داعش یک پدیده جاری است

۱۷ مهر ۱۳۹۳
میراصغر موسوی
از وحشت گرگ نباید به قصاب پناه ببریم. قصاب برای سر بریدن هم مجوز دارد و هم کارد تیز. هیچوقت نیز سر بریده را به دست نمی‌گیرد تا به دیگران نشان دهد. او فقط سرهایی را که داعش بریده است به نمایش می‌گذارد. خود اما، سرهای بریده را سریع در خاک چال می‌کند. کاری که کلاغان به قابیل آموختند.

سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند.

 

امشب شبی خوب و خوش داریم و با وجدان آسوده، خوابی آرام و لذتبخش خواهیم داشت. تلاش چندروزه طرفداران حقوق بشر بالاخره به ثمر رسید، اکنون آمریکا وارد نبرد علیه داعش و معادله کاملاً عوض شده است. دیگر کوبانی ها قتل‌عام نخواهند شد. حالا نوبت داعش است. قتل‌عام داعش وجدان همه ما را آرام و آسوده و خاطرمان را خوش خواهد کرد. برای قربانیان کوبانی و علیه جنایتی که داعشی ها انجام می‌دهند، آنقدر بال‌بال زدیم و شعار «اوباما ننگت باد» سر دادیم، تا اینکه اوباما دچار عذاب وجدان شد و برای نجات مردمان بی‌گناه کوبانی عملیات نظامی خود علیه داعش را آغاز کرد. حالا داعشی ها قتل‌عام خواهند شد و آن‌هایی که یک هفته در آتش عذاب وجدان خود می‌سوختند می‌توانند امشب را جشن بگیرند و خوش باشند. آمریکا انتقام ما را از داعش خواهد گرفت، آسوده‌خاطر و خوش باشیم. خطر فعلاً از کوبانی رد شد. خوشی امشب را غنیمت بشماریم زیرا، فردا نوبت شهر دیگری است. داعش نمرده است.

 داعش پدیده‌ای بی‌ریشه و نوظهور نیست که به این سادگی سرکوب و نابود شود. این جریان ریشه بسیار عمیقی در کشورهای اسلامی دارد و عمر آن با عمر استعمار در منطقه برابر است. از زمان ظهور «مهدی» سودانی در قرن نوزدهم تا قد علم کردن «مدنی» در الجزایر، در نیمه اول دهه هشتاد میلادی، سپس طالبان، القاعده… و داعش در عراق و سوریه چندین دهه گذشته است. اما از آن زمان تاکنون این جریان ادامه داشته و زنجیروار حلقه به حلقه به هم پیوسته و امتداد یافته است. داعش هیچوقت نابود نخواهد شد؛ از کشوری به کشوری دیگر نقل مکان کرده و در هیئت جدیدی ظهور خواهد کرد.

داعش چون فیستولی است که تا منطقه کاملاً جراحی نشود، عفونت از آن جاری خواهد بود و همه جا را فرا خواهد گرفت.

 

خاورمیانه و کشورهای اسلامی

 علی‌الظاهر بنیادگرایی در خاورمیانه و کشورهای اسلامی رو به رشد است. ولی باید توجه داشته باشیم منطقه آسیا قریب صد سال است که گرفتار چنین ماجرایی است. پیش از داعش و خیلی پیش‌تر از طالبان، خمرهای سرخ را در کامبوج داشتیم. در سوی دیگر، ببرهای تامیل و … را که با داعیه ایدئولوژی مارکسیستی و مائوئیستی هولناک‌ترین جنایت علیه بشریت را مرتکب شدند. اکنون نیز در همین نزدیکی‌ها صهیونیست‌ها هستند که هر چند سال یکبار فجیع‌ترین قتل‌عام را انجام می‌دهند و مدتی کنار می‌کشند.

 بنیادگرایی هیچ ارتباطی با اسلام یا هر دین دیگری ندارد، آنان که از جنایت‌های داعش با عنوان «جنایت داعشی های اسلام» نام می‌برند، غیر از آنکه با ماهیت بنیادگرایی آشنا نیستند، تاریخ منطقه را نیز نخوانده و یا از آن اطلاع ندارند.

 بنیادگرایی محصول استعمار خارجی و استبداد حکومت‌های مزدور، ناتوان و وطن‌فروش است. حکومت‌هایی که با تکیه بر قدرت خارجی مردم خود را سرکوب و همه چیز را به آنان تحمیل می‌کنند، تغذیه‌کنندگان اصلی بنیادگرایی هستند. تحقیر مداوم یک ملت، تحمیل فرهنگ و الگوی زیستی متفاوت بر آنان و در نطفه خفه کردن هر گونه انتقاد، مخالفت و اعتراض، نطفه بنیادگرایی را شکل می‌دهد. زمانی که چنین حکومت‌هایی فرو می‌پاشند، تحقیرشده‌های شورشی اقدام به ویران کردن جهان خود و دیگران می‌کنند. داعشی ها گروهی از این گونه مردمان هستند که می‌خواهند جهانی که فرصت و امکانی برای زندگی کردن به آنان نمی‌دهد را ویران کنند. برای داعش، غربی و شرقی تفاوت ندارد. هرچند آنان مدعی مبارزه با سیطره استبداد جهانی هستند، ولی خیلی زود به بازیچه دست دیگران تبدیل می‌شوند. دیگرانی که سودای قدرت در سر دارند اما خود بازیچه بازیگران بزرگ‌تر هستند.

 

بازیگران قدرت و قدرت عاریه‌ای آنان

خاورمیانه و کشورهای مسلمان‌نشین خیلی بیش از ظرفیت خود بازیگر و صحنه‌گردان دارد. از قطر تا ترکیه، وهابی‌های سعودی، مصر، سوریه و… همه مدعی رهبری منطقه و جهان اسلام هستند. یکی سودای احیای امپراتوری عثمانی را در سر دارد و دیگری که «خانه خدا» را در جغرافیای خود دارد، اسلام را از آن خویش می‌داند و در رویای ریاست بر کشورهای اسلامی است. اما مشکل ما نه با احیای امپراتوری عثمانی و صفوی و نه با یکپارچه کردن کشورهای اسلامی به ریاست عربستان حل خواهد شد. مشکل ما حکومت‌های وابسته، بی‌لیاقت و مملکت و ملت فروش است؛ و تا این معضل حل نشود خاورمیانه به آرامش نخواهد رسید.

 

ثبات خاورمیانه

خاورمیانه و بخشی از منطقه آفریقا چند سالی است که گرفتار بی‌ثباتی و هرج‌ومرج شده است. هر روز درگوشه ای از این منطقه آشوب، جنگ، ویرانی و قتل رخ می‌دهد و چشم‌انداز مردم تیره‌وتار شده است. نمایش سرهای بریده شده در دست داعشی ها همه را دچار رعب کرده است. این رعب چنان شدت و گسترش یافته که گروهی از مردم چشم یاری به امریکا و غرب دوخته‌اند. چنانکه امروز آغاز عملیات امریکا علیه داعش را جشن گرفته‌اند. در فضای مجازی به خصوص در فیسبوک مطالب حیرت‌آوری به چشم می‌خورد. فردی که دعوی انسان‌دوستی دارد و برای آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر و خشونت علیه زنان مبارزه می‌کند و عنوان وابستگی به جنبش سبز را نیز با خود یدک می‌کشد و…، در فیسبوک خطاب به یاری طلبان از امریکا، ورود امریکا به نبرد با داعش را به همه دوستان و فعالان مبارزه علیه جنایت‌های داعش تبریک می‌گوید. این نوع نگاه به مشکل منطقه، ضعف، ناتوانی و عدم درک صحیح از مسئله را نشان می‌دهد.

 فارغ از این دسته از افراد که برای هر چیزی کمپین تشکیل می‌دهند و همزمان در همه عرصه‌ها فعال هستند و می‌خواهند جهان را از طریق فضای مجازی به بهشت تبدیل کنند، متاسفانه گروه‌ها، تشکل‌ها و افراد صاحب صلاحیت نیز به دلیل دشواری‌هایی که در داخل کشور با آن روبه‌رو هستند، قادر به ارائه تحلیل واقعی خود از این فاجعه نیستند. سبز، سرخ، آبی، اصلاح‌طلب و تحول‌خواه همه در بهت فرورفته و سکوت کرده‌اند. اما، باید یادآوری کرد در منطقه هیچ کشوری از دست داعش های بعدی در امان نخواهد بود. ما نیز باید بدانیم یکی از راه‌های پیش روی داعش به کشور ما ختم می‌شود. ولی چاره این مشکل آیا این است که پای امریکا را بیشتر از پیش به منطقه بکشانیم؟ خاورمیانه و کشورهای اسلامی همه در معرض خطر امریکا و غرب قرار دارند.

 پس از بر فنا شدن رویای ریگان و تاچر و بعدها خاندان بوش برای ایجاد خاورمیانه بزرگ، فروپاشی خاورمیانه و تبدیل آن به مجموعه‌ای از کشورهای کوچک، یعنی تجزیه‌های پی‌درپی، سیاست اصلی امریکا در خاورمیانه است. این سیاست از زمان حمله امریکا به عراق آغاز شد و همچنان ادامه دارد. آن روزها که با ورود آمریکایی‌ها به بغداد بعضی‌ها پا می‌کوبیدند و شادی می‌کردند و مخالفان حمله امریکا به عراق را دشمن خون شهدای جنگ تحمیلی می‌دانستند، از متن این سناریو آگاه نبودند و متأسفانه هنوز نیز در جهل به سر می‌برند. خیلی از روشنفکران و فعالان سیاسی ایران و منطقه حمله ناتو به لیبی را به عنوان گسترش دامنه بهار عربی جشن گرفتند و برای سربازان ناتو دسته‌گل فرستادند. آنان نه درک روشنی از سیاست غرب و ماهیت امپریالیزم دارند و نه محتوای تعریف رهبران جنبش سبز از بهار عربی را درک کرده بودند.

نکته آخر اینکه آن‌هایی که نگران وضعیت بحرانی منطقه هستند و از این جنگ و جنایت خسته و زندگی‌شان تلخ شده است، لازم است بدانند مشکل منطقه باید به دست مردم منطقه حل و فیصله پیدا کند. زیرا در صورت ورود تمام‌عیار امریکا به منطقه، خاورمیانه زمانی به آرامش خواهد رسید که کل منطقه به گورستان تبدیل شده باشد.

کسانی که از جنایت‌های انجام گرفته توسط داعش به وحشت افتاده‌اند و عواطف انسانی‌شان جریحه‌دار شده است باید توجه کنند که بمب‌های آمریکایی بیشتر از چاقوی سلاخی داعش ها مرگ به ارمغان خواهد آورد. از وحشت گرگ نباید به قصاب پناه ببریم. قصاب برای سر بریدن هم مجوز دارد و هم کارد تیز. هیچوقت نیز سر بریده را به دست نمی‌گیرد تا به دیگران نشان دهد. او فقط سرهایی را که داعش بریده است به نمایش می‌گذارد. خود اما، سرهای بریده را سریع در خاک چال می‌کند. کاری که کلاغان به قابیل آموختند.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)