تئاتر با فلسفه درآمیخته است

۸ بهمن ۱۳۹۳
میزگردی ویژه با دو کارگردان پر کار این روزهای تئاتر فجر
تئاتر با فلسفه درآمیخته است . فلسفه از جایی آغاز می شود که شما شکمتان سیر باشد ، شما امنیت داشته باشید . اگر به این سلسله مراتب نرسیده باشید به فلسفیدن هم نخواهید رسید.

درنگ| سیدعلی موسویان، سروش طاهری. نام دو تن از هنرمندان عرصه تئاتر است که کمتر می‌توان آن‌ها را جدا از هم دید. فعالیت این دو طی این سالیان با توجه به نقاط ضعف و قوت نمایشی دستاوردی بزرگ را به همراه دارد و آن چیزی نیست جز کلمه گروه. دستاورد این دو، به همراه مانلی حسین پور روایتی از تلاش بی‌وقفه در جهت موفقیت است. موفقیتی که فارغ از نگاه هنری در قبال فعالیت گروهی نیز قابل اهمیت است.

گروه «عطش» سالیان گذشته قدم‌به‌قدم پیش رفته و پس از موفقیت در جشنواره‌های استانی، ماه و دانشجویی برای دیگربار پا به جشنواره تئاتر فجر نهاده است. سال گذشته نیز اعضای این گروه در فجر حاضر بودند و جوایز نفیسی همچون بازیگری مرد را از آن خود کردند. «عطش» با دو نمایش «ساعت بیست» به کارگردانی سید علی موسویان و «مروارید» به کارگردانی سروش طاهری به استقبال این دوره از جشنواره رفته است.

«ساعت بیست» نمایشی کاملاً رئالیستی بوده و روایت کننده زندگی و دغدغه‌های انسان معاصر است. چالش‌هایی که با توجه ویژه به خانواده‌های ایرانی پرداخته ‌شده و در بخش تازه‌های تئاتر جشنواره فجر (سالن چهارسو) میزبان مخاطبان خواهد بود. «ساعت بیست» راوی زندگی پدری است که پس از بزرگ کردن فرزندان در شرایط سخت و در یک اتاق، حال برای هر کدام از آن‌ها یک خانه می‌خرد. پیری امان از پدر بریده و دچار سکته قلبی می‌شود. فرزندان از قبول نگهداری پدر سر باز زده و همین مسئله چالش‌هایی را در برابر خانواده قرار می‌دهد.

سروش طاهری اما با برداشتی مدرن از هجوم پا به عرصه نهاده و به تحلیل و روایت حمله مغولان به ایران می‌پردازد. او در این ره‌آورد متنی از قطب‌الدین صادقی را انتخاب کرده، متنی که هنوز به چاپ نرسیده است. «مروارید» را می‌توان برداشتی نوین از قرن هفده و تلفیق آن با پدیده داعش در قرن حاضر دانست.

حضور پر رنگ گروه عطش در جشنواره تئاتر فجر با دو اثر نمایشی باعث شد تا «درنگ» به محل تمرین گروه رفته و میزگردی دو نفره، با هر دو کارگردان ترتیب دهد.
 

 

مینه وارتومیان: کمی از مروارید برای ما بگویید، اینکه کار از کجا شروع و چطور شما به اجرای چنین متنی پرداختید؟

سروش طاهری: مروارید روایت بخشی از تاریخ ایران است. بخشی که برای ما ایرانی‌ها چندان خوشایند نیست. این نمایش حمله مغولان به ایران را در قرن هفتم مورد بررسی قرار می‌دهد. پایان‌نامه دوره ارشد من در مورد بازتاب حمله مغولان بر نمایشنامه‌نویسان پس از انقلاب ایران با تکیه بر دو اثر بهرام بیضایی بود. دکتر صادقی به عنوان استاد مشاور من در این پایان‌نامه کمک به سزایی به بنده کردند و متن این نمایش نیز نوشته ایشان است که هنوز به چاپ نرسیده است. گروه این نمایش را برای پایان‌نامه آماده کرد و بعد از آن با اجازه آقای صادقی متن را برای جشنواره ارسال کردیم.

 

وارتومیان: ساعت بیست چطور؟ تا آنجا که می‌دانم بر خلاف مروارید، ساعت بیست به دوران حاضر متعلق است و کاری رئالیستی محسوب می‌شود.

علی موسویان: نمایش‌نامه بیست یک نمایشنامه کاملاً ایرانی است، مبتنی بر اصول نگارشی و واقع‌گرایانه. یک درام اجتماعی خانوادگی که به بیان مشکلات امروزی می‌پردازد. می‌توان گفت ساعت بیست سخن امروز جامعه ماست. خانواده، خانواده و خانواده.

 

وارتومیان: به نظر شما فقدان احساس جمعی و کم‌رنگ شدن نقش خانواده، دغدغهٔ جامعه کنونی ماست؟

موسویان: بله، در حال حاضر روش زندگی ما با زندگی‌های پیشین فرق می‌کند. قبلاً همهٔ اعضای خانواده در کنار یکدیگر بودند. کم‌کم تلویزیون وارد خانه‌ها شد و خانواده از نشستن دایره‌وار در آمده و به هلالی نشستن خود عادت کرد. الان با آمدن تکنولوژی‌های جدید مردم جامعهٔ ما منفرد شده‌اند. با آمدن تبلت، با آمدن موبایل، دنیای مجازی وقتی را که قرار است در کنار خانواده تجربه کنیم از ما گرفته است و دغدغهٔ من این است که به مقوله خانواده بپردازم. موضوع نمایش ساعت بیست باید از دریچه تازه‌ای دیده شود. امیدوارم به نمایش گذاشتن این دغدغه کاری خوبی از آب درآمده باشد و در جشنواره مورد استقبال مردم قرار گیرد.

 

وارتومیان: آقای طاهری شما چه‌طور؟ چه چیز باعث شد سراغ تاریخ بروید؟ آن هم بازه زمانی که برای ما چندان خوش‌آیند نیست.

طاهری: یک جمله‌ای را شنیدم که می‌گفت کسانی که تاریخ را فراموش کرده‌اند، مجبور به تکرار آن هستند. من می‌خواهم به همه گوشزد کنم، تاریخ را فراموش نکنیم. یادتان باشد که در زمان‌های دور وقتی مغول به ایران حمله کرد در مرزهای ایران حدود 300 هزار نفر بودند و وقتی وارد شهر می‌شوند 500 هزار نفر را تشکیل می‌دهند و به میلیون‌ها نفر می‌رسند و ما این میلیون نفر را در حملهٔ مغول‌ها از دست می‌دهیم. می‌خواهم بگویم ایرانی‌ها فراموش نکنید که اگر به سمت غریبه‌ها بروید خودتان را از دست خواهید داد. چنانکه از دست دادن خودمان باعث می‌شود که تاریخ نیز تکرار شود. این اولین نمایش تاریخی است که من کار می‌کنم. همیشه به مسائل روز پرداخته‌ام ولی این بار به نظرم این نگاه تاریخی است که دغدغهٔ حال حاضر من است.

 

وارتومیان: آیا می‌خواهید این روند را ادامه دهید؟

طاهری: اگر متن‌هایی مشابه این موضوعات به دستم برسند و توانایی این را داشته باشم که آن را روی صحنه ببرم خوشحال می‌شوم که کار کنم.

 

وارتومیان: کمی از سابقه حضورتان در فجر صحبت کنید.

موسویان: «ساعت بیست» پنجمین نمایش من در جشنواره تئاتر فجر به عنوان کارگردان محسوب می‌شود.

طاهری: فکر می‌کنم این دومین یا سومین بار در جشنواره باشد که در آن حضور پیدا می‌کنم.

 

وارتومیان: سؤالی که از هر دو شما دارم این هست که اگر جشنواره‌ای نباشد، گروه‌هایی همچون شما و جوان‌های تئاتر ایران چه راهی را در پیش خواهید گرفت؟

طاهری: در ایران جشنواره‌های موضوعی بسیاری هستند. جشنواره سورهٔ ماه، مقاومت، ایثار اما تنها جشنواره‌ای که موضوعی ندارد و موضوع خاصش در سیاست‌های کلانش خلاصه می‌شود، جشنواره تئاتر فجر است. به نظر بنده بر خلاف نظرات خیلی‌ها که می‌گویند از جشنواره زده شده‌اند اگر جوانی خودش را بتواند در جشنواره مطرح کند یا اینکه جایی برای اجرا داشته باشد متفاوت است. اگر جشنواره تئاتر فجر وجود نداشته باشد جوان‌هایمان قطعاً با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد. اگر قرار بر این باشد تا جشنواره‌ای حذف شود، در مقابل باید یکسری امکانات برای جوانان تئاتری فراهم شود. به طور مثال دو سالن از سالن‌های تئاتر شهر مختص تازه‌کاران باشد، کسانی که نسل نو هستند یا کسانی که حتی کارهای اول یا دومشان است یا حتی کسانی که زیر ۳۰ سال‌اند. به طور مثال در امریکا براد وی دارند، آف برادوی دارند، آف آف آف برادوی دارند و مشخص است که کدام برای نمایش تجربی است، کدام صرفاً حرفه‌ای است. هر کدام مخاطب خاص خود را دنبال می‌کند. ولی در حال حاضر به عقیده من راهکار تئاتر فجر راهکاری بدرد بخور و کارآمد است.

موسویان: تا حدودی صحبت‌های آقای طاهری را تأیید می‌کنم اما چرخشی که نسبت به سروش دارم این است که جشنواره‌ای بدون اجرای عموم دیگر ارزشی ندارد.

طاهری: البته من کاملاً با این حرف موافقم

موسویان: فرض بر این می‌گذاریم در ایران جشنواره‌ای هست به نام جشنواره تئاتر شهر و قرار است ۵۰ یا ۶۰ یا ۷۰ نمایش به اجرا برود و از این نمایش‌ها فقط ۱۰ تا از آن‌ها اجرای عموم می‌روند. به نظرم این جشنواره نباشد بهتر است و این حرف را در تمام مصاحبه‌ها گفته‌ام. باز هم می‌گویم اگر این جشنواره‌ها بخواهند مثل دوره‌های قبل کار کنند و یکسری کارها که خودشان می‌خواهند انجام دهند، به یکسری‌ها اجرای عموم بدهند و به یکسری‌ها ندهند، عذر می‌خواهم با تمام احترامی که برای دست‌اندرکاران قائل هستم، هیچ ارزشی را برای چنین جشنواره‌هایی تصور نمی‌کنم. هدف ما از برگزاری جشنواره تئاتر فجر این است که یکسری از استعدادهای جوان در کنار کارگردان‌های با تجربه به برگزاری به‌طور مثال ۵۰ نمایش بپردازند و این خروجی ما از جشنواره باشد. در صورتی که رسیدن به اجرای عموم تئاتر را به عنوان یک فعالیت و کالای فرهنگی در اختیار جامعه قرار می‌دهد و نه جشنواره.

 

وارتومیان: وقتی سروش طاهری، علی موسویان و خیلی از دوستان دیگر کار می‌کنند، زحمت می‌کشند و نمایشی را روی صحنه جشنواره می‌برند و در انتها اجرای عموم در انتظارشان نیست. این جشنواره چه جایگاهی دارد؟

موسویان: توضیح می‌دهم. در حال حاضر حدود ۷۰ کار در جشنواره است. فکر کنید این ۶۰ یا ۷۰ کار هر کدام 10 میلیون تومان هزینه ببرد، در انتها چه رقمی خارج می‌شود؟ 700 میلیون تومان. وقتی اجرای عمومی در کار نباشد یعنی این 700 میلیون دور ریخته شده است. پس ما نیاز به این داریم که بتوانیم اجرای عموم برویم. به نظر من جشنواره به شرطی خوب است که اجرای عمومی در کار باشد.

 

وارتومیان: و حالا بعد از تجارب گوناگون شما به عنوان یک گروه، سؤالی که پیش می‌آید این است که گروه نمایشی «عطش» به هنر متعهد هم فکر می‌کند؟ هنری که در اختیار فرهنگ جامعه بوده و سودای تغییر، در سر دارد؟

طاهری: فکر کنم سؤال شما کمی پیچیده به نظر می‌آید و تخصصی. در تمام دنیا باید این تفاوت را قائل شد ولی با تمام این اوصاف نمی‌توان گفت یک تئاتر صرفاً برای خواص اجرا می‌شود یا برای عوام. اگر ذائقهٔ جامعه برای دیدن تئاتر از بچگی پرورش داده شود، از مدارس شروع شود و به طور مثال: در مدارس سعی می‌کنیم با بازی کردن چیزی را به بچه آموزش دهیم. اگر این فرهنگ برای دیدن تئاتر نیز اتفاق بیفتد سطح فرهنگ عمومی آن‌قدر بالا خواهد رفت که از دیدن هر نمایشی می‌توان لذت برد و صرفاً تماشاگر به خاطر سرگرمی تئاتر به نمایش نخواهد آمد. به نظرم این روند برای یک جامعه متمدن است. من فکر نمی‌کنم هنوز جامعه متمدن را پیدا کرده و به ریشه آن رسیده باشیم. ما در سطح اولیه این جامعه بوده و تا عمق فاصله زیادی داریم. تئاتر با فلسفه درآمیخته است. فلسفه از جایی آغاز می‌شود که شما شکمتان سیر باشد، شما امنیت داشته باشید. اگر به این سلسله مراتب نرسیده باشید به فلسفیدن هم نخواهید رسید.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (15)