نیوتن فیلسوف

۱۵ آذر ۱۳۹۲
پژوهشی در اندیشه‌های فلسفی نیوتن
شاید، بتوان نیوتن را صرفاً به این منظور فیلسوف قلمداد کرد که، در توصیف زمینه‌ی فکری‌اش، از یک خلط تاریخی پرهیز کرده باشیم. همان‌طور که پژوهشگران اوایل دوران نو کراراً متذکر شده‌اند، مقولات و شاخه‌های فکری و نظری دوران نیوتن ـ که حدوداً از 1660 تا 1730 را دربر می‌گیرد ـ اساساً با دوره‌ی ما متفاوت بوده است. آنچه در نظر ما رشته‌های پژوهشی مستقلی به شمار می‌آید ـ در آن دوران، در یک رشته‌ی جامع و فراگیر به نام فلسفه‌ی طبیعی با هم گرد آمده و در هم بافته شده بودند.

درنگ| «نیوتن فیلسوف» پژوهشی در تاریخ فلسفه است که آثار فلسفی ایزاک نیوتن (1727-1624)، دانشمند انگليسي را که صرفاً وی را ریاضی‌دان و فیزیک‌دان می‌دانسته‌اند، بررسی می‌کند. دیدگاه این پژوهش، یعنی بررسی عقاید و افکار نیوتن در یک بافت پرمایه فلسفی، بر طبق یافته‌ها، همان برداشتی است که نیوتن از خود داشته است.

آندرو جانیاک، نویسنده این کتاب و استادیار بخش فلسفه دانشگاه دوک، می‌گوید: «قصد اولیه‌ی من نگارش کتابی در باب نیوتن نبود، بلکه در آغاز، همراه با مایکل فریدمن، سرگرم تألیف کتابی درباره‌ی فلسفه‌ی نظری (تئوریک) کانت بودم». او حدود یک دهه قبل، هنگامی که برای اولین بار نزد فریدمن رفت، پیشنهاد فریدمن را مبنی بر مطالعه مکاتبات لایب‌نیتس‌ـ‌کلارک به منظور آمادگی برای کار پژوهشی درباره مفهوم فضا نزد کانت، پذیرفت. همین موضوع موجب شد جانیاک شوقی عجیب برای بررسی آثار نیوتن بیابد. فصل مربوط به نیوتن در پایان‌نامه جانیاک به سرپرستی فریدمن، نخستین کوشش وی برای تحلیل مواردی است که در این کتاب به آنها اشاره کرده است. او در جایی تأکید می‌کند بزرگ‌ترین درسی که از فریدمن آموخته این است که هیچ پیشرفتی در فلسفه، نهایی و قطعی نیست و همواره می‌توان به درک ژرف‌تری از یک متن رسید.

به گفته ناشر، این کتاب در 30 سال اخیر، اولین پژوهش به زبان انگلیسی درباره اندیشه‌های فلسفی نیوتن است: «دیدگاه‌های فلسفی نیوتن بی‌بدیل‌اند و از حیث طبقه‌بندی نیز، به نحوی بی‌بدیل، دشوار. او، در یک دوره‌ی طولانی فعالیت، از اوایل سال‌های هفتاد (سده‌ی هفدهم) تا زمان درگذشت‌اش، تفاسیر ژرفی، در برابر فلسفه‌ی طبیعی دکارتی و فلسفه‌ی مکانیکی رایج وقت خود تدوین کرد. کتاب نیوتن فیلسوف او را نقش‌آفرینی فرهیخته و خلاق در صحنه‌ی فلسفه‌ی طبیعی معرفی می‌کند، کسی‌که از یک‌سو با ایده‌های بنیادین رنه دکارت، بانفوذترین سلف‌اش، دست به گریبان بود و از سوی دیگر با اندیشه‌های لایب‌نیتس. نیوتن بدون عرضه‌داشت نظامی فلسفی، نظام‌مند و فلسفی می‌اندیشید. اما، حاصل عمرش طرح بدیعی بود از طبیعت و جایگاه آدمی در آن، و ارتباط جهان و خدا…».

جانیاک در فصل نخست این کتاب، «نیوتن فیلسوف‌ـ تمهید مسأله»، می‌نویسد: «اهمیت اینکه نیوتن را در زمره‌ی فیلسوفان قرار دهیم چیست؟ دیدگاه فلسفی جامعی را نمی‌توان به او نسبت داد ـ آن‌گونه که دوگانه‌انگاری را به دکارت منسوب می‌کنیم، اسپینوزا را با یگانه‌انگاری و حتی جان لاک را با تجربه‌باوری کلاسیک بازمی‌شناسیم. نیوتن هیچ‌گاه رساله‌ی فلسفی نظام‌مندی به سبک تأملات ]دکارت[، اخلاق ]اسپینوزا[، یا رساله‌ی] جان لاک[، ننوشت. و این انتخابی معنادار بوده است، زیرا، در جوانی، این دست رساله‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و کاملاً با آن‌ها آشنا شده بوده است. حتی، در انبوه مکاتبات‌اش و در دست‌نوشته‌های مهم منتشرنشده‌اش، به پرداختِ نظام‌مند موضوعات متافیزیکی، همانند آثار دکارت، برنمی‌خوریم…

شاید، بتوان نیوتن را صرفاً به این منظور فیلسوف قلمداد کرد که، در توصیف زمینه‌ی فکری‌اش، از یک خلط تاریخی پرهیز کرده باشیم. همان‌طور که پژوهشگران اوایل دوران نو کراراً متذکر شده‌اند، مقولات و شاخه‌های فکری و نظری دوران نیوتن ـ که حدوداً از 1660 تا 1730 را دربر می‌گیرد ـ اساساً با دوره‌ی ما متفاوت بوده است. آنچه در نظر ما رشته‌های پژوهشی مستقلی به شمار می‌آید ـ در آن دوران، در یک رشته‌ی جامع و فراگیر به نام فلسفه‌ی طبیعی با هم گرد آمده و در هم بافته شده بودند. بنابراین، برای اینکه  بتوانیم نیوتن را، در زمینه و متن درست تاریخی‌اش، فیلسوف ـ و نه به طور تخصیصی‌تر، دانشمند، فیزیک‌دان و یا ریاضی‌دان ـ قلمداد کنیم، می‌باید او را فیلسوفی طبیعی بخوانیم. و از آنجا که اثر عظیم خود را مبادی ریاضی فلسفه‌ی طبیعی نام نهاده تردیدی نیست که این برداشت و طرز تلقی با برداشتی که او از خود داشته مطابقت دارد.

اما، این صرفاً آغاز داستان است…».

در فصل دوم این کتاب، فیزیک و متافیزیک: سه تفسیر، می‌خوانیم: «طی دهه‌های متمادی، نیوتن در متون مطبوع و غیرمطبوع خود، از رابطه‌ی خداوند با فضا، زمان، و عالم مادّی در مفهومی خلاف عقاید عمومی سخن گفته است. معروف‌ترین آن‌ها را در تعلیقیه‌ی عام بر مبادی، که بر طبع دوم (1713) مبادی افزوده شد، می‌توان یافت:

خداوند سرمدی و بی‌پایان، توانا و دانای مطلق است، یعنی، دوام او از ازل تا ابد است و حضورش از بی‌کران؛ ابدی و بی‌پایان است، نه آنکه خود ابدیت و بی‌پایانی باشد؛ خودِ فضا یا خودِ دهر نیست، بلکه حاضر در فضا است و باقی در دهر. بقایش همیشگی و حضورش همه‌جایی است…

سپس نیوتن می‌افزاید: «همه پذیرفته‌ایم که خداوند متعال واجب‌الوجود است، و بنا بر همین ضرورت، او همیشه و همه‌جا هست». پس خداوند علت نخستین است، زیرا عالم مادّی را آفریده است. اما بر خلاف تصور سنتی از رابطه‌ی خداوند و جهان آفرینش، ذات باری در تمام لحظه‌های دهر، در تمام طول تاریخ جهان، در تمام نقاط فضا حضور دارد. و این از سر ضرورت است، زیرا پیامد منطقی ابدی بودن و بی‌پایانی خداوند است: فقط در صورتی می‌توان گفت که خداوند وجودی بی‌انتها و جاودان است که در همه حال در همه‌جا حاضر باشد. نیوتن به نحوی گیرا و پرشور بر این نکته، در قطعه‌ی معروفی از اسئله‌ بر نور شناخت، تأکید ورزیده است:

آیا پدیدارها خودْ آشکار نمی‌کنند که وجودی غیرمادّی، حی، حکیم، و حاضر در همه‌جا هست که در فضای بی‌پایان، چنان‌که گویی در مشعر خود، از درون اشیا بر آن‌ها نظر می‌افکند؟ و اشیا کاملاً مدرک او واقع می‌شوند؟ و به سبب حضور بی‌میانجی اشیا در خود احاطه مطلق بر آن‌ها دارد؟…

از‌این‌رو، هرگز خداوند آنی از چیزی یا امری جدا نیست و از ازل تا به ابد و از کران تا بی‌کران، در همه‌ی لحظات، در تمان اشیا حاضر است. پس، از دیدگاه نیوتن، هرگز خداوند در واقع امر، در هیچ زمانی از دهر، از راه دور بر اشیا کنش نمی‌کند…».

نیوتن فیلسوف با ترجمه سعید جعفری از سوی انتشارات نیلوفر در پاییز 1392 و با قیمت 14000 تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان است.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)