سرود بیژن

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
به یاد بیژن جزنی که در تپه‌های اوین تیرباران شد

 

 

به پرنیان شفق ز خون شراره دمید

ز سرخی‌اش شرری به هر ستاره رسید

گلوله بارد که تا برآرد ز ژرف آتش و خون ز صبح توده نوید

ز سرخی هر ستاره اکنون نشسته در تن شب نشان صبح سپید

ببین که شهر و جنگل‌ها ز قهر آنان خونین است

شهاب راه آینده ز خون آنان آذین است

شکوه روشنی فردا ز خون برآرد سر

بگو به میهن که خون بیژن ستاره گشت و از آن چه سان شراره دمید

به سرخی هـر ستاره اکنون نشسته در تن شـب نشان صبح سپید

ز سرنگونی شب کنون نگر همه‌جا

ز خشم و کینهٔ خلق شراره گشته به پا

به نام هر یل که از سیهکل چو تندری دمد از سرود آتش و خون

شهادت هر ستاره سازد ز سرخ چهرهٔ خویش تلاش و کینه فزون

رهایی خلق ایران نبرد ما را آئین است

و کهکشان فردایش ز خون آنان آذین است

شکوه روشنی فردا ز خون برآرد سر

بگو به میهن که خون بیژن ستاره گشت و از آن چه سان شراره دمید

به سرخی هـر ستاره اکنون نشسته در تن شـب نشان صبح سپید

 

 

 

 

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (7)