آکادموالدوله وسط دارالسیفون

۳۱ مرداد ۱۳۹۳
معترض‌الدوله

سیفون‌داران در دارالسیفون جمع شده بودند و داشتند فکر می‌کردند که چه بگویند. قرار بود گروهی از آفتابه به دستان سابق که حالا در کسوت سیفون‌داری، جبهه‌ای را برای خودشان ترتیب داده بودند، آکادموالدوله را به واسطه به‌کارگیری نام منحوس آکادمیا که در فرهنگستان ادب سیفونی، لغتی نامأنوس تلقی می‌شد، محاکمه کنند.

وکیل‌السیفونی از جبهه پاسیفونی بند سیفونش را تاب می‌داد و رفت در مدخل دارالسیفون و گفت: این برگه‌ها و نمودارها به چه کار آید؟ بگذار پشت در دارالسیفون بماند و ما همان‌جا بند سیفون را می‌کشیم و هر چه پیش از آن در دارالخلافه شما گند بالا آمده است، فرو می‌بریم، بدان شرط که زین پس نام منحوس آکادمیا به سیفونشگاه تغییر یابد و مدرک سیفولانس ما را به فوق سیفولانس ارتقا دهید.

گروه بند سیفونی هم میانه دارالسیفون نشسته بودند و به آکادموالدوله چشمکی حواله کردند که رفیقا خیالت نباشد ما نوارهایشان را پاک کردیم که آّب در دلت تکان نخورد.

پاسیفونی‌ها رفتند و در محاکمه آکادموالدوله هوار راه انداختند که واسیفونا، این‌ها می‌خواهند مستراح فرنگی را به جای مستراح سنتی خودمان وارد کنند و سیفون‌های تمام‌قد ما را مدخلی کوتاه و کوچک بنمایند. امروز اگر سیفون‌داری از غم این بی‌سیفونی، سر خود را در چاه مستراح فرو کند نباید تعجب کرد.

آکادموالدوله که کاغذهایش را پشت در دارالسیفون گذاشته بود گفت: دل‌سیفون‌داران عزیز، این خط و ربط‌ها را برای شما آوردم، ببینید، فلانی که خودش داد مستراح می‌زند، به فرنگستان رفته تا مستراح خودمان را از آن‌ها بستاند. مگر ما همین‌جا مستراح‌سازی انبوه نداریم؟ اصلاً مگر آن‌ها در فرنگستان مستراح دارند؟ آن‌ها دبلیو سی دارند که هیچ نسبتی و سببی با آب پاک سیفونی ما ندارد.

اما یکی دیگر از پاسیفونی‌ها بلند شد و هوار کشید که آی سیفون‌داران ما مگر برای دبلیو سی این همه نگرانیم؟ نخیر آقای آکادموالدوله! ما نگرانیم که مبادا بچه‌های ما اصول قضای حاجت را به دروازه‌های مستراح فرنگی فراموش کنند و همین امروز و فردا شلنگ‌های آب را هم جمع کنند و رول‌های ماسونی دستمال توالت همه جا را بگیرد. آیا در حلقه‌های دستمال توالت، نشانه‌های تشکیلات فراماسونری را نمی‌بینید؟

 پاسیفونی‌ها همه گفتند احسنت!

آکادموالدوله هاج و واج مانده بود که این‌ها چه می‌گویند. یکی از بندسیفونی‌ها گفت نگران نباش خودشان هم نمی‌دانند چه می‌گویند.

وسط شلوغی و داد و هوار، چکشِ دارالسیفون کوبیده شد و حکم به برکناری آکادموالدوله دادند.

آکادموالدوله هم گفت: بروید به جهنم.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (31)