طرح مقدماتی تاریخچه‌ی کانون نویسندگان ایران

۳۰ مهر ۱۳۹۳
مسعود نقره‌کار
فعالیت‌های کانون نویسندگان تا انقلاب بهمن ادامه یافت،‌ پس از انقلاب کانون برای نخستین بار دفتری در خیابان مشتاق، روبه‌روی دانشگاه تهران اجاره کرد. در این محل جلسات سخنرانی، شعرخوانی و بحث و گفت‌وگو، و نمایش‌های فرهنگی هفتگی برگزار می‌شد، و هر سال نیز با اتکا به اساسنامه کانون تجدید انتخابات صورت می‌گرفت...

طرح مقدماتی تاریخچه‌ی کانون نویسندگان ایران و کانون نویسندگان ایران در (تبعید)

 

دوره دوم: فعالیت کانون از اواخر سال ۱۳۵۵ شروع و در اوایل تیرماه سال ۱۳۶۰ با یورش چندبارهٔ مأمورین رژیم جمهوری اسلامی به دفتر کانون متوقف شد.

زمستان سال ۱۳۵۵ تعدادی از اعضا کانون در دیدارهایشان تصمیم می‌گیرند تا نامهٔ سرگشاده‌ای خطاب به نخست‌وزیر وقت آقای امیرعباس هویدا تهیه کنند. نامه سرگشاده سرانجام در بیست و سوم خردادماه ۱۳۵۶ با امضا ۴۰ تن از اعضاء کانون منتشر می‌شود، و این همزمان با اوج‌گیری تبلیغ رژیم شاه روی «فضای باز سیاسی» در جامعه بود. در این نامه کانون نویسندگان خواستار ضرورت رعایت و توجه به مواد قانون اساسی ایران در رابطه با آزادی اندیشه و بیان و نیز لزوم توجه به شکوفایی و رشد خلاقیت‌های فرهنگی و فکری می‌شود. در تیرماه همین سال نامه سرگشاده دیگری با امضای ۹۰ تن از شعرا و نویسندگان و مترجمان خطاب به نخست‌وزیر وقت آقای جمشید آموزگار، تهیه و منتشر شد. در این نامه نیز عدم توجه و رعایت اصول قانون اساسی درباره آزادی اندیشه و بیان از سوی حکومت به نخست‌وزیر وقت گوشزد شد. مهرماه همین سال شب‌های شعر و سخنرانی، با شرکت ۶۲ تن از شاعران و نویسندگان در باغ انجمن فرهنگی ایران و آلمان (انستیتو گوته) برگزار شد، شب‌هایی پرشکوه، پر تب‌وتاب همراه با استقبالی بی‌نظیر از سوی مردم به ویژه جوانان و دانشجویان.

پس از «ده شب» دانشجویان دانشگاه صنعتی آریامهر خواستار برگزاری مراسمی مشابه در این دانشگاه شدند.

در نخستین شب برگزاری مراسم، با آنکه عدهٔ کثیری برای شرکت در این مراسم به سالن آمده بودند، مسئولین امر با برگزاری مراسم مخالفت کردند، این مخالفت سبب تحصن ۴۸ ساعته حضار شد، پس از ۴۸ ساعت تحصن، هنگامی که شرکت‌کنندگان به اجبار دانشگاه را ترک می‌کردند، مورد حملهٔ عوامل ساواک، گارد و اوباش هواخواه رژیم قرار گرفتند. دامنهٔ این درگیری‌ها تا خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران نیز کشیده شد و …

کانون نویسندگان ایران، پس از «ده شب» به عنوان جریانی فرهنگی در جامعه مطرح شد و گفتهٔ «دکتر هاینس هـ . بکر» مسئول مؤسسه فرهنگی آلمان (انستیتو گوته تهران) در سخنرانی افتتاح «ده شب» تحقق یافت که گفت؛

«… ما امشب شب‌های شاعران و نویسندگان معاصر ایران را در سال ۲۵۳۶ آغاز می‌کنیم و آن را یک رویداد فوق‌العاده مهم در زندگی معنوی ایران می‌دانیم»[i]

فعالیت‌های کانون نویسندگان تا انقلاب بهمن ادامه یافت،‌ پس از انقلاب کانون برای نخستین بار دفتری در خیابان مشتاق، روبه‌روی دانشگاه تهران اجاره کرد. در این محل جلسات سخنرانی، شعرخوانی و بحث و گفت‌وگو، و نمایش‌های فرهنگی هفتگی برگزار می‌شد، و هر سال نیز با اتکا به اساسنامه کانون تجدید انتخابات صورت می‌گرفت، «نامه کانون» و «نشریه دو هفتگی کانون نویسندگان ایران» به نام «اندیشه آزاد» نیز منتشر می‌شد.

پاییز سال ۱۳۵۸ که پرپر شدن بهار آزادی را خبر می‌داد، کانون نویسندگان ایران بر آن می‌شود تا در اعتراض به کتابسوزان‌ها و کتابسوزی و جو اختناق و قلم‌شکنی‌ای که صدای گام‌هایش شنیده می‌شد «شب‌های آزادی و فرهنگ» در دانشگاه تهران برگزار کند. گروهی از اعضا کانون که پیشبرنده و مبلغ سیاست‌های «حزب توده ایران» بودند با این کار به شدت مخالفت می‌کنند و در مقابل نظر اکثریت اعضای کانون که خواهان برگزاری چنین برنامه‌ای بودند می‌ایستند و سرانجام نیز کانون را ترک می‌کنند[ii] و «شورای نویسندگان و هنرمندان ایران» را بر پا می‌کنند. محمد مختاری در «درآمد» کتاب «انسان در شعر معاصر»[iii] درباره این رویداد می‌نویسد:

«آنچه در پاییز سال ۱۳۵۸ در «کانون نویسندگان ایران» رخ داد تأمل مستمری درباره ارزش‌ها و اصول و مسائل انسانی در ذهن من پدید آورد که سرانجام، چنانکه توضیح خواهم داد، به نوشتن چنین کتابی منجر شد.

در آن سال، پنج تن از اعضای برجسته کانون نویسندگان به سبب «نقض عملی اصول دموکراتیک و منشور کانون» به رأی مجمع عمومی از کانون اخراج شدند. در آن ایام کانون در پی برگزاری «شب‌های آزادی و فرهنگ» بود، و هیئت دبیران کانون نیز در تماس با مقامات مسئول در پی کسب اجازه بود. اما آن گروه با برگزاری چنین شب‌هایی مخالف بودند، و با اتکا بر تجلیل سیاسی و گروهی خویش تصمیم کانون را انحرافی و نادرست و برخلاف مصالح ملی قلمداد می‌کردند، و طی بحث‌های گوناگون در جلسات عمومی،‌ به رغم رأی و نظر اکثریت اعضاء، که تصمیم به برگزاری شب‌ها گرفته بودند، می‌خواستند رأی و نظر خود را تحمیل کنند. و به هر شکل و وسیله‌ای در پی آن بودند که «شب‌های کانون» برگزار نشود. به همین سبب نیز مسئله را از داخل کانون به روزنامه‌ها و ارگان‌های سیاسی کشاندند. طی مقاله‌های متعددی به تخطئه کانون پرداختند، موضع آن را یک موضع سیاسی خاص القا کردند، و برچسب‌هایی بدان زدند که ضرورتی نمی‌بینم در اینجا از آن‌ها یاد کنم و …

سرانجام هیئت دبیران، تعلیق عضویت گروه پنج نفره را اعلام کرد. اما مخالفت‌ها اینجا و آنجا همچنان ادامه یافت. و در پی آن حدود یک‌صد تن از اعضای کانون طی نامه‌ای خواستار برگزاری مجمع عمومی فوق‌العاده شدند تا به مسئله رسیدگی شود.

در مجمع عمومی، در پیشنهاد درباره عضویت این گروه به هیئت‌رئیسه مجمع ارائه شد. نخست پیشنهاد آقای محمدعلی سپانلو بود که بر ادامه تعلیق به مدت ۶ ماه تأکید داشت. دیگری پیشنهاد اخراج بود که از سوی شش تن از اعضا ازجمله این جانب امضا شده بود و …

در این پیشنهاد از مجمع عمومی درخواست شده بود که کمیسیونی تشکیل شود، و درباره این رویداد و نظایر آن تحقیق کند تا معلوم شود که چرا و چگونه عده‌ای نمی‌توانند عده‌ای دیگر، به ویژه مخالفان نظر خود را تحمیل کنند و به رأی و نظر آنان احترام بگذارند، و حتی اگر اکثریت اعضای یک کانون دموکراتیک نیز به پیشنهادی رأی دهند، و در پی اقدامی باشند، باز آن تصمیم را فاقد حقانیت و صلاحیت لازم می‌شمارند و …

مجمع عمومی کمیسیونی را مأمور تحقیق کرد و …»

کانون نویسندگان ایران پس از این رخداد به فعالیت‌های خود ادامه داد، فعالیت‌هایی که زیر فشار عوامل رژیم محدود و محدودتر می‌شد، تا آنجا که کار به تعطیلی کانون انجامید. باقر پرهام در این رابطه می‌نویسد:[iv]

«… سرانجام در اوایل تیرماه ۱۳۶۰ به علت جو بسیار خطرناک و نامساعدی که پس از حوادث ۳۰ خرداد و ۷ تیر به وجود آمده بود ادامه فعالیت کانون در آن محل میسر نگردید و کار ما دوباره تعطیل شد. از اردیبهشت‌ماه مأموران کمیتهٔ نزدیک به پمپ بنزین دیانا یک‌بار به کمک حزب‌اللهی‌های خود به کانون ریخته و بخشی از اسناد و مدارکش را به‌هم‌ریخته و از بین برده بودند. کانون در این زمینه اعلام جرمی هم کرد که حتی تا دادسرای تهران دنبال شد و وزارت کشور وقت هم بی‌میل نبود که این افراد حمله‌کننده را تعقیق کند. بعد از آن حمله، محل کانون دائماً زیر نظر بود، چندان‌که ما احساس امنیت نمی‌کردیم و خود را در معرض حمله همان عوامل حزب‌اللهی و کمیته‌چی می‌دیدیم، به همین مناسبت کوشیدیم تا آنجا را اندک‌اندک تخلیه کنیم. در جریان یکی از این تخلیه‌های تدریجی که همیشه زیر نظر و مراقبت حزب‌اللهی‌ها و کمیته‌چی‌ها بود، حتی یکی از اعضای کانون دستگیر شد که ماه‌ها بیهوده در زندان به سر می‌برد. سرانجام چنانکه گفتم پس از حوادث ۳۰ خرداد و ۷ تیر ۶۰، دیگر امکانی برای ادامه فعالیت آزاد کانون نماند و دوره دوم فعالیت کانون هم تعطیل شد.»

 

 

 

 

 

 

 


[i]. «ده شب»، شب‌های شاعران و نویسندگان ـ انتشارات امیرکبیر، سال ۱۳۵۶، ص ۷.

 

 

 

[ii]. ساعت شش بعدازظهر روز سه‌شنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۳۵۸ مجمع عمومی فوق‌العاده «کانون نویسندگان ایران» با حضور یکصد و سی‌وهفت نفر از اعضا کانون نویسندگان ایران پس از شنیدن گزارش هیئت دبیران و دفاعیه آقای محمود اعتمادزاده (به‌آذین) که به نمایندگی از طرف پنج نفر از اعضای کانون سخن گفت، با ۸۱ رأی موافق در مقابل ۴۲ رأی مخالف و ۴ رأی ممتنع تصمیم به اخراج آقایان محمود اعتمادزاده (به‌آذین)،‌ سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج (سایه)، فریدون تنکابنی و محمدتقی برومند (ب. کیوان) گرفت. هیئت دبیران کانون بر این عقیده بودند که افراد نامبرده به «مواضع کانون» وفادار نیستند، مواضعی که در متنی شامل یک مقدمه و ۶ بند در مجمع عمومی ۳۱ فروردین‌ماه ۱۳۵۸ به تصویب رسیده بود؛ و در آن از دفاع از «آزادی اندیشه و عقیده برای همه افراد و گروه‌های عقیدتی و قومی بدون هیچ حصر و استثنا» و رد مبارزه با هرگونه ممیزی در زمینه بیان افکار و عقاید و نشر آثار فکری …» صحبت شده بود. (با استفاده از گزارش مجمع عمومی فوق‌العاده کانون نویسندگان ایران، خبرنامه کانون نویسندگان ایران، شماره ۴ دی‌ماه ۱۳۵۸، چاپ جاویدان).

 

 

 

[iii]. انسان در شعر معاصر (با تحلیل شعر نیما، شاملو، اخوان و فروغ فرخزاد) اثر محمد مختاری، انتشارات توس سال ۱۳۷۲.

 

 

 

[iv]. «تجارب گذشته کانون نویسندگان ایران و ضرورت‌های کنونی»، باقر پرهام، ۱۹۸۸.

 

 

 

 

 

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)