بگذار پینوکیو دروغش را بگوید

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
نقدی بر اپرای عروسکی لیلی و مجنون اثر «بهروز قریب‌پور»
نقد یک اثر عروسکی در زمانه‌ای که رقیبی برای آن اثر وجود ندارد کمی سخت می‌شود و سخت‌تر اینکه رقیب پیش از پا نهادن به میدان ضربهٔ فنی می‌شود. بنابراین نقد اثر تنها به شنیده‌ها و خوانده‌ها منتهی خواهد شد و از لحاظ ساختار‌شناسی عروسکی و تجربهٔ بصری نقاد دچار نقصان می‌شود.

علی صفری:

با وجود حضور شخصیت‌هایی تاریخی در نمایش عروسکی ایران همچون مبارک، پهلوان، وروره جادو و دیگران، مشاهدهٔ نمایش عروسکی در ایران بخت و اقبال می‌خواهد. شاید از آن جهت که ابزار و وسایل تولید و احیای این نوع از نمایش بسیار پر هزینه و نیازمند آموزش و تامین اعتبار مالی و معنوی است.

دانشجویان این رشته مانند سایر شاخه‌های نمایش از هیچ مرجعی حمایت نمی‌شوند و تنها در دو جشنواره دانشجویی و یونیما خود را می‌آزمایند. آزمونی که به علت عدم اجرای عموم هیچ‌گاه به منزلهٔ چالشی اجتماعی و فرهنگی دیده نخواهد شد.

در طی سال‌های گذشته تنها یک نام در عرصهٔ عروسکی ایران به گوش مخاطب عموم آشناست و آن نام «بهروز قریب‌پور» است، نامی که با تالار فردوسی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است. تالاری که بهتر بود از‌‌ همان ابتدا به نام بهروز قریب‌پور ثبت شود و بی‌جهت پای آن شاهنامه‌نویس کهن را یدک نکشد.

نقد یک اثر عروسکی در زمانه‌ای که رقیبی برای آن اثر وجود ندارد کمی سخت می‌شود و سخت‌تر اینکه رقیب پیش از پا نهادن به میدان ضربهٔ فنی می‌شود. بنابراین نقد اثر تنها به شنیده‌ها و خوانده‌ها منتهی خواهد شد و از لحاظ ساختار‌شناسی عروسکی و تجربهٔ بصری نقاد دچار نقصان می‌شود.

پس از اپرای موفق مولوی و اجرای آثاری همچون مکبث و عاشورا نوبت به عاشقاتهٔ لیلی و مجنون رسید. عاشقانه‌ای که برای پارسی زبانان از دوست آشنا‌تر است.

البته اپرا به زبان آذری اجرا شد و برای فهم تماشاگر غیرآذری زبان، تمهیدی در نظر گرفته نشده بود. شاید به واسطهٔ عنصر اپرا و معروفیت داستان، نبودن زیرنویس از سوی گروه قابل توجیه باشد اما آیا کارگردان اثر از خوانش لیلی و مجنون توسط مخاطب مطمئن است؟

اولین و مهم‌ترین رکن اپرا، موسیقی است و تماشاگر این نمایش می‌بایست در سالنی با سیستم صوتی ضعیف به یک اپرای آذری گوش بسپارد. دراماتورژی اثر و استفاده از آرایه‌های بصری فارسی همچون پخش اشعار بصورت خوشنویسی و ویدیو پروژکتور تنها در پرده‌های ابتدایی هیجان‌انگیز و گیرا بود و در میانه‌های نمایش به ابزاری مستعمل جهت ایرانیزه کردن اثر تبدیل شد.

عروسک‌گردانی اثر، فاقد پویایی لازم و با توجه به آثار گذشته این گروه کاملا تکراری بود. انگار که خود گروه هم، لیلی و مجنون آذری زبان‌ها را درک نکرده باشد، حرکت عروسک‌ها فاقد روح، و تنها در جهت توضیح متن بود. توضیحی که به هیات توجیه در می‌آمد.

اجرای متوالی و پی در پی آثار قریب‌پور عرصه را برای نمایش عروسکی تنگ کرده و آینده را از نمایش عروسکی ایران ربوده است. جشنواره عروسکی دانشجویی در ایران هر ساله تعداد بی‌شماری استعداد را معرفی می‌کند. استعداد‌هایی که به علت نبود محلی برای بروز خود به شاخه‌های دیگری از نمایش رانده می‌شوند.

اپرای عروسکی لیلی و مجنون، کارِ گروهی بود که اگر به هنرجویان نوپا سپرده می‌شد، شاید در ابتدای امر نه بصورت ایده‌آل ولی آینده نمایش عروسکی را روشن‌تر می‌کرد. این امکان قطعا به وجود رقابت می‌انجامید و حتی گروه آران به تولید آثاری متفاوت هدایت می‌شد.

 

 

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (9)