وارثان تراژیک انقلاب ۵۷

۱۸ بهمن ۱۳۹۳
سلسله نوشتارهایی در باب تراژدی
انسان انقلابی اگر بر آن است کسی شود باید با عمل، از خود موجود متفاوت بسازد و در این تفاوت نباید از مرگ و شکست بهراسد، موسوی با حصرش اوج خودآگاهی را متبلور می‌کند، او خطاب به میلیون‌ها انسان می‌گوید من انقلابی‌ام و هر انقلابی می‌داند با رنج، شکست و تنهایی چطور کنار بیاید و از زندگی‌اش یک سرنوشت بسازد.

محمد آقازاده: ورطه «اکنون»؛ و «امکان»، انسان تراژیک را از خود فراتر می‌برد، انفعال را به سود فعالیت در هم می‌شکند و بر آن می‌شود جای پای خود را در جهان بگذارد و اگر نمی‌تواند آن را تغییر دهد، دست‌کم نشان دهد تسلیم وضع موجود نمی‌شود، او از خود می‌آموزد برای کسی شدن باید روی پای خود بایستد و به قول مارکس می‌داند برای کسی شدن باید تنها مدیون خود باشد.

آدمی در چنبره‌های بیگانگی گرفتار مانده و از طبیعت جدایی گرفته است و با تخریب آن خود را در برهوت رها می‌کند تا هستی خود را غارت کند، از همه مهم‌تر آدمیان از هم، بیگانگی می‌کنند، علیه هم با واسطه پول و مصرف دست به ستیز می‌برند، هر چند این دو مؤلفه را برای سعادتشان هم بکار نمی‌گیرند و به نظر می‌رسد در دام پول و مصرف بردگی می‌کنند، در چنین جامعه‌ای هیچ‌کس کسی نیست جز آنچه در حساب بانکی درج شده است و یا تعداد سندهای مالکیت که در صندوق شخصی‌شان پنهان است

انسان در ساخت تراژیک است که سرنوشت خود را می‌سازد، بدون آنکه فرجام هر عمل را محاسبه کند، انسان انقلابی در عصر ما تعالی‌یافته انسان تراژیک است که برای تغییر ساختارهای متصلب با درخشش خود و با از جان گذاشتن، می‌کوشد وضع موجود را به نفع وضع موعود تغییر دهد، انسان ایرانی در سال ۵۷ به تمامی انقلاب را با جانش متبلور کرد، دیگر هیچ‌کس از خود، طبیعت و آن دیگر بیگانگی نمی‌کند، همه من‌های مجزا مبدل به ما می‌شود، همان‌گونه که انسان تراژیک به فرجام نمی‌اندیشد انسان انقلابی هم می‌داند پیامد رفتارش می‌تواند همان نباشد که می‌خواهد، ولی تاریخ به او می‌آموزد تلاش آدمی یک رویداد بی‌وقفه است که در میدان شکست‌های متوالی خود را به فرجام پیروزمند می‌رساند و به جهان رنگ رؤیا می‌زند.

انسان انقلابی می‌داند در حقیقت با ساختن تاریخ، در واقع خود را می‌سازد، نفس مبارزه او را تزکیه می‌کند، او را به خودآگاهی می‌کشاند و این خودآگاهی است که هر کس از طریق آن بر خود وقوف می‌یابد و در این فرایند است که می‌فهمد با آن دیگری متفاوت است و اگر بر آن است کسی شود باید با عمل، از خود موجود متفاوت بسازد و در این تفاوت نباید از مرگ و شکست بهراسد، موسوی با حصرش اوج خودآگاهی را متبلور می‌کند، او خطاب به میلیون‌ها انسان می‌گوید من انقلابی‌ام و هر انقلابی می‌داند با رنج، شکست و تنهایی چطور کنار بیاید و از زندگی‌اش یک سرنوشت بسازد.

 

نظر شما چیست؟

  1. Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219

    Warning: mysql_query(): Access denied for user 'root'@'localhost' (using password: NO) in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226

    Warning: mysql_query(): A link to the server could not be established in /home3/adderang/public_html/wp-content/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 226
    class="comment even thread-even depth-1" id="li-comment-343">
    ارجمند کبیر ایماق :

    من دید آقای موسوی را مطالعه نمودم. برای من و یا برای کسانیکه حد اقل رویداد های اجتماعی را تا پیروزی یک انقلاب تجربه نموده اندو آنهم در بستر تحولات انقلاب اسلامی، تا درجاتی با تاثرات افکار دوران انقلاب ، انقلابی مانده اند. اما فضای پس از انقلاب بدلایل پیروزی انقلاب به آرامش میرسد ، انقلابیون در نهاد های سیاسی ، مدنی جذب و در همان ساختار ها فعالیت شان را آغاز نموده ، الزاما” از حادثه ی انقلاب دور میشوند. اینکه انقلابیون در رفتار پسا انقلاب چگونه انقلابی باقی میمانند بستگی دارد به افکار اکثریت لایه های اجتماعی یک کشور. امروزه ما در ظرف زمان معاصر بسر میبریم و این چرخش زمانی دید ارزشی مان را که محصول دوران انقلاب بوده است به نوع از قاچاق اعتقادی مبدل نموده است. کشور ما افغانستان از چهل سال به این سو همه نوع از بحران ها را تجربه نموده است اما هیچ وقت وقوع یک انقلاب در آن متصور نبوده و نخواهد بود. انقلابیون ما که ازپیروان افکاردکتر شریعتی بودند با افکار خودشان از جامعه ی افغانی تجرید شدند ، چه رسد به آنهایکه متاثر از افکار احزاب چپی هستند. بنا” انقلابی ماندن یعنی با خود بودن و در خود زیستن است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (30)