مونالیزای ادبیات

۲۲ آذر ۱۳۹۲
مقالاتی درباره‌ی هملت
امیرخانلو، حاصل کارش را مجموعه‌ای از بهترین نقدها و تفسیرها از هملت اثر شکسپیر می‌داند که هم تحلیل نمایشنامه را در بر می‌گیرد و هم تحلیل شخصیت اصلی و سایر شخصیت‌های آن. افزون بر این، بی‌گمان ایده‌های بکری را برای هر اجرای تازه‌ای از هملت در خود خواهد داشت.

درنگ| این کتاب شامل مقالات «هملت و معضلاتش» اثر تی. اس. الیوت، «مرگ همنت و ساختن هملت» از استفن گرین‌بلت، «هملت ـ مونالیزای ادبیات» از ژاکلین رز، «میل و تفسیر میل در هملت» از ژاک لکان، «اصالت شکسپیر» اثر هارولد بلوم، «هملت قرون وسطایی خانواده پیدا می‌کند» از الکساندر ولش، «فرفره» اثر باربارا اورت، «نظریة شبکه، تحلیل طرح هملت» از فرانکو مورتی، «سفارتخانة مرگ» اثر جرج ویلسون نایت و «آینه‌ای در برابر روح» از ای سی. بردلی است که مهدی امیرخانلو، گزینش و ویرایش آنها را بر عهده داشته است. در کنار نام امیرخانلو که تعدادی از مقالات کتاب را ترجمه کرده است، نام‌هایی چون مژده ثامتی، صالح نجفی، محمد سپاهی و کامران سپهران نیز به عنوان مترجم بعضی مقالات به چشم می‌خورند. در ابتدای این کتاب خلاصه‌ای از نمایشنامه هملت را می‌خوانید و در انتها نیز شرح مختصری از زندگی و سایر آثار نویسندگان در اختیارتان قرار دارد.

آنچه مهم و از طرفی، جالب به نظر می‌آید، ماجرای جمع‌آوری مقالات و انتخاب آنها از میان انبوهی از یافته‌ها برای انتشار در کتاب بوده است. مهدی امیرخانلو درباره جمع‌آوری مقالات می‌گوید: «راستش، ماجرای گردآوری این مجموعه هم دست‌کمی از یک داستان پلیسی نداشت. مجموعه‌ای که خود از کنار هم گذاشتنِ داستان‌های مختلف هملت تشکیل شد». به اعتقاد او، جرقه گردآوری این مجموعه در اسفند 1388، یعنی 410 سال بعد از نخستین اجرای نمایش هملت زده شد؛ زمانی که او دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ادبیات نمایشی بود. به اذعان امیرخانلو، در آن دوران در یکی از کلاس‌های نقد ادبی بحثی درباره شخصیت‌شناسی و تحلیل قهرمان‌های ادبی شکل گرفت که دامنه آن به تحقیق و کنجکاوی شخصی کشید. نخستین و مهم‌ترین مورد مطالعه‌ای که به ذهن وی رسید، هملت بود.

اولین تلاش‌های امیرخانلو برای یافتن مقاله‌ای درباره هملت به زبان فارسی، به ترجمه مقال تی. اس. الیوت ختم شد. او در این‌باره می‌گوید: «اولین سرنخ. اما همین و دیگر هیچ. پس، ادامة جست‌و‌جو به منابع انگلیسی و دنیای مجازی کشیده شد تا به‌زودی علت جست‌و‌جو و هدف کلی آن به‌کلی دگرگون شود. شاید اگر این شکاف حیرت‌انگیز نبود میان انبوه مطالب (نقد، تحلیل، نقل قول، روزآمدسازی) به زبان انگلیسی و چند منبع پراکنده به فارسی، آنهم دربارة «مونالیزای ادبیات»، آن مشغلة شخصی هم که نهایتاً می‌توانست به «تکلیف آخر ترم» سر و شکل دهد، جایش را به ایدة گردآوری مجموعه مقالاتی درباره هملت نمی‌داد».

در این مسیر  چهارصد و اندی ساله، هر مفسر و منتقدی تلاش کرده است هملت را بار دیگر از زاویه‌ای جدید ببیند و او را دوباره از نو بیافریند؛ به‌طوری‌که به باور گرد‌آورنده کتاب، هملت اگر در آغاز تک درختی بوده، حالا به جنگلی انبوه تبدیل شده است. نتیجه این تلا‌ش‌ها، ترسیم تصاویری متفاوت و گاه متضاد از هملت بوده است. اما امیرخانلو باز معتقد است که این مسئله مایة تعجب نیست؛ زیرا مگر نه این است که هملت خود جامع اضداد است؟

سرانجام، نتیجه این شد که گردآورنده در اوایل سال 1389 با انبوهی از مقالات رو‌به‌رو شد و از خود می‌پرسید که با این همه مقاله چه می‌توان کرد. از نظر او، در گذشته‌ای نه چندان دور، دسترسی نداشتن به مقالات و محدودیت‌های این‌چنینی، خود‌به‌خود کار گزینش مقالات را آسان می‌کرد. اما حالا با ایجاد دهکده جهانی، گزینش از میان آنها دست‌کمی از نوشتن‌شان نداشت: «ایده‌ای که به  ذهن من رسید، همان دنبال کردن «سرنخ‌ها» بود». بر این اساس، خواندن مقالة الیوت، به انتخاب دو مقالة دیگر انجامید و همین‌طور الی آخر که خود او در مقدمه کتاب این جریان را به تفصیل شرح داده است.

او در ادامه می‌گوید: «واضح است که گردآوری این مقالات بیش از یک بازی جورچین بوده است. زیرا هریک از این مقاله‌ها، همچون هر مقالة خوب دیگری، پر از ارجاع به نام‌ها و مقاله‌های پیش از خودند. بنابراین معیارهای دیگری هم در انتخاب مقاله‌ها دخالت داشتند که از جمله می‌توانم به شهرت آنها (اینکه تا چه حد از آنها یاد شده یا به آنها ارجاع داده‌اند) و نو بودن‌شان (هم به‌لحاظ تاریخی و هم به‌لحاظ ایده‌هایی که پرورانده‌اند) اشاره کنم».

به باور امیرخانلو، حاصل کارش مجموعه‌ای از بهترین نقدها و تفسیرها از هملت اثر شکسپیر است که هم تحلیل نمایشنامه را در بر می‌گیرد و هم تحلیل شخصیت اصلی و سایر شخصیت‌های آن. افزون بر این، بی‌گمان ایده‌های بکری را برای هر اجرای تازه‌ای از هملت در خود خواهد داشت.

امیرخانلو که در شیوه چینش مقاله‌ها نیز وسواس به خرج داده است، می‌گوید: «یک شیوة دست‌یاب، تنظیم مقاله‌ها بر حسب ترتیب تاریخی بود: حسن چنین ترتیبی گشودن چشم‌اندازی یکصدساله از سنت نقدنویسیِ ادبی، از ای. سی. بردلی تا فرانکو مورتی ایتالیایی، در برابر خوانندگان بود. اما برای وفاداری به ایدة اصلیِ گزینش مقاله‌ها، کوشیدیم تا آنها را به همان شیوه که برگزیدیم در ترتیبی مکالمه‌ای جای دهیم تا کلیت مجموعه خود فرمی دراماتیک پیدا کند».

در انتها بد نیست که بخشی از ابتدای مقاله «سفارتخانه مرگ» نوشتة جورج ویلسون نایت را بخوانید: «در نمایشنامه‌های شکسپیر مرسوم است که مضمون اصلی بازتابی در رویدادها، اشخاص بازی و رهنمودهای دقیقِ فرعی که در نمایشنامه آمده‌اند داشته باشد. حال، مضمون هملت مرگ است. زندگی که سدی در برابر فروپاشی درون قبر است و عشق که زندگی معشوق را نجات نمی‌دهد ـ هردو، با تأکیدشان بر مرگ، به عنوان حقیقت اولای طبیعت، داغی بر ذهن هملت نهاده‌اند، آن را به آتش کشیده‌اند و با درد بسیار می‌سوزانند. داغدیدگی هملت و درد عشقِ متعاقب آن که با جنون پهلو می‌زند در داغدیدگی افلیا و جنون او منعکس شده است…».

مونالیزای ادبیات را انتشارات نیلوفر در پاییز 1392 و با قیمت 15000 تومان منتشر کرده است.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (14)