جنس دوم فرانسوی

۱۳ اسفند ۱۳۹۳
تأملی مختصر بر کتاب «جنس دوم» سیمون دوبووار

شهاب غدیری: جنس دوم در زمانه‌ای متولد شد که جدال اندیشه‌های سرمایه‌داری لیبرال، ساختارگرایی، اگزیستانسیالیستی و مارکسیستی در اوج خود به سر می‌برد. سیمون دوبووار روشنفکر انقلابی و از رهبران اثرگذار جنبش فمینیستی، خالق اثری است که عنوان کنایه آمیزش سخن از طغیان و خلق دنیایی نو می‌دهد. دنیایی که در آن دوبووار زن بودن را بیش از هر چیزی امری اجتماعی – فرهنگی می‌دانست و معتقد بود که «ما زن به دنیا نمی‌آییم، زن می‌شویم».

کتاب جنس دوم کتابی است ملهم از سنت فکری سوسیالیستی و اگزیستانسیالیستی. سوسیالیستی از آن روی که نویسنده‌اش آزادی زنان از انقیاد و تحقق سوژگی آزاد از سلطه مردانه را نه امری فردی بلکه جهانی می‌داند و همچون مارکسیسم بر عوامل تاریخی و اقتصادی و مالکیت خصوصی در شکل‌گیری جایگاه و موقعیت درجه دومی زن از سده‌های میانه تا دوران معاصر دست می‌گذارد. دوبووار از سویی دیگر تحت تأثیر سنت اگزیستانسیالیستی بود که برجسته‌ترین چهره زمانه‌اش، معشوقه وی، ژان پل سارتر محسوب می‌گردید. فیلسوف، نمایش‌نامه و رمان‌نویس فرانسوی که بر نقش اراده انسان در ساخت هویت و سرنوشت خود تأکید نموده و سخن از خلق امید از دل یأس می‌گفت.

سیمون دوبووار در اثر قطور خود به مسائل متعددی می‌پردازد. آغاز کتاب با جمله‌ای از سنت آگوستین همراه می‌شود که زن را به مثابه حیوانی می‌شناسد که نه استقامت دارد و نه استواری [1]. اما سیمون دوبووار در کتاب خود قصد برانگیختن نبردی ضد جنس مذکر را ندارد، او برخلاف بسیاری از بدگمانی‌ها و تفاسیر نادرست نیک می‌داند، و بدان اظهار دارد که مفاهمه و درک مشترک هر دو جنس و همکاری آن دو است که مطلوب است. اما وی از این حقیقت نیز رویگردان نیست که نبایستی دلایل و براهین فمینیست‌ها را با بدگمانی مورد ملاحظه قرار داد. چنانچه در اغلب اوقات هم‌وغم جدل‌های انجام‌شده حول حقوق زن و نقش زن تمام ارزش براهین فمینیست‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند. او معتقد بود اگر «موضوع زنان» این قدر بیهوده است، به آن علت است که «نخوت و غرور مردانه آن را به جدال بدل کرده است؛ وقتی انسان به جدال روی بیاورد، دیگر خوب به استدلال نمی‌پردازد.» [2] دوبووار سخن زنانی است که به دنبال توجیه وجود خود هستند، و این وجود را چون نیاز بی‌پایان به کسب تعالی احساس می‌کنند. اما مشکل از نظر دوبووار در کجا نهفته است؟ زن در حالی که مانند هر فرد بشری که به دنبال آزادی و خودمختاری است، در دنیایی که مردان می‌خواهند به او بقبولانند که خود را به مثابه «دیگری» بپذیرد می‌خواهد خود را کشف و انتخاب کند. [3]

طرح کلی کتاب جنس دوم در پی پاسخ به این پرسش‌هاست: «در شرایط زنانه، چگونه فرد بشری می‌تواند کمال بپذیرد؟ چه راه‌هایی به رویش باز است؟ کدام راه‌ها به بن‌بست می‌رسد؟ در بطن وابستگی چگونه می‌توان به استقلال دست یافت؟ آزادی زن را چه موقعیت‌هایی محدود می‌کند و آیا زن می‌تواند آن‌ها را پشت سر بگذارد؟» [4] دوبووار در ادامه بر این نکته تأکید می‌گذارد که ما به بحث‌های مساعد فردی توجه داریم، و آن را نه بر اساس خوش‌بختی و خوش‌باشی، بلکه بر اساس آزادی تعریف می‌کنیم. «مسلم است که اگر حدس می‌زدیم تقدیری فیزیولوژیک، پسیکولوژیک یا اقتصادی بر زن سنگینی می‌کند، این مسئله هیچ معنایی نمی‌توانست داشته باشد، به همین جهت، کار را با بحث بر سر نظرگاه‌هایی که زیست‌شناسی، روان‌کاوی و ماتریالیسم تاریخی درباره زن اختیار کرده‌اند، آغاز می‌کنیم» [4] او به دنبال آن است که چه عواملی زن را به مثابه یکدیگری خلق کرده است و این از نظرگاه مردان چه معنایی داشته است. وی در فصول بعدی، که بخش قابل‌توجهی از کتاب را نیز تشکیل می‌دهد، به سراغ ادبیات رفته و نقش مرتبه دومی زن را در کتب و آثار ادبی متعددی مورد مداقه قرار می‌دهد. ساختار کتاب بدین گونه است که در کتاب اول به حقایق و افسانه‌هایی که در تحلیل‌های فیزیولوژیک، تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک وجود دارد پرداخته و در کتاب دوم به وضعیت کنونی زن‌ها، سال‌هایی که در آن شخصیت زن شکل گرفته، از جمله کودکی، نوجوانی، بلوغ و تمایلات جنسی و در نهایت هم‌جنس‌گرایی اشاره می‌نماید. در بخش بعدی به نقش‌های زنان در اجتماع می‌پردازد یعنی از زن متأهل گرفته تا نقش مادری، زندگی اجتماعی، روسپی‌گری، کهن‌سالی و در نهایت وضعیت و شخصیت زن. در ادامه و در بخش ششم از کتاب دوم خود یعنی توجیهات، وی به تحلیل شخصیت زن نارسیسیست، زن عاشق و زن عارف می‌پردازد. و در پایان و به عنوان نتیجه‌گیری سعی در تبیین و ساخت زن مستقل می‌نماید.

دوبووار در ابتدای کتاب خود از «داده‌های بیولوژیکی» می‌آغازد تا تمام همّ خود را بر این قرار داده که این بیولوژی نیست که زن بودن ما را تعیین می‌کند. او معتقد است که «اگر احترام یا ترس که زن برمی‌انگیزد مانع از استفاده از خشونت در قبال وی شود، آن وقت برتری عضلانی نر منبع قدرت نخواهد بود. اگر عرف، آنگونه که در میان بعضی قبیله‌های سرخ‌پوست دیده می‌شود بر آن جاری باشد که دختران برای خود شوهر انتخاب کنند یا پدر درباره ازدواج‌ها تصمیم بگیرد حالت تهاجمی جنسی نر دیگر هیچ‌گونه ابتکار، هیچ‌گونه امتیازی به او اعطا نمی‌کند.» وی پس از نقد تفاسیر متعددی که در بیولوژیک برتری نرینگی بر مادینگی را بر علم تحمیل می‌کنند، در پایان می‌خواهد چنین نتیجه‌گیری کند که در پرتو مجموعه‌ای هستی‌شناسانه، اقتصادی و روان‌کاوانه است که باید اصول زیست‌شناسی را روشن کنیم. [5] در واقع دوبووار به دنبال آن است از انتقاد رویکردهای پوزیتیویستی که زن بودن را محتوم به فیزیولوژی می‌کنند رهیده و برای فرهنگ، اجتماع، اقتصاد و تاریخ نقشی در هویت دادن به جایگاه زن قائل شود. وی در فصل بعد وارد نظرگاه روان‌کاوی می‌گردد. تز اصلی که دوبووار در اینجا دنبال می‌کند، قرابت نزدیکی با اگزیستانسیالیسم سارتری دارد که معتقد است «طبیعت نیست که زن را تعریف می‌کند، بلکه خود زن است که با پذیرفتن طبیعت در عواطفش خود را تعریف می‌کند.» [6] وی در این فصل نقدی بر روان‌کاوی فرویدی و آدلری وارد و بیان می‌کند:

«…ولی ما همان معنای فرویدی‌ها و آدلری‌ها را به آن نمی‌دهیم. برای ما زن به مثابه موجودی بشری که در دل دنیای ارزش‌ها، دنیایی که شناخت ساختار اقتصادی و اجتماعی‌اش لازم است، به دنبال ارزش‌ها می‌گردد تعریف می‌شود، ما زن را در چشم‌اندازی وجودی، در خلال وضع کاملش مورد مطالعه قرار خواهیم داد» [7]

در ادامه، دوبووار به سراغ ماتریالیسم تاریخی و انگلس رفته و از نظرگاه خویش بر تحلیل تاریخی انگلس انتقادات خویش را وارد می‌کند. از نظر دوبووار انگلس تحلیلی از تاریخ را ارائه می‌دهد که خود در اعتراف می‌کند در باب رخداد برخی از پیش‌فرض‌ها هیچ مدرکی وجود ندارد. [8]

از آنجا که سخن گفتن از تمامی مباحث و فصول کتاب و دامنه گسترده موضوعات این کتاب، و اشاره به آن‌ها از حوصله این متن خارج است، اگر فصول کتاب را به همین صورت ادامه دهیم، ملاحظه می‌کنیم نویسنده کتاب بخش عمده‌ای از داده‌های فلسفی، ادبی، اجتماعی و حتی اقتصادی زمانه خود را مورد تحلیل قرار داده و سعی می‌کند تا نگاه مرتبه دومی و بازنمایی‌های متعددی که زن را در آن به مثابه یک فرد منقاد و منفعل نشان می‌دهند شناسایی کند. هرچند دوبووار در جای‌جای کتاب خود به متفکرین و زنانی که سعی در بازیافت سوژگی خود داشته‌اند نیز اشاراتی می‌کند. از لوئیز اوتو به عنوان اولین فمینیست از نظر دوبووار گرفته، تا کلاراز تکین و جان استوارت میل. دوبووار، چنانچه وی در پایان کتاب اشاره می‌کند، به‌خوبی معتقد است که برای کسب آزادی فردی زن، نمی‌توان بدون یک انقلاب اجتماعی و همگانی کار بزرگی صورت داد. در این معناست که می‌توان دوبووار را سوسیالیستی دانست که سعی بزرگی در آشتی دادن آزادی و رهایی جمعی کرده است.

دوبووار، در این کتاب، سودای خلق جهانی دیگر در سر دارد، جهانی که در آن نه فقط زن‌ها سوژگی خود را باز یافته، بلکه دیگر از نگاه تحقیرآمیز مردانه نیز رهایند. به نظر نگارنده، دوبووار در فصل فصل کتاب، ناامیدانه اما پرشور در تلاش است تا به ستیز با هر نگاه دست‌دومی به زن رفته تا اراده ازدست‌رفته جنس ضعیف شناخته‌شده را بدان بازگرداند. آنچه دوبووار در فصل نخست کتاب در نقد زیست‌شناسی و نگاه بیولوژیک به زن بدان می‌پردازد، همانند بسیاری دیگر از مباحث کتاب، همچنان امروزه مورد مناقشه قرار دارند، چنانچه عده‌ای از فمینیست‌های آمریکایی، همچون هلن فیشر، اساساً نه تنها نقش قابل‌توجهی به عامل فرهنگی در ساخته شدن هویت زنانه ندارند، بلکه در تضاد با آنچه دوبووار می‌گفت، معتقدند ما زن بدنیا می‌آییم و زن نمی‌شویم. [9] و بدین شکل ادعای دوبووار را با حجم عظیمی از داده‌های علمی به چالش کشیده و برای احقاق حقوق زن، نه به دنبال خلق دنیایی نو، بلکه در پی اصلاح نقش‌هایی بوده که در دنیای مدرن مناسب هویت مسلم پنداشته زنانه‌اند.

با تمامی این اوصاف کتاب «جنس دوم» به دلیل پوشش دادن حجم وسیعی از موضوعات و تحلیل‌ها، و پرداختن به جریانات متعدد فمینیستی موجود در زمانه نویسنده آن، بسان اثری انقلابی که در پی خلق دنیایی مدرن و به چالش کشیدن بسیاری از پیش‌فرض‌ها و پیش پنداشته‌های سنتی و مدرن است، اثری خواندنی و مهم محسوب می‌گردد که در فهم بسیاری از مباحثات فمینیستی معاصر نقشی برجسته ایفا نموده و تجلی خود را در حقوق، اندیشه سیاسی، و تحولات اجتماعی – فرهنگی دوران ما به نیکی نشان داده است.

 

منابع:

[1] سیمون دوبووار، جنس دوم، ترجمه قاسم صنعوی، جلد اول، انتشارات توس، ص 28

[2] همان، ص 33

[3] همان، ص 35

[4] همان، ص 36

[5] همان، ص 78

[6] همان، ص 88

[7] همان، ص 98

[8] همان، ص 98

[9] همان، ص 104

[10] هلن فیشر، جنس اول، ترجمه نغمه صفاریان پور، انتشارات زریاب، ص 4

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)