منقارِ بازِ پرنده

۷ آذر ۱۳۹۲
سینمای عباس کیارستمی
از نظر گستره دامنه فعالیت یک هنرمند، می توان کیارستمی را با بختیار علی، نویسنده و ‏نظریه‌پرداز بزرگ کردستان عراق مقایسه کرد؛ هنرمندی که به طور عجیبی در هر ژانری که فعالیت می‌کند، ‏تحسین تمام‌عیار منتقدان را برمی‌انگیزد.

سینمای عباس کیارستمینشر آمه این کتاب را به قلم آرش سنجابی در شمارگان 2000 نسخه و با قیمت 12000 تومان برای نخستین ‏بار در سال 1392 روانه بازار نشر کرده است. ‏
آرش سنجابی در این کتاب با بررسی آثار کیارستمی، کارگردان و فیلمنامه‌نویس مطرح سینمای ایران، ‏می‌نویسد: «بهترین روش برای بررسی آثار یک هنرمند چندوجهی این است که به جای دیدن کلیت واحد این ‏چندوجهی، در حالت جدا جدا هربار به یکی از کعب¬های آن نورافشانیم و سایر وجوه جانبی را در سایه-روشن ‏حاصل از آن ببینیم (درست مثل کاری که کیارستمی انجام می دهد و در چیدمانی کم‌نقص، با خرده‌ریزهایی که ‏از کلیت اثر پیش رویمان می‌چیند، راه را برای ارجاعات فرامتنی بازمی‌گذارد). چنین می‌کنم: با نورپاشی به ‏سینمای پر و پیمان کیارستمی هربار یالی از چندوجهی را پیش می‌کشم و شگفتا که در این نورتابانی به رازی ‏تازه می‌رسم؛ اینکه هر یال خود به تنهایی چندضلعی منتظم ـ و گاه نامنتظمی ـ است که به تعداد سکانس‌ها ‏‏(حتا پلان‌ها و فریم‌ها) انحنا می‌پذیرد و بررسی ریزپردازانه‌ی این سازه، چیزی‌ست ناشدنی. هرچند که اگر ‏شدنی هم باشد، باز در لحظات آخری که تصور به درک تمامیت محض نما داریم، وجه در فرمی جادووار و در ‏یک دگردیسی عجیب، می‌تواند به شکلی دیگر نمو کند. این است که برای بررسی سینمای کیارستمی به چیزی ‏بینابین بسنده می‌کنم. یعنی نه آنقدر ریزبینانه که گُرده تعویض کند و نه آنگونه دور، که به‌کل چیز دیگری ‏باشد».‏
به اعتقاد او، از نظر گستره دامنه فعالیت یک هنرمند، می توان کیارستمی را با بختیار علی، نویسنده و ‏نظریه‌پرداز بزرگ کردستان عراق مقایسه کرد؛ هنرمندی که به طور عجیبی در هر ژانری که فعالیت می‌کند، ‏تحسین تمام‌عیار منتقدان را برمی‌انگیزد. به نظر وی، کیارستمی هم کم‌و‌بیش این‌گونه است. در این بازبینی و ‏کنکاش، نخستین وجه مورد علاقه سنجابی، چگونگی پرداختن کیارستمی به ترسیم انسان‌های واخورده و جدا از ‏بدنه معمول اجتماع و بهره بردن این فیلمساز از موقعیت خاص آنهاست.‏
او بحث خود را این‌طور ادامه می‌دهد: «آنچه بیش از هرچیز درباره‌ی سینمای کیارستمی شنیده‌ام این است که ‏در آثار او ـ تا جای ممکن ـ کارگردان دیده نمی‌شود و درست از همین نقطه است که دو دیدگاه مجاور به طور ‏موازی پیش می‌روند و قصد کوتاه آمدن هم ندارند. دیدگاه نخست بر آن است که سینما ملغمه‌ای‌ست از نور و ‏صدا و موسیقی و تصویر؛ که حذف هریک، به لطمه دیدن کل فیلم منتج می‌شود. گمانم با همین تعریف است ‏که سینمای کیارستمی را لطمه‌دیده‌ی زدودن این نشانه‌ها می‌دانند. و نظر دیگر، از عاشقان حسرت‌خوار سینمای ‏معناگرا است که می‌گویند سینما همین چیزی‌ست که کیارستمی می‌سازد و لا غیر. نگاه بینابینی به این قضیه ‏می‌تواند این باشد که اگرچه در سینمای کیارستمی ـ در ذائقه‌ی مخاطب معمولی ـ نماهای حاکی از حضور فعال ‏کارگردان کم است، اما این هرگز به مفهوم حذفِ تمام و کمال کارگردان از اندام فیلم نیست و حتا دیده شده ‏که رد پای کارگردان، اگرنه به صورت متداول، دست‌کم در لایه‌های زیرین ذهن بیننده ـ با فعالیتی دوچندان ـ ‏حضور دارد و همچون یک دانای کلِ نامحدود، پی‌در‌پی مشغول نسخه‌چینی‌ست و هدایت».‏
به باور سنجابی، عناصر مهم دیگری که در سینمای کیارستمی ـ البته بیشتر در دوره‌ی اول و دوم فیلمسازی‌اش ‏ـ  مشهود است، رسیدن کاراکترها و بیننده به شهود از طریق طبیعت است؛ چراکه در سینمای این فیلمساز ‏طبیعت و انسان قابل تفکیک نیستند و معمولاً در کیفیت یک ماده در کنار همدیگرند و به جدایی برترمآب ‏نمی‌رسند.‏
او عقیده دارد پرسش‌های فلسفی و بی‌پاسخ گذاشتن آنها هم از مهم‌ترین هستارهای مطرح‌شده در سینمای این ‏فیلمساز است. حتی چیدمان محیطی و فیگور کاراکترها هم انگار پُزی فلسفی دارد و نکته اساسی آنجاست که ‏کارگردان هرگز در صدد پاسخگویی عقل‌کل‌گونه برنمی‌آید و گویی فقط می‌خواهد در یک سفره گسترده، همه ‏پرسیدنی‌ها را یک‌جا پهن کند و بعد گوشه‌ای در انتظار پاسخ‌های مخاطبانش ـ که همچون مهمانان این سفره‌اند ‏ـ بنشیند. وی این‌طور می‌نویسد: «حتا کمابیش با شناخت کوچکی که از کیارستمی دارم می‌دانم که خودش را ‏هم خیلی در بند پاسخ‌ها نمی‌داند و انگار تنها برایش پرسش است که مهم است و بس (و در این مورد شاید ‏نزدیک‌ترین کارگردان به کیارستمی، ابوالفضل جلیلی ـ در برخی آثارش ـ باشد). به عنوان نمونه در طعم ‏گیلاس اصل داستان همبسته‌ی پیشینه‌ی مردی به نام بدیعی است که آشکارا فیلمساز نمی‌خواهد چیزی از او ‏بروز بدهد و از این نظر فیلم در چرخه‌ی دلنشین پرسش‌های بی‌امان فلسفی دور می‌خورد و بیننده هربار در ‏این چرخنده مدار تازه‌ای را می‌جوید».‏
سنجابی در این کتاب فیلم های شیرین (1387)، باد ما را خواهد برد (1378)، طعم گیلاس (1376)، ده ‏‏(1380)، تجربه (1352)، قضیه، شکل اول… شکل دوم (1358)، لباسی برای عروسی (1355)، کلوزآپ (نمای ‏نزدیک) (1369)، زیر درختان زیتون (1373)، نان و کوچه (1349)، خانه دوست کجاست؟ (1365)، آ ب ث ‏آفریقا (2001) و همسرایان (1361) را نقد و بررسی کرده است.‏

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (8)