خانه هفت شیروانی

۱۷ آذر ۱۳۹۲
ديد روانشناسانه هاثورن در این داستان غني و پررمز و راز باعث شد كه اثرش در هنگام انتشار با استقبال زیاد علاقه‌مندانش رو‌به‌رو شود و تأثیر زیادی بر نویسندگان دیگر بگذارد؛ به طوری که تاکنون چندین فیلم سینمایی و تلویزیونی برگرفته از این کتاب ساخته شده‌اند.

درنگ| «خانه هفت شیروانی»، یکی از مشهورترین آثار ادبی جهان، نوشته ناتانیل هاثورن (۱۸6۴۱۸0۴)، نویسندة آمریکایی و يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين نويسندگان رمان و داستان كوتاه است. داستان این کتاب، حکایتی پررمز و راز درباره اعضای خانواده‌ای در میانه قرن نوزدهم میلادی است که درگیر ماجراهای ترسناکی می‌شوند. وقایع داستان برگرفته از خانه محل اقامت هاثورن و نفريني است كه از سوی زني محكوم به مرگ، گريبانگير خانواده‌ هاثورن شده است. خاندان هاثورن که به نام «هارثون» معروف بودند، در سال 1692 زنانی را به جادوگري محكوم كردند و آنها را به سزاي عمل خود رساندند. اين دوره از تاريخ خاندان هاثورن آن‌قدر براي ناتانيل شرم‌آور بود كه او يك حرف «و» به نام فاميل خود اضافه کرد تا ننگ آن را از خود دور کند؛ ولي باز هم اين مسئله بر دوش او سنگيني مي‌كرد. همین موضوع دستمایه نوشتن رمانی با نام «خانه هفت شیروانی» شد.

 

ديد روانشناسانه هاثورن در این داستان غني و پررمز و راز باعث شد كه اثرش در هنگام انتشار با استقبال زیاد علاقه‌مندانش رو‌به‌رو شود و تأثیر زیادی بر نویسندگان دیگر بگذارد؛ به طوری که تاکنون چندین فیلم سینمایی و تلویزیونی برگرفته از این کتاب ساخته شده‌اند.

در پشت جلد این کتاب از هائت ایچ. وگونیر می‌خوانیم: «حتی شکست‌های هاثورن جالب‌تر از موفقیت اکثر نویسندگان است. کندوکاو او در طبیعت و عواقب گناه و بیگانگی موجب آن شد تا نسل‌های گذشته گاهی آثار او را بیمارگونه ارزیابی کنند. اما کامو، سارتر و کافکا ما را مهیای فهم آن‌ها کرده‌اند…

آن صحنه از خانه هفت شیروانی که کلیفورد سعی می‌کند تا با بیرون پریدن از پنجرة کمانی شکل به جمعیت خیابان ملحق شود، هم فلسفة وجودی را القا می‌کند هم رویة ضد واقعگرایی داستان را. واژه‌های مغز و قلب در آثار هاثورن ممکن است کمی کهنه به نظر رسند، اما اشارة ضمنی و همیشگی او به این‌که این دو بر واقعیت‌هایی دلالت دارند که باید در هم نفوذ کنند و به هم توازن بخشند، اشاره‌ای است که به اندازة روانکاوی، مدرن و امروزی تلقی می‌شود. شیوة خاص او در پرداختن به موضوع‌های اخلاقی در قالب نوعی دوپهلوگویی، دو چشم‌انداز روانشناسی و اخلاق یا دین را به هم مرتبط می‌کند (دو چشم‌اندازی که گرچه از یکدیگر مجزایند، نمی‌توانند یکدیگر را نادیده بگیرند)، و این شیوه فضیلتی است بزرگ برای عصری که مصمم است تا بر واقعیت آزادی و مسئولیت انسان، به‌رغم آگاهی قطعی‌اش از مکانیسم‌های شرطی، تأکید کند».

در فصل نهم این کتاب با عنوان «کلیفورد و فیبی» می‌خوانیم: «در رابطة نزدیکی که بین این دو تن به‌وجود آمد، چیزی بسیار زیبا وجود داشت. با این حال سال‌های سیاه و مرموزی در فاصلة بین تولد آن دو وجود داشت. کلیفورد از آن مردانی بود که حساسیت فوق‌العاده‌ای نسبت به نفوذ زنان دارند. ولی او که هیچ‌گاه از جام عشق سوزان، جرعه‌ای نیاشامیده بود، اینک به خوبی می‌دید که زمان آن گذشته و بسیار دیر شده است… احساسات او نسبت به فیبی با اینکه پدرانه نبود، عفت و بی‌شائبگی و پاکی علاقة پدرانه را داشت… در چنین لحظاتی چون اثر این جذبة آنی دیری نمی‌پایید، این مرد نیم‌زنده و نیم از کار افتاده، از حیات و زندگی متوازن و هماهنگ سرشار می‌شد و درست به چنگی می‌ماند که سال‌ها عاطل مانده باشد و اکنون سیم‌هایش با زخمة انگشتان نوازنده‌ای به ارتعاش و ناله درآید. ولی با همة این احوال تمام این احساسات شباهت به ادراک یا حس هم‌دردی داشت تا احساسی که متعلق به خود او باشد…».

این رمان گوتیک که در سال 1851 با عنوان «The House of the Seven Gables» به نگارش درآمد، برای نخستین بار در سال 1340 از سوی انتشارات نیلوفر در ایران به چاپ رسید. چاپ دوم آن نیز در سال 1392 با ترجمة حسن مسعودی در 1100 نسخه و با قیمت 14000 تومان منتشر شده است.

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)