این لکه‌ها پاک نمی‌شوند رفیق

۲ فروردین ۱۳۹۳
نگاهی به رمان میرا نوشته کریستوفر فرانک
فرانک روی نقطه‌ای از ضعف جامعه دست گذاشته که آگاهانه به نوشته‌اش خاصیتی جهان‌شمول می‌دهد و آن نقطه تنهایی است. همین دلیل کافی‌ست تا نوشته‌اش از یک از اثر صرفا سیاسی پا را فرا‌تر گذاشته و جنبه‌های اجتماعی و روان‌شناختی را نیز تجربه کند. همین عامل مهم‌ترین دلیل موفقیت «میرا» بوده و آن را یک پله بالا‌تر از آثار هم مضمونش قرار می‌دهد

و اینک تئاتر

علی صفری متولد بهمن ماه شصت و پنج و دارای مدرک لیسانس زیست‌شناسی سلولی مولکولی است. او از سال هشتاد و هفت با موسیقی نمایش «مرگ یزدگرد» به کارگردانی افق ایرجی وارد عرصه نمایش شد و‌‌ همان سال برای اولین بار بازیگری را در نمایش «آنتیگون» به کارگردانی عباس احمدلو تجربه کرد.

در سال هشتاد و هشت نمایش «قرار ملاقات» را در دانشگاه آزاد آشتیان در کسوت بازیگر و کارگردان روی صحنه برد. همچنین در سال هشتاد و نه در سمت روابط عمومی و مدیریت دبیرخانه در جشنواره تئا‌تر تهران مشغول به فعالیت شد. او در همین سال به عنوان خبرنگار تئا‌تر فعالیت خود را دنبال کرد و خبرنگار جشنواره تئا‌تر فجر شد.

صفری در سال‌های اخیر در نمایش‌هایی از قبیل «نگاه» به کارگردانی علی پویا قاسمی، «دو لیتر در دو لیتر صلح» به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ در سمت موسیقی و صحنه فعالیت داشته و سال نود و دو را به عنوان کارگردان و بازیگر در آثار «هنر» نوشته یاسمینا رضا، «میرا» برگرفته از رمان کریستوفر فرانک و «عروسک‌ها» به قلم بهرام بیضایی پشت سر گذاشته است.

او در حال حاضر فعالیت خود را در زمینه نمایشنامه‌نویسی دنبال می‌کند.

 

نمایشنامه‌ها به قلم علی صفری

  • پارادوکس
  • قرار
  • میرا
  • سرگشتگی
  • انتخاب طبیعی

 


این لکه‌ها پاک نمی‌شوند رفیق

نگاهی به رمان میرا نوشته کریستوفر فرانک/ علی صفری: نویسنده و کارگردان نمایشنامه «میرا»

تاریخ رمان از ابتدا تاکنون، موضوع کمونیسم و حکومت‌های تمامیت‌خواه را موضوع بحث بسیاری از نویسندگان جهان دیده و خواهد دید. هر کدام به نوعی به وضع موجود در این نوع حکومت‌ها نگریسته و دیدگاه خود را در لابه لای داستان به ما عرضه کرده‌اند، دیدگاهی که‌گاه رنگ جامعه‌‌شناسی،‌گاه روان‌شناسی، اقتصاد و غیره را به خود می‌گیرد.

در بیشتر مواقع سیاهی و دوده‌ای بر چهرهٔ زندگان و مردگان داستان‌ها را شاهد هستیم. در اکثر رمان‌هایی این چنینی، همزادپنداری بیداد می‌کند و البته این خاصه کشورهای تحت سیطره قدرت مرکزی نیست و چرا که در کشور‌های توسعه‌یافته نیز این قبیل مضامین مورد اقبال عموم واقع می‌شود.

و حال چرا میرا؟

چرا فرانک خواسته یا ناخواسته این نوع نگاه را در قبال شخصیت زن داستان ارائه می‌دهد؟ داستانی را که یک مرد روایت می‌کند. روایتی که نمی‌توانیم با تمام وجود باورش داشته باشیم.

در جامعه فرضی کریستوفر فرانک آنچه به وضوح شاهد آن هستیم، «ناگفته‌ها» است. بدین معنا که او تلاش کرده تا تمامی حرف خود را از زبان کسی بگوید که حرفی برای عموم جامعه ندارد و در صورت بیان این حرف‌ها، از سوی جامعه‌ای که ارتباط مستقیم با دولت مرکزی دارد طرد و حتا توقیف و شکنجه می‌شود.

رمان ما را با فضایی روبرو می‌کند که در آن حتا لحظه‌ای در امان نیستیم و هر لحظه اگر از خواندن دست بکشیم ممکن است به اتهام تفکر از سوی دولت ذکر شده در داستان برای اصلاح فراخوانده شویم. داستان و حواشی آن ما را به نحوی به خواندن وا می‌دارد که تا انت‌ها پیشروی کنیم. فرانک سراسر داستان را مملو از نوری کرده که در جهان تاریک کنونی غنیمت محسوب می‌شود. یک روشنایی دائمی که ما را از نوری که در اتاقمان تابیده می‌شود، به ترس وا می‌دارد. از این روی ناچار سر در رمان فرو برده و تا انت‌ها پیش می‌رویم و حتا ممکن است از ترس تاریکی هیچ‌گاه رمان را تمام نکنیم.

تنهایی در تاریکی نهفته است

فرانک روی نقطه‌ای از ضعف جامعه دست گذاشته که آگاهانه به نوشته‌اش خاصیتی جهان‌شمول می‌دهد و آن نقطه تنهایی است. همین دلیل کافی‌ست تا نوشته‌اش از یک از اثر صرفا سیاسی پا را فرا‌تر گذاشته و جنبه‌های اجتماعی و روان‌شناختی را نیز تجربه کند. همین عامل مهم‌ترین دلیل موفقیت «میرا» بوده و آن را یک پله بالا‌تر از آثار هم مضمونش قرار می‌دهد.

قطعا همین چند بُعدی بودن اثر مرا بدان واداشت تا رمان را با اندکی تغییر و بازنویسی به صورت نمایشنامه درآورده و برای اثری محیطی آماده کنم.

«میرا» از زبان مرد اول داستان روایت می‌شود، مردی که هویت دقیقی از خود ارائه نمی‌کند ولی جهان پیرامون خود را به خوبی به تصویر می‌کشد. حتا زمانی که از خودش تصویری می‌سازد، آن تصویری ست که جامعه برای او تعریف کرده است.

نمایشنامه «میرا» با اقتباس از خود اثر اتفاق می‌افتد ولی این اقتباس بیشتر از فضای به تصویر کشیده بهره می‌برد و تا جایی که بر بنیاد نوشته ضربه‌ای وارد نشود اشخاص نمایش را در منش و راه، دچار تغییر می‌کند.

علت عمده در اجرای محیطی نمایش، با صرف نظر از نبود سالن در کشور را می‌توان هرچه نزدیک‌تر بودن با مخاطب دانست. مخاطبی که ناخواسته از فضای اثر دور نیست و در طول نمایش سنگینی نقاب را بر صورتش احساس می‌کند. مخاطبی که در میان دود و قیر و غبار گیر کرده و خودش را به زحمت می‌بیند اما هر لحظه سایه ناظرانی مرئی و نا‌مرئی را احساس می‌کند.

مخاطبی که دستمال به دست گرفته و مدام پیرامونش را می‌ساید تا بلکه از میان رمان «میرا» نقبی به جهانی با سایه‌های واقعی بزند.

سایه‌هایی که در عین تاریکی نوید خورشید را هم می‌دهند.

 

متن نمایشنامه میرا – علی صفری

نمایشنامه «میرا» نوشته علی صفری را از اینجا ببینید

 

عکسهای اجرای میرا – مینه وارتومیان

عکسهای اجرای محیطی «میرا»/ کارگردان: علی صفری / عکاس: مینه وارتومیان را از اینجا ببینید

 

خوانشي بر کتاب «میرا» – فرشيد حاجی زاده

 تنهایی ممنوعه: خوانشي بر کتاب «میرا» – فرشيد حاجی زاده را از اینجا ببینید

 

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)