاده‌محمدی از جمله عواملی را که موجب رشد و عرض اندام لومپن‌ها در جامعه ایران شدند، اینگونه ذکر می‌کند: عدم تمرکز و نظارت در قدرت مرکزی، قانون‌گریزی ایرانیان به ویژه صاحب‌منصبان دولتی و حکام توتالیتر و رقابت بر سر قدرت، ضعف اقتصادی، اقتصاد شبه‌مدرنیستی و مهاجرت ایرانیان

در این کتاب مهم‌ترین عامل رشد و بالندگی لومپن‌ها در جامعه، وجود شرایط اجتماعی و محیطی مناسب حال آن‌ها عنوان شده است.

منشأ دیگر پیدایش گروه‌های لومپن در ایران معاصر، لوطی‌های جامعه سنتی بوده‌اند که آن‌ها نیز جزء طبقه متوسط و پایین شهری شمرده می‌شوند.

لوطی‌ها در جامعه قدیم سنتی ایران یافت می‌شدند و از لحاظ رفتار، کردار و اعتقادات خود را ادامه‌دهنده راه و روش عیاران قرون اولیه بعد اسلام می‌دانستند که شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با لومپن‌ها دارند.

لوطی‌ها در گذشته دارای برخی صفات مثبت، از قبیل جوانمردی و کمک به مردم بوده‌اند اما بسیاری از آن‌ها به ویژه در دوران پهلوی دوم این صفات را از دست داده‌اند. به همین جهت به تدریج جزء لومپن‌ها شمرده شده‌اند.

 برخی محققان، پیدایش لومپن‌ها را همزمان با شکل‌گیری نظام سرمایه‌داری دانسته و معتقدند که سرمایه­داری و انقلاب صنعتی در پی دگرگونی عمده‌ای که در اروپای سالهای بعد از قرن ۱۶ و به ویژه در قرن ۲۰ ایجاد کرد، نتوانست شرم اجتماعی زاییده شده از فقر موجود در جامعه را بزداید، نتیجه آن پیدایش طبقات وازده اجتماعی بود.

 در مجموع می‌توان سرچشمه لومپن‌ها را در مرحله گذار یک جامعه ما قبل سرمایه‌داری دانست، بدین معنی که در نتیجه مشکلات و مسایل عدیده نظیر فقر، بیکاری، نابرابری توزیع درآمد و غیره که در این مرحله یا مراحل بعد، به ویژه برای قشر کارگران به وجود می‌آید، زمینه پیدایش و تکثیر لومپن پرولتاریا در جامعه فراهم می‌شود.

گفتنی است لومپن پرولتاریا نخستین بار توسط مارکس در کتاب نبرد طبقاتی فرانسه برای توصیف قشرهای رانده شده اجتماعی به کار رفت. وی بر این اعتقاد بود که لومپن‌ها بقایای جامعه ماقبل صنعت هستند.

در ایران قرن بیستم، در پی تغییراتی که در ساختار اقتصادی کشور به وجود آمد، یعنی توجه به بخش صنعت و عدم توجه به بخش کشاورزی، بسیاری از روستاییان برای یافتن کار بهتر و استخدام در کارخانجات و زندگی بهتر، به شهر‌ها مهاجرت کردند، اما عملا به علت عقب‌ماندگی نیروهای تولیدی، ضعف صنایع و فعالیت‌های اقتصادی، فقدان کار و… به اجبار به صفوف لومپن‌ها پیوستند.

زاده‌محمدی معتقد است ماهیت استبدادی حکومت ایران معاصر که پیوسته درون آن بی‌نظمی، درگیری و کشمکش بین گروه‌های مختلف سیاسی و مذهبی وجود داشته، باعث می‌شد که چنین گروه‌هایی (دسته لات و جنجال­گر و لوطی‌های خرابکار) به راحتی در درون آن پرورش یابند تا بتوانند در درگیری‌ها و برخورد با مخالفین استفاده شوند چرا که آن‌ها از نیروی بدنی خوبی برخوردار بودند و با شیوه‌های درگیری آشنایی داشتند.

نویسنده تاکید دارد که در همه جوامع، هر کس بر اساس خرده فرهنگ گروهی و طبقه‌ای خود و معیار‌ها و ارزش‌های خاص گروه و طبقه‌اش نسبت به امور قضاوت می‌کند و از هنجارهای معین و مشترکی پیروی می‌کنند، لومپنیسم را هم می‌توان یک خرده فرهنگ به شمار آورد.

البته باید اشاره داشت که خرده فرهنگ عبارت است از فرهنگی کوچک‌تر در داخل یک فرهنگ بزرگ‌تر، که علی رغم ویژگی‌های خاص آن، جزئی از نظام فرهنگی گسترده محسوب می‌شود. باید توجه داشت که خرده­فرهنگ، متناقض فرهنگ بزرگ‌تر نیست، هر چند که ممکن است ستیزهایی بین این دو به وجود آید.

نویسنده در این کتاب اشاره می‌کند که وضع لومپن‌ها، انعکاسی از وضع توزیع ثروت در جامعه است.  لومپن‌ها به علت زندگی بی‌ثبات و اشتغال موقتی، دارای وضع طبقاتی مشخص و روشن و منافع یا فعالیت‌های صنفی و همچنین فکر و اعتقاد سیاسی-طبقاتی معلومی نیستند.

البته در گذشتهٔ جامعه ایران، لوطی‌ها در ماه‌های محرم و عزاداری، سرپرستی دسته‌های مذهبی، سینه­زنی و اداره حسینیه‌ها را بر عهده می‌گرفتند.

نویسنده کتاب با اشاره به حضور فعال لومپن‌ها در مراسم عزاداری و یا عروسی‌ها، می‌گوید: لومپنی که در جامعه مورد تحقیر و اهانت است از اینکه در این مواقع مردم را به این طرف و آن طرف می‌کشد و رهبری و فرماندهی دارد، به طرز انتقام جویانه‌ای احساس غرور و برتری می‌کند و در عین حال تایید برخی مذهبی‌ها را به دست می‌آورد.

زاده‌محمدی در‌‌ همان فصل اول کتاب تحلیلی جامعه‌شناختی از دلایل ظهور و گسترش لومپن‌ها در عرصه سیاسی ارائه می‌دهد که شاید بهتر باشد در انتها و پس از بازخوانی روایت تاریخی حضور این نیرو‌ها در دوران پهلوی به آن اشاره شود.

زمینه‌های تاریخی پیدایش لوطی‌ها در ایران

نویسنده در فصل دوم کتاب زمینه‌های تاریخی پیدایش لوطی‌ها در ایران را بررسی می‌کند. او ریشه پیدایش لوطی‌ها را دوران پس از حمله مسلمانان به ایران و دوران حکومت‌های مستبد اموی و عباسی می‌داند و به مبارزات جسته و گریخته‌ای علیه این حکومت‌ها اشاره می‌کند که رهبری اکثر این مبارزات در دست عیاران و جوانمردان از جان گذشته‌ای بود که از بین توده‌های فقیر و مردم برخاسته و تا حدودی توانستند طی ادوار مختلف حقوق از دست رفته ایرانیان را به آن‌ها بازگردانند و مرهمی بر زخم‌های آن‌ها نهند.

نگارنده کتاب ادامه می‌دهد از اواخر دوران صفویه به بعد، این گروه‌ها تحت عناوین مختلف لوطی و مشدی،‌‌ همان نقش‌ها را البته با شدت و ضعف بازی کردند اما هر چه به دوران معاصر نزدیک‌تر می‌شویم، این نقش‌ها جنبه معنوی خود را از دست می‌دهند.

البته در متن کتاب اشاره می‌شود که از جنبه‌های بسیار مهم تاریخ اجتماعی ایران، رواج آیین فتوت و تشکیل جمعیت‌های جوانمرد است و دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد اساس این آیین در ایران قبل از اسلام گذاشته شده و یادگار دوره‌ای است که فشار تبعیض و امتیازات طبقاتی بر مردم زیاد بوده است.

نویسنده سپس به دوران پس از اسلام اشاره دارد و معروف‌ترین گروه‌های عیار را مثال می‌زند که در اواسط قرن دوم ه. ق. به رهبری ابومسلم خراسانی با مبارزات خود موفق به سرنگونی بنی امیه شدند.

 عواملی که در سده نوزدهم م. لوطی‌ها و اوباش را به صحنه فعالیت سیاسی-اجتماعی کشانید، عبارت بودند از: ۱) ضعف حکومت قاجاریه و به تبع آن استفاده این حکومت از آن‌ها ۲) استفاده داعیان محلی و برخی مقامات مذهبی از آنها به عنوان گروه‌های ضربت، برای تسویه حساب یا رقابت با حاکم شهر.

لومپن‌ها در دوران رضاشاه

به اعتقاد نویسنده، رضاشاه پس از رسیدن به تاج و تخت، تحت تاثیر دو عامل دست از حمایت از لومپن‌ها برداشت: ۱) تجربیاتی که در این زمینه کسب کرده بود چرا که خودش دیده بود که هر حزب و گروهی با استخدام آن‌ها به راحتی می‌تواند به مقاصد خود دست یافته و حتی دولت را ساقط کند ۲) تاکید رضا شاه بر تشکیل یک حکومت مرکزی قدرتمند که بر تمام کشور مسلط باشد.

نویسنده سپس به اقدامات رضاشاه در زمینه کاستن از نفوذ لومپن‌ها اشاره می‌کند: تشکیل شهربانی و نیروهای انتظامی جدید و کاستن از نقش خان‌ها و روسای قبایل.

زمانی که نهادهایی چون نظمیه و ژاندارمری مسئول برقراری نظم و امنیت در کشور شدند، از یک طرف به نفوذ و عرض اندام لوطی‌ها و لومپن‌ها که ادعای حفاظت از ناموس، جان و مال مردم به ویژه هم محلی‌های خود داشتند، خاتمه داده شد و از طرف دیگر فعالیتشان تحت کنترل قدرت مرکزی قرار گرفت.

البته نویسنده در ادامه تاکید می‌کند که این کار رضاخان موقتی و زودگذر بود چرا که پس از شهریور ۲۰ و استعفای او از سلطنت، این گروه‌ها در پناه شاه، درباریان و احزاب قدرت طلب سر برآوردند به طوری که در اکثر جریانات سیاسی-اجتماعی دوران پهلوی دوم حضور گسترده داشتند.

تولد مجدد لومپن‌ها پس از سقوط رضا شاه

این کتاب درادامه اشاره می‌کند پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۲۰ و استعفای رضاخان، دوباره شاهد ازدیاد لومپن‌ها هستیم.

زاده‌محمدی علل این امر را رخت بربستن نظم و امنیت از شهر‌ها، ضعف حکومت مرکزی، آزادی نسبی پس از فرار رضا شاه و شکل­گیری مجدد گروه‌های سیاسی و احزاب که از لومپن‌ها به عنوان یک نیروی موثر در مبارزات حزبی استفاده می‌کردند و مهاجرت‌های بی‌رویه روستاییان به شهرهای بزرگ عنوان می‌کند.

 نگارنده کتاب درادامه به چگونگی استخدام لومپن‌ها توسط شاه و درباریان، وزرا، وکلا و احزاب سیاسی می‌-پردازد که می‌توان به استخدام اوباش توسط سیدضیاالدین طباطبایی در حزب اراده ملی، استخدام اوباش توسط قوام السلطنه در حزب دموکرات و استفاده این دو حزب از لومپن‌ها علیه حزب توده اشاره کرد.

البته نویسنده ذکر می‌کند که حزب توده نیز از این مسئله مستثنی نبود و در مواقعی اوباش خیابانی را در آشوب‌ها به جریان می‌انداخت.

زاده محمدی در ادامه به سه جریان و نقش لومپن‌های حزب توده در آن اشاره می‌کند: ۱- حمله چماق به دستان حزب توده به اعضا و هواداران حزب ایران در بندرانزلی. ۲- سرکوب تظاهرات حزب عدالت توسط اوباش حزب توده. ۳- اوباش حزب توده در وقایع ۱۶ آذر ۳۱.

 نقش لومپن‌ها در کودتای ۲۸ مرداد و پس از آن

کودتای ۲۸ مرداد، واقعه بسیار مهمی در تاریخ ایران معاصر است که طی آن رژیمی دموکرات و مردم سالار توسط مرتجعین داخلی و استعمارگران خارجی، از طریق استخدام و تجهیز اوباش، سقوط کرد و مجددا دیکتاتوری جایگزین آن شد.

با مطالعه لحظه به لحظه حوادث این روز و قدری تامل، به خوبی نقش موثر لومپن‌ها در بازگرداندن دیکتاتور فراری به کشور مشاهده می‌شود که نویسنده کتاب وقایع آن روز را لحظه به لحظه بررسی می‌کند، از جمله به نقش لومپن‌هایی نظیر، طیب حاج رضایی و شعبان بی‌مخ و تطمیع آن‌ها از طریق دلارهای آمریکایی اشاره دارد.

این کتاب همچنین به نقش لومپن‌ها و اوباش در انتخابات دوره هجدهم مجلس شورای ملی اشاره می‌کند که پس از کودتای ۲۸ مرداد در اواخر اسفند ۳۲ برگزار شد و زاهدی با کمک لومپن‌ها تلاش کرد تا فهرست خود را وارد مجلس کند.

بطوری که دار و دسته شعبان بی‌مخ سر صندوق‌ها می‌رفتند و آنهایی را که مخالف دولت بودند مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند برای مثال در حوزه دروازه قزوین رای­دهندگان نهضتی را شناسایی و توقیف می‌کردند. گفتنی است تا ظهر بیش از ۲۵ رای به صندوق‌های این حوزه ریخته نشد ولی انجمن ۱۰۲ تعرفه باطل کرده بود. رئیس این حوزه محمود مسگر از اراذل معروف بود که همراه با رضا توپچی و پسر خود محمود مسگر، آراء را قبل از ریختن به صندوق باز کرده و پس از خواندن، آرای مخالف را پاره کرده و صاحبان آن‌ها را به دست پلیس می‌سپردند.

 نقش لومپن‌ها در حوادث سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲

نویسنده در فصل دیگری از کتاب، حوادث سالهای ۴۱ و ۴۲ و ارتباط لومپن‌ها با این وقایع را بررسی می‌کند، او به حمله چاقوکشان و اوباش به دانشگاه تهران در بهمن ۴۱ اشاره دارد؛ همچنین سرکوب مخالفان در قم به دست اوباش را مثال می‌زند زمانی که شاه می‌خواست برای به دست آوردن نظر مثبت علما در مورد لوایح شش­گانه راهی قم شود. در سوم بهمن ۴۱ به دستور مراجع دینی شهر به حالت نیمه تعطیل در آمد و  اوباش به تحریک حکومت به این شهر حمله کردند، مغازه‌هایی را که صاحبان آنها تعطیل کرده بودند به غارت رفت و شهر توسط لومپن‌ها برای ورود شاه آذین­بندی شد.

اما نویسنده در پایان کتاب به یکی از اراذل یعنی طیب حاج رضایی اشاره می‌کند. طیب از جمله عوامل در کودتای ۲۸ مرداد بود اما به تدریج به دلیل اختلافات با نصیری رئیس ساواک و همچنین به دلیل اعتقادات مذهبی از رژیم فاصله می‌گیرد به طوری که در محرم سال ۴۲ و در ۱۵ خرداد تظاهراتی مذهبی و ضد رژیم به راه انداخت و در ‌‌نهایت پس از دستگیری و محکومیت در دادگاه پهلوی به همراه حاج اسماعیل رضایی به اعدام محکوم و در میدان تیر پادگان حشمتیه تیرباران شد.

 نگاهی جامعه‌شناختی به حضور لومپن‌ها در عرصه سیاسی

نویسنده این تحلیل را در فصل نخست کتاب ارائه می‌دهد که به نظر می‌رسد انتشار آن در پایان کتاب و پس از بازخوانی تاریخی نقش لومپن‌ها در سیاست عصر پهلوی مناسب‌تر بود.

دخالت لومپن‌ها در جریان‌های سیاسی از روی آگاهی، تشخیص منافع و حقوق سیاسی نبوده و در اکثر موارد تحت تاثیر و تحریک نیرو‌ها و جریانات سیاسی دیگر است، تا جایی که استبداد، ارتجاع و استعمار، در حساسترین روزهای تاریخی، به منظور مرعوب کردن انقلابیون و برپا کردن آشوب و تخریب، با پول، وعده و وعید از نیروهای لومپن استفاده کرده است. تاریخ دوره پهلوی پر است از حمایت ناآگاهانه این اوباش چماق به دست از مرتعجین و مستبدین

البته شرایط زندگی لومپن‌ها، ناشی از همین رژیم‌های مرتجع حاکم است که به علت منافع و فسادشان، موقعیت را برای رشد و پرورش آن‌ها فراهم می‌کنند. لومپن‌ها به دو علت بازیچه نیروهای راست جامعه و سیاهی لشکر جریانات فاشیستی و ارتجاعی قرار گرفته و با آن‌ها همکاری می‌کنند: ۱) علت روانی: احساس شخصیت، قدرت و غرور در آن‌ها که هیچ‌گاه مورد توجه نبوده‌اند، از طریق سپردن کارهای خطرناک و ماجراجویانه… ۲) علت اقتصادی: غارت کردن (حتی با به خطر انداختن جان خود)، تا شاید از این طریق برای مدت کوتاهی بتوانند از اموال غارتی، زندگیشان را سر و سامان دهند. اطاعت کورکورانه لومپن از اوامر اربابانش و استقبال بی‌باکانه‌اش از هر حادثه مرگ­آور، به خاطر آن است که متقابلا او را در تجاوز به حقوق دیگران حمایت کنند و دستش را در هر غارت و نهبی باز گذارند. در مواقع انتخابات بدون آگاهی از اهمیت و نقش انتخابات در سرنوشت کشور و ملت، به تحمیل یا خرید و فروش آراء پرداخته و با ایجاد ترس و رعب سعی می‌کند که علاوه بر ابراز وجود و خدمت به اربابان، پول بیشتری به دست بیاورد. احزاب فاشیستی برای اهداف خود، از ماجراجویی لومپن‌ها استفاده کرده، وحشیانه‌ترین کار‌ها نظیر آدم‌کشی، آتش‌سوزی، حمله به تجمعات، ایجاد رعب و وحشت و.. را به دستشان انجام می‌دهند.

البته نباید لومپن‌ها را مانند همه نیروهای اجتماعی دیگر یک دست و یکپارچه در نظر گرفت، بخشی از آن‌ها به خصوص در زمان رشد مبارزات سیاسی و شرایط انقلابی می‌توانند در جهت مثبت عمل کنند. تاریخ ایران نشان می‌دهد که این قشر گاهی به نفع طبقه متوسط و گاهی به نفع طبقه بالا وارد مبارزات سیاسی شده است که نمونه آن در سطور بالا در مورد طیب حاج رضایی و نقش او در وقایع ۱۵ خرداد ۴۲ ذکر شد.

نظر شما چیست؟

  1. محسن آهنگری :

    1-از آنجا که سرکار خانم دکتر صیرفی در مقاله ای تحت عنوان لوطی و نالوطی واژه لودی به معنای متمرد را ریشه این واژه میدانند بنابراین توجه به این ویژگی وهمچنین رندی و زیرکی که دیگر معانی به کار برده شده در این رابطه است به مراتب مهمتر و ارجحتر از ویژگی هایی نظیر پهلوانی و جوانمردی است که گاه مترادف با لوطیگری دانسته میشود لذا بحث از فراموشی روحیات مثبت یا چنانکه نگارنده کتاب بالا عنوان میکنند (معنویات) به نظر نباید محلی از اعراب داشته باشد.
    2- در اثنای متن کتاب به ناگاه و بی هیچ توضیحی واژه لومپن جایگزین واژه لوطی شده که نوعی این همانی را به مخاطب تلقین میکند در حالی که میان لوطی و لومپن تفاوت است.
    چناچه مایل باشید فکر میکنم بحث در این مورد، در راستای حل ابهامات کتاب حاضر میتواند مفید باشد.
    پیشاپیش قدردان حسن توجهتون هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (10)