روزهایی که لعنت از آن می‌بارد

۲۸ مهر ۱۳۹۳
میر اصغر موسوی
اسیدپاشی بر چهره زنان در اصفهان تداوم همان حلقه‌های جنایت‌های کثیف است که متأسفانه در این کشور همچنان تداوم دارد. هنوز قتل‌های فجیع در کرمان را به یاد داریم که ابله مقدس‌مآب متشرع‌نمایی فتوای آن را صادر کرد. در آنجا چند زوج جوان از آغاز شب تا پایان «شبی که لعنت از آن می‌بارید» شکنجه شدند و مُردند.

سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند.

 

این قلم روی کاغذ نمی‌چرخد، حروف کج‌ومعوج می‌شوند و کلماتی را که در ذهن کنار هم چیده‌ام اینجا شکل نمی‌گیرند و از حافظه‌ام می‌گریزند. گویی کلمات هم از شدت شرم خود را پنهان می‌سازند، شرم چگونه واژه‌ای است و چگونه حسی است که حتی جان کلمات را هم به آتش می‌کشد و آنان را فرار می‌دهد. این حس اگر از چنین قدرتی برخوردار است پس ما چگونه موجوداتی هستیم که بی‌شرمانه در کوچه و خیابان‌های این کشور راه می‌رویم. آیا این پایان‌بندی همان تراژدی نیست که اخوان گفته است: «خشمگین ما بی‌شرف‌ها مانده‌ایم» ولی ما خشمگین نیستیم، فقط کنجکاو شده‌ایم «تازه چه خبر؟ چند نفر؟ ها! دو نفر؟ آخه گفته‌اند سه نفر بودند» چه فرقی می‌کند چند نفر بودند. ولی گویا یکی‌شان نجات پیدا کرد و مُرد. بقیه دیگر اما ماندند تا هر روز میلیون‌ها بار بمیرند. این زنجیره جنایت‌های کثیف که هر روز دور پاهای ما حلقه می‌شوند تا کی تداوم خواهد داشت؟

اسیدپاشی بر چهره زنان در اصفهان تداوم همان حلقه‌های جنایت‌های کثیف است که متأسفانه در این کشور همچنان تداوم دارد. هنوز قتل‌های فجیع در کرمان را به یاد داریم که ابله مقدس‌مآب متشرع‌نمایی فتوای آن را صادر کرد. در آنجا چند زوج جوان از آغاز شب تا پایان «شبی که لعنت از آن می‌بارید» شکنجه شدند و مُردند. از قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران سخن به میان نمی‌آورم، زیرا که آنان می‌خواستند بر جهان تاریک اطراف خویش نور بیفکنند. پس طبیعی بود که خفاشان شب‌پرست این مجرمان را به سزای اعمالشان برسانند. از قتل‌های زنجیره‌ای سران اوباش در تهران که پیش از قتل‌های زنجیره‌ای روشنفکران صورت گرفت نیز چیزی نمی‌گویم با اینکه همان زمان هشدار داده شد اینگونه اعمال خودسرانه پیامدهای بس بزرگ و خطرناکی در پی دارد.

امروز از انسان‌هایی سخن می‌گوییم که متأسفانه نمُردند تا نجات پیدا کنند، آن‌ها ماندند تا هر روز هزاران هزار بار شکنجه شوند و بمیرند. بحث بر سر تعداد قربانیان که آیا سه نفر هستند یا هشت نفر و یا… بیهوده و احمقانه است. خواندن یا نقل‌قول سخنان قربانیان و اطرافیانشان نیز آزاردهنده و سوهان روح است. آنان درباره اصل جنایت سخن نمی‌گویند، بلکه سعی دارند اثبات کنند که به اشتباه قربانی شدند چون آدم‌هایی مؤمن، متدین، نمازخوان و باحجاب هستند. مقامات هم فقط می‌بافند، پای اسرائیل طبق معمول به میان کشیده شده است. معلوم است که مسئله حجاب در ایران برای اسرائیلی‌ها به اندازه خطر انرژی هسته‌ای وحشت ایجاد کرده است. دیگران هم خزعبلات می‌بافند، فرماندار، رییس پلیس و معاون امنیتی استاندار و دیگران اکنون سرگرم جستجوی دلیل کافی و قانع‌کننده هستند تا به ما بگویند که انگیزه اسیدپاشان ناموسی بوده یا حسادت عشقی. پلیس هم گفته است تا کنون 3 تا 4 نفر را بازداشت کرده است. معنی دقیق این حرف را من متوجه نشدم که آیا منظورشان 3 ضربدر 4 است یا 3 الی 4 نفر؟ در هر صورتی تعداد بازداشت‌شدگان در ابهام مانده است. اما دردناک‌تر از همه اظهارنظر امام جمعه اصفهان است که گفته است: من گفتم تذکر لسانی بدهید.

اینجا کجاست؟ این کشور به دست چه کسانی اداره می‌شود؟ و آیا اداره امور یک کشور را مسئولان بر عهده دارند یا به نیابت از آنان نیز مردم می‌توانند اعمال اراده کنند؟ این ملت تا کِی باید تاوان این جنایت‌های نیابتی را بدهد؟ این همه دم‌ودستگاه و هزینه‌های میلیاردی برای سازمان‌دهی و تجهیز نیروهای پلیس و امنیتی فقط برای سرکوب چند جوان معترض دانشگاهی یا فعال کارگری است؟ حفظ امنیت این ملت بر عهده چه کسی است؟ در کشوری که اگر یک پشه از مدار امنیتی خارج شود هزاران سیگنال در شهر و مکان‌های مختلف به صدا در می‌آید، چگونه این جانیان در امنیت کامل و با خیال آسوده در شهرهای ما دست به جنایت می‌زنند؟

به هر سوی ماجرا که نظر می‌افکنم شرم و فرومایگی به چشم می‌آید. رهبران سیاسی، دینی، حکومتی و حتی فعالان مدنی سکوت کرده‌اند. سکوت رهبران سیاسی توجیه‌پذیر است زیرا که آنان گرفتار انتخابات آینده و تعیین تکلیف وضعیت قدرت هستند. دولت هم خود یکی دیگر از این قربانیان است. قربانی‌ای وراج و ترسو که شهامت ندارد دلیل قربانی شدنش را بیان کند. ولی اما، علمای اعلام و حضرات آیات عظام، همان‌هایی که وظیفه‌شان پاسداری از حریم دین است چرا سکوت کرده‌اند؟ آیات عظام! وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، اردبیلی، صانعی، بیات و… حفظ جان و مال این ملت بر عهده چه کسی است؟ و مجازات متخلفین، هنجارشکنان و مجرمان را چه کسی و سازمانی بر عهده دارد؟ مراجع عالی‌مقام! آیا مسلمان نبودن، شیعه نبودن، نماز نخواندن، چادر به سر نکردن از نظر شرع مبین اسلام و فقه اما صادق (ع) جرم محسوب می‌شود و فرضاً اگر جرم است مجازات آنان بر عهده چه کسانی است؟

علمایی که غیرت و حمیت دینی‌شان چنان تند و سرکش است که برای یک اتفاق ناگوار در کشور بورکینافاسو یا جمهوری آذربایجان حکم جهاد صادر می‌کنند، چرا به مظلومیت یک ملت نظر نمی‌کنند؟ و چرا به آن‌هایی که از سر جهل یا هدف از پیش تعیین‌شده جامعه را درباره یک مسئله ملتهب و بحرانی می‌کنند هشدار نمی‌دهند؟ این زمزمه‌های به ظاهر خیرخواهانه که ناگهان در مجلس، دولت، حوزه‌های دینی، مراسم‌های نمازجمعه و مطبوعات درباره حجاب و عفاف و دیگر موارد مشابه کلید می‌خورد، آیا یک طرح و نظر است یا رمز عملیات؟

ما به کجا و به چه کسانی پناه ببریم؟ زنان چگونه و به چه وسیله‌ای از خود مراقبت کنند؟ اینان که همگی انسان و شهروند ایران‌اند و زیر سایه حکومت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند، به چه کسانی یا نهادی باید پناه ببرند؟

فعالان جامعه مدنی! گروه‌های حامی حقوق زنان و ای همه آن‌هایی که برای زنان کوبانی اشک ریختید، اینجا در همین‌جا، در اصفهان، شهر فرهنگ و تمدن، کم‌تر از کوبانی جنایت نشده است. اینجا کسانی مورد تعرض قرار گرفته‌اند که در روز هزاران هزار بار می‌میرند. برای این‌ها چه کسانی باید اشک بریزد؟

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=c53hRxzUq%2Fx8K9AYwXLcu9k%2BnBNjqmqVLa1u%2FZ%2FmYg5hDlzxWeYADb%2F7bvefPtTveGfMomQIcmvp0t1ONkMt%2BQ%3D%3D&prvtof=1PaQsVG%2FmTDbrP0pN6BDnDdkgLt6a%2BpvndlfDKsCNFo%3D&poru=uax35%2B0qZTW%2BV7eHt2akIqdXJEzZTe2NuJirQ1Ou71XaLgVcyMuih9yoqHmIyrh1Uql42hAE%2BndODl7jm%2FcJsQ%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>