گاهی زندگی ارزش مرور کردن دارد

۳۰ دی ۱۳۹۳
گفت‌وگو با احسان بیات‌فر کارگردان تئاتر «در سوگ کاظم اشتری»
گاهی زندگی ارزش مرور کردن دارد و تئاتر، تمرین این مرور کردن است. وقتی تئاتر کار می‌کنید انگار که ذهنتان از خاطرات، اتفاقات، جریانات بازخوانی کرده و شما به آن‌ها زندگی می‌بخشید.

مینه وارتومیان: احسان بیات‌فر فعالیت جدی تئاتری خود را از سال ۱۳۸۹ در آموزشگاه استاد حمید سمندریان آغاز کرد و به یادگیری و فعالیت در تئاتر مشغول شد. سابقه حضور در آموزشگاه کیمیایی و حضورش در مجموعه سمندریان باعث شد تا با دستیاری افشین هاشمی در نمایش «پرواز به تاریکی» به‌طور رسمی پا به عرصهٔ تئاتر بگذارد. بیات‌فر در ادامه، فعالیت خود را در عرصه بازیگری، نمایشنامه خوانی و کارگردانی ادامه داد. جشنواره تئاتر شهر محفلی بود تا بیات‌فر برای نخستین بار در یکی از جشنواره‌های تئاتر به اجرای اثر بپردازد. کارگردان «خواب‌آلودگی» معتقد است که حضور در این جشنواره به واسطهٔ دغدغه‌هایی بوده که همیشه با آن‌ها روبه‌رو بوده است. بیات‌فر فارغ‌التحصیل رشته کامپیوتر است و در این سال‌ها علاوه بر نویسندگی، کارگردانی، بازی و طراحی صحنه در تئاتر، فعالیت خود را در عرصه سینما نیز ادامه داده است. از فعالیت‌های او در سینما می‌توان به بازی در فیلم طبقه حساس به کارگردانی کمال تبریزی و بازی در چندین فیلم کوتاه اشاره کرد.

حضور نمایش «در سوگ کاظم اشتری» به کارگردانی احسان بیات‌فر در بخش تازه‌های تئاتر سی و سومین جشنوارهٔ بین‌المللی تئاتر فجر، بهانه‌ای شد تا «درنگ» گفت‌وگویی با این کارگردان جوان داشته باشد.

 

* جناب بیات‌فر چرا متن «در سوگ کاظم اشتری» را انتخاب کردید، آیا معیار خاصی را در نظر داشتید که سراغ این متن رفتید؟

متن این نمایش نوشتهٔ خانم سپیده خسرو جا بوده و در فضای کمدی اتفاق می‌افتد و داستان آن در مورد کارگردانی است که بعد از فوت شدنش اتفاقاتی رخ می‌دهد که حول محور سه زن می‌چرخد. یکی از جذابیت‌های این متن زن محور بودنش است. نقطه قوت شخصیت این زن در نمایشنامه، فمینیست بودنش است که در آخر مرد را محکوم می‌کند. در این متن دیالوگی هست که در آن مادر به دخترش می‌گوید: «تیپ خیلی مهمه، هر کس باید تیپ خودش را داشته باشه. یه سری‌ها روشنفکرن یه سری‌ها غرب‌زده‌اند اما تو تیپ نداری.» دختر در جواب می‌گوید: من فمینیست هستم. مادر می‌گوید فمینیست بودن فایده‌ای ندارد و الان حتی مردها نیز فمینیست شده‌اند. به نظر من هم هر چیزی، زیادش خوب نیست و باید آن را کنترل کرد. در نمایش هم سعی کردم که بار فمینیست بودن راکمی کمتر از قبل کنم و بیشتر به شخصیت‌پردازی کاراکترها بپردازم، به صورتی که معنای فمینیست بودن از حالت شعار خارج شده و به زبان شخصیت‌ها و در جان آن‌ها به مخاطب ارائه شود.

 

* همان‌طور که شما گفتید یکی از اصول کارگردانی شما جان بخشیدن به شخصیت‌ها و بیان مفهوم از طریق کاراکتر است. آیا برای پرورش بازیگران و رساندن آن‌ها به نقطهٔ مورد نظر متن راهکار خاصی را در پیش‌گرفته‌اید یا بهتر بگویم بازیگرهای شما برای ایفای نقش‌هایشان از متد خاصی پیروی می‌کنند؟

قطعاً پردازش شخصیت‌ها به صورت فردی انجام می‌شود پس از دریافت بازیگران از نقش خود، ما سعی کردیم کار را به صورتی کاملاً کارگاهی جلو ببریم. در هر لحظه کاراکترها با یکدیگر در تعامل بوده و این همکاری به تکامل شخصیت‌پردازی و در کل به هر چه بهتر بودن نمایش منجر خواهد شد. در حال حاضر کار ما به‌صورت کارگاهی جلو می‌رود. این نمایش یک نمایش ناتورالیستی است و نمایش عین واقعیت است، بازیگر باید کاملاً واقعی در آن بازی کند که برای تماشاگر باورپذیر باشد. به نظر من وظیفه کارگردان در نمایش‌های ناتورالیستی، این است که بهترین «آنِ» بازیگر را پیدا کند و آن را به اتفاق اصلی داستان متصل کند. نمایش‌هایی که فرم‌گرایانه است، بیشتر به فن در کار وابسته است اما در نمایش‌های ناتورالیستی پیدا کردن بهترین اتفاق هر بازیگر بر روی صحنه مهم است. من سعی کردم این اتفاق را با تلفیق بازیگران به متن تزریق کنم و این ترکیب را به بهترین وجه ممکن برای مخاطب عرضه کنم.

 

* برای این کار چقدر تمرین کردید تا به این اتفاق اصلی که در موردش صحبت کردید، برسید؟

به علت محدود بودن وقتمان جلسات تمرین کم بود و تا رسیدن روز جشنواره هر روز در حال تمرین هستیم. فکر می‌کنم برای دست پیدا کردن به این اتفاق اصلی، وقت کمی گذاشته‌شده اما می‌شود گفت که توانسته‌ایم به این اتفاق نزدیک شویم.

 

* آیا سالنی که می‌خواستید، در اختیارتان گذاشتند؟

من درواقع خواهشم این بود که برای همهٔ افراد در بخش تازه‌های تئاتر یک‌جور باشد. در بخشی که من قرار دارم، همه به جز گروه ما در سالن چهارسو قرار است نمایش اجرا کنند اما نمایش ما در تالار هنر قرار است اجرا برود. حتی به ما پیشنهاد شد که برای افتتاح سالن خاوران، آنجا نمایش خود را اجرا کنیم؛ اما به نظرم برای افرادی مثل ما که بازیگرانی چهره هم ندارند، این خوشایند نیست جایی اجرا برویم که کمتر کسانی در تئاتر ما حضور پیدا کنند.

 

* همه می‌دانیم که جشنواره تئاتر فجر گل سرسبد تمامی اتفاق‌های نمایشی در ایران هست. جشنواره‌ای که به‌صورت سالانه برگزارشده و همواره از نقاط ضعف و قوت خود برخوردار بوده است. قصد شما از حضور در جشنواره چه بود؟

به نظرم جشنواره جایی است برای تجربه کردن و من سعی کردم با اتکا به گروه خود، به شکل کارگاهی جلو بروم. نمایشمان در بازبینی ابتدایی با حضور آقایان صادقی، شفیعی و دلخواه، موردپذیرش قرار گرفت اما در بازبینی نهایی طبق معمول مشکلاتی جهت اخذ تأییدیه به وجود آمد.

 

* آیا کمک‌هزینه جشنواره تئاتر فجر توانسته بخشی از نیازهای شما را برآورده کند؟

ابتدای امر در فراخوان رقم ۱۰-۱۱ میلیون تومانی آمده بود. ولی هیچ‌کدام از این اعداد واقعی نبوده و قرار است نصف چیزی که گفته‌شده در دو قسط به ما داده شود. به عقیده من در حال حاضر بزرگ‌ترین اتفاق نمایشی ایران، همین جشنواره تئاتر فجر است، من فکر نمی‌کنم پوشش دادن و پرداختن به ۴۸ گروه در سال، کار سختی باشد. تئاتر فجر به سمتی می‌رود که گویی بذری کاشته شده و حالا خودش در حال رشد کردن است و هیچ رسیدگی به آن نمی‌شود. پوستر جشنواره برگه‌ای از همین گیاه است.

 

* اگر جشنواره‌ای نباشد آیا شما می‌توانید به کارتان ادامه دهید و دیده شوید؟

ببینید کار قبلی ما پانزده شب اجرای عموم رفت و تمام هزینه‌ها بر عهده خودمان بود، حتی برای چاپ پوستر و بروشور یک ریال هم به ما کمک داده نشد. به نظرم بدون شرکت در جشنواره هم می‌شود کارهایی کرد که البته سختی‌های خود را همراه دارد. در حال حاضر کسانی هستند که بدون وابستگی به جشنواره کار می‌کنند و موفق هم هستند.

به نظرم بدون شرکت در جشنواره هم می‌شود کارهایی کرد که البته سختی‌های خود را همراه دارد. در حال حاضر کسانی هستند که بدون وابستگی به جشنواره کار می‌کنند و موفق هم هستند

 

* و فکر می‌کنید استقبال عمومی از جشنواره تئاتر فجر چطور خواهد بود؟

اگر در طول سال مردم حوصلهٔ تئاتر ندارند. بهار تئاتر این روزهاست. معمولاً وقتی بهار می‌رسد، دیدوبازدیدها و عید دیدنی‌ها و آشتی‌کنان‌ها نیز شروع می‌شود. پس بهار تئاتر را از دست ندهید بیایید و لذت ببرید.

 

* دغدغهٔ الآن شما در هنر تئاتر ایران چیست؟

در حال حاضر خیلی از کارهای تئاتری به سمت فرم‌گرایی حرکت می‌کند و گویی بخشی عظیمی از جامعه در هنر را از بین برده است. بعضی وقت‌ها انگار فقط کارگردان‌ها در جریان کار هستند و بازیگران نقششان را درک نمی‌کنند. ما باید به یاد داشته باشیم که قبل از هنر مدرن، اول باید به شناخت هنر کلاسیک بپردازیم.

 

* آیا به نظر شما راهی برای آشتی تئاتر فاخر با تئاتر مردم وجود دارد؟ آیا رسالتی برای تئاتر قائل هستید؟

بله صد در صد. من سعی می‌کنم شرافتمندانه به کارم نگاه کنم. درواقع وجود و حضور مدیران در این زمینه بسیار مهم است. یک‌صدا شدن و یکی شدن در تئاتر می‌تواند اتفاقات خوبی را ایجاد کند و قطعاً استقبال مردم نیز بیشتر از پیش خواهد شد.

 

* تعریف شما از هنر متعهد چیست؟ آیا به این نوع از هنر اعتقادی دارید؟

با این شرایطی که در ایران وجود دارد، اعتقاد داشتن به این مسئله سخت است. در حال حاضر هنرجویان تئاتر مثل ماهی‌هایی هستند که لب ساحل افتاده‌اند و با بالا و پایین پریدن، می‌خواهند خود را نجات دهند و در آب بروند. در این مورد هم بعضی سیاست‌ها به افراد مسئول برمی‌گردد. اگر مسئولین پذیرای نسل نو باشند، این نسل انگیزه پیدا می‌کند اما به‌جز این مسئله، ورود افرادی مثل آقای ثروتی و دشت‌آرا هم باعث شده که در این پنج شش سال اخیر یک نوع امضا برای کارهایشان به وجود بیاورند: یک سبک جدید. با استقبال بسیار خوبی هم روبه‌رو بوده‌اند.

 

* بیایید سؤال پیشینی را در این آخر بپرسیم. اصلاً چرا تئاتر کار می‌کنید؟

گاهی زندگی ارزش مرور کردن دارد و تئاتر، تمرین این مرور کردن است. وقتی تئاتر کار می‌کنید انگار که ذهنتان از خاطرات، اتفاقات، جریانات بازخوانی کرده و شما به آن‌ها زندگی می‌بخشید. در این ورطه تجربه‌های زیستی را به صحنه منتقل می‌کنید. سینما و تئاتر رؤیایی دارد که با پرداختن به تخیلات به این رؤیا جذابیت می‌بخشد. امسال بحث از نسل نو است. انتقاد از جوانی که برای اولین بار در این عرصه حاضر شده، بسیار آسان و ضربه‌ای که به وی وارد می‌شود نیز بسیار سخت است.

نظر شما چیست؟

  1. احمد :

    ءاتر برای زنده موندن نیاز به نفس امثال این جوان داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (6)