آیا آغازی نو ممکن است؟

۲۳ مرداد ۱۳۹۴
کارل یاسپرس/ ترجمه: لیلا پاپلی یزدی
حتماً راهکاری برای آغاز دوباره وجود دارد، راهکاری که یاری‌مان کند وضعیت امروز را دگرگون کنیم و ریشه‌هایمان را دوباره بیابیم. واضح است که ما به طور کامل نیاز به بازنگری داریم. اینکه باید آغازی نو را رقم بزنیم یکی از تنها موضوعات آگاهی‌های بنیادین عمومی است.

ما تقریباً همه چیز را از دست داده‌ایم: دولت، علم، تأسیسات، ساختارهای مرتبط با علم فیزیک و از همهٔ این‌ها بسیار بدتر، قانون و همهٔ هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را؛ هنجارهایی که امروزه به تمایلات خودمحورانهٔ اشخاص تقلیل پیدا کرده است. این مصیبت، عاقبت جنگ‌ها و کشمکش‌هایی است که از دهه ۱۹۳۰ آغاز شد. همان‌طور که آندریاس گریفیوس (۱۶۱۶-۱۶۶۴) می‌نویسد:

«برای من سخت‌تر از همه آنچه روی‌داده، آزاردهنده‌تر از مرگ، دهشتناک‌تر از طاعون، خشک‌سالی و قحطی، از دست دادن ارزش‌های معنوی و اخلاقی‌ است.»

اما آیا واقعاً ما همه‌چیز را از دست داده‌ایم؟ البته که نه! ما هنوز زنده‌ایم! گرچه اندوختهٔ اندکی برایمان باقی مانده، با این حال با استفاده از همین چیزهای کمِ باقی مانده می‌توانیم از نو آرامش را بیابیم. ما اما در این فرایند تلخ، مالک «خاطره و تجربه»های بی‌شمار شده‌ایم. تجربه‌هایی که حاصل پرداخت هزینهٔ بسیار گزافی است، شاید گزاف‌ترین هزینهٔ ممکن. حالا زنده‌ایم، زنده مانده‌ایم و باید معنایی نو برای زندگی‌مان بیابیم، معنایی که بر پایه‌اش همه چیز را دوباره بسازیم.

اما آن فرایند تلخ چگونه پایان یافت؟…ناگهان و با ناپدید شدنِ صاحبان قدرت در سکوت کامل، پایان خودخواستهٔ دولت و تعلیق هر کنش معطوف به قدرت، با این شرایط از زیر یوغ نازی‌ها نجات یافتیم. باید حالا بدانیم که در آن روزها همهٔ ابتکار عمل در دست کسانی که به آن‌ها رأی داده بودیم محدود شده بود.

حالا اما چه می‌شود کرد؟ یکی از راهکارهای باقیمانده انتشار مجلات است، ما «باید» با یکدیگر دیالوگ برقرار کنیم. با دقت بررسی کنیم که دیگران چه می‌گویند و چه گفته‌اند! در عرصهٔ خارجی و داخلی در دوازده سال گذشته ما به شدت دچار افول و دگرگونی شده‌ایم و هنوز در موقعیت تغییریم، تغییری که این بار قابل پیش‌بینی است. باید تلاش کنیم، با هم کار کنیم، از همه ملت آلمان بخواهیم دور هم جمع شوند و حرف بزنند، باید تفکراتمان را به اشتراک بگذاریم. باید تصویر خودپنداشتمان را از نو، ملموس و عینی ببینیم و نقد کنیم و بیندیشیم که چرا و چگونه می‌شود به زیستن ادامه داد. ما می‌خواهیم هرچه جهان از ما شنیده را تصحیح کنیم، چنانچه ما نیز باید جهان را دوباره بشنویم.

حتماً راهکاری برای آغاز دوباره وجود دارد، راهکاری که یاری‌مان کند وضعیت امروز را دگرگون کنیم و ریشه‌هایمان را دوباره بیابیم. واضح است که ما به طور کامل نیاز به بازنگری داریم. اینکه باید آغازی نو را رقم بزنیم یکی از تنها موضوعات آگاهی‌های بنیادین عمومی است.

هیچ عجله‌ای وجود ندارد، کسی نباید روی چیزهای اندکی که مانده یا دانشی که باقی است قمار کند. لازم است در آرامش کامل و با دیالوگ، سقفِ بنای آگاهی را از نو بر پا داریم. باید به یاد داشته باشیم که حالا دوباره می‌شود از نو مباحثه کرد. بحث و دیالوگ بدیهی‌ترین وظیفهٔ ماست، بدیهی است اما ساده نیست. حالا دیگر هیچ‌کسی بین ما نمی‌تواند خود را «پیشوا» بنامد، هیچ‌کس بین ما پیامبری خود خوانده نیست و نباید باشد، حالا تنها قانون است که می‌تواند بگوید چه باید بکنیم.

«پیشوایان» تنها کسانی‌اند که از خباثت جان‌ها و تن‌ها خبر می‌آورند! آن‌ها، این قدرتمندان تمامیت‌خواه، آزادی را نخست در ساحت‌های فردی و سپس جمعی از ما ربودند؛ اما باید یادمان باشد، این پیشوایان ممکن است دوباره ظهور کنند درست به این دلیل که بسیاری از انسان‌ها نمی‌خواهند «آزادانه» بزیند، چرا که آزادی با مسئولیت و پاسخگویی همراه است و بسیاری نمی‌خواهند «پاسخگو» باشند. امروز ما با عواقب مصیبت‌بار چشم پوشاندن از مسئولیت مواجهیم.

لازم است خطر کنیم و از نو حتی به خودمان پاسخگو شویم. حالا که دیگر پیشوایی وجود ندارد، اگر به چنین سمتی حرکت کنیم همین ته‌مانده انسان و انسانیت را هم از دست خواهیم داد. ما می‌خواهیم «انسان آزاد» را بجوییم، حقیقت را بر پا داریم و به هم اعتماد کنیم. همه‌مان به خوبی به این موضوع واقفیم که وضعیت آلمان تا چه حد وخیم و هولناک است، در همین حال می‌خواهیم بیاموزیم، بیاموزیم که چقدر مهم است حتی در سطح فردی نسبت به «ما» حس مسئولیت داشته باشیم و حتی اگر موضع مخالف داریم باز بتوانیم بمانیم و دیالوگ کنیم. می‌خواهیم در مقابل تاریکی بایستیم، در این راه با آزمون پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم که لازمهٔ گذشتن از آن، حس مسئولیت و علاقه به دیگران است. یکی از آخرین راه‌حل‌ها بازیابی اخلاقیات و سرچشمه‌های انسانیت است. ما امیدواریم که علی‌رغم اختلاف‌ها و کشمش‌ها بتوانیم با یکدیگر متحد و همبسته بمانیم. باید آغاز نو را بخواهیم و تا ابد سخت تلاش کنیم تا هیولاها دوباره به قدرت نرسند.

 


Jaspers, Karl(Nov.1945). Geleitwort [foreword]”ist ein neuer Anfang moglich?”. Die Wandlung.

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (10)