تقابل ادب و دولت

۲۷ شهریور ۱۳۹۴
به‌بهانه حضور غلامعلی حداد عادل در برنامه خندوانه
غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب و زبان فارسی، در برنامه تلویزیونی منتقدین خود را حرام‌لقمه نامیده تا همان کش لقمه خود را که از مرکز قدرت شروع شده و کش آمده و رسیده به فرهنگستان ادب، همچنان حفظ کند. آقای روحانی، رئیس جمهور محترم، رفع حصر اگر از اختیارات شما نیست، تغییر و تعیین ریاست فرهنگستانها از ساده‌ترین اختیارات جنابعالی است. عقب‌نشینی در عرصه فرهنگ تا کجا؟

موسویمیراصغر موسوی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم    چه بگویم که غم از دل برود چون توبیایی

در همه روزهای عمرم وقتی سخن از سعدی می‌رفت، این بیت از غزل او بر زبانم جاری می‌شد. سعدی، در این بیت برای من خلاصه شده بود. یک بیت از یک غزل، که عاشقانه است وهم نوستالژیک؛ و گویی بعد از هزار سال، مژده و وعده حافظ را بربازآمدن یوسف به کنعان به مخاطب می دهد. خوشحال می‌شوی، یوسف آمده است! ناگهان در ذهنت جرقه می زند، اگر نرسیده باشد؟ غم و شادی درهم می‌آمیزد و تعلیق که بستر و زمینه نوستالژی است، آغاز می‌شود. مرز شادی و اندوه را سعدی در هم می‌ریزد تا رهایت نکند. این استادی سعدی است، که من مخاطب را با خود می‌کشد. اتفاق اگر رخ داده و یوسف به کنعان رسیده باشد، حافظ و سعدی دیگر فراموش می‌شوند و نوبت به معشوق هزار ساله می رسد. نوبت یوسف، معشوق هزارساله است حالا! تعلیق اما، ما را در آستانه نگه می دارد، تا حافظ و سعدی همراه با شادی و اندوه همیشگی بشر جاودانه بمانند. یوسف و معشوق بهانه است تا حافظ و سعدی در ما جاری باشند. مگر نه اینکه، " شیرین بهانه بود، فرهاد نقش خویش برکوه کند"!؟ حافظ و سعدی در روان ما جاری هستند تا به‌رغم و اندوه، و، شادی وشیدایی ما نقش بزنند و آن را با خودشان، در درون ما جاودانه کنند. چنانکه، سعدی از بحران عاطفی من در نوجوانی استفاده کرد و با همین غزل بر دل من نقش و نشان زد.

از آن ماجرا وآن زمان خاص سالهای زیاد گذشته و ماجراهای دیگر رخ داده و من نیز به وادی‌های تازه و ناشناخته کشیده شده‌ام، سعدی اما با من بوده، وهمچنان پیش آمده است. چنانچه، مدتهاست من و او هر روز بارها می خوانیم:

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم      به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟

شش سال است هر روز می‌خوانیم و هر بار آن، برای من تازه و نو است. و وقتی تکرار می‌کنم، پرده‌ای از اشک دیدگانم را تار می‌کند. چه می‌توان کرد اما، جز همان که حافظ می‌گوید:

گرچه از آتش دل چون خم میجوشم       مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم

چه می کنیم ما، با مولانا همراه شده ایم" زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز"؟

ماجرا دامنه پیدا می‌کند از سعدی اگر عبور کنیم. پس، فقط از سعدی، که درهر بزنگاهی می آید و حال و روزگار ما را نقش و نشان می‌زند، سخن بگوییم. هم‌او که گفته است: " ادب مرد، به زدولت اوست. " این جمله یک فصل از تاریخ ما را مهر زده است. درست‌تر اینکه، با بیان این جمله از میرحسین در سال ۸۸، ما وارد مرحله نوینی از تاریخ شدیم. مرحله‌ای که بارزترین ویژگی آن تقابل ادب و دولت است. این تقابل، هرچند با فرازونشیب، همچنان ادامه دارد. چنانچه این روزها باز شاهد شدت‌گرفتن آن هستیم. در این مبارزه تاریخی ما را سعدی نه با یک فرد و شخص معین، بل، با یک قدرت-دولت-فرهنگ رویارو کرده است. قدرت-دولت-فرهنگی که همه معیارهای انسانی و اخلاقی را زیر پا نهاده، دروغ و دزدی و پلشتی و فحاشی را ترویج می‌کند، و از جایگاه قدرت بر مردم می‌تازد. باز اخیرا، دلقک شماره یک جمهوری اسلامی، همان که بعد از ۲۵ خرداد ۸۸ به تلویزیون آمد، یاوه بافت و به مردم تهمت زد و توهین کرد، تا راه را برای لمپن دیپلماتی چون اردشیر لاریجانی وهمپالگیهایش باز کند، تا بیایند و هرآنچه لایق خودشان است نثار ملت کنند، در تلویزیون حاضرشده و بر منتقدین خود فحاشی کرده است.

غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان ادب و زبان فارسی، در برنامه تلویزیونی منتقدین خود را حرام‌لقمه نامیده تا همان کش لقمه خود را که از مرکز قدرت شروع شده و کش آمده و رسیده به فرهنگستان ادب، همچنان حفظ کند. حدادعادل در نزد نسل انقلاب چنان رسواست که نیاز به حرف‌زدن درباره او نیست. او همان کوتوله کیف‌کش دکتر نصر است و از صدقه سردکترنصر، رئیس وقت دفتر شهبانو فرح، به نان و آب رسیده است. هرچند که اربابان او لاف مبارزه با فراماسونی را می‌زنند، حداد عادل ولی آنجا لانه کرده و تار فراماسونری را دور حضرات تنیده است. با این حال بر حداد عادل و اربابان او حرجی نیست، آنان سالهاست که پرچم مبارزه با ملت را علم کرده‌اند و فرمان بریده و بی‌ترمز برخانه و کاشانه مردم می‌تازند. حرفی اگر هست، باید با رئیس ‌جمهور حسن روحانی گفت.

آقای روحانی رئیس دولت اعتدال، استراتژیست، نرمالیزیسیون و… چرا دولت شما عرصه فرهنگ را رها کرده است و بعد از دو سال و اندی هنوز منسوب رییس دولت نامشروع بر فرهنگستان هنر ریاست میکند؟ آقای روحانی، تعیین ریاست فرهنگستانها از اختیارات رئیس جمهور است، شما آیا با ریاست "علی معلم " که از پی یک ماجرای خونین بر این سمت منصوب شد، موافق هستید؟ حداد عادل آیا در سمت رئیس فرهنگستان ادب و زبان فارسی مورد تایید جنابعالی است؟ این دو کسانی هستند که در یک ماجرای سیاسی متقلب از پیشگامان بودند. شما به مردم قول دادید!

آقای روحانی، رئیس جمهور محترم، رفع حصر اگر از اختیارات شما نیست، تغییر و تعیین ریاست فرهنگستانها از ساده‌ترین اختیارات جنابعالی است. عقب‌نشینی در عرصه فرهنگ تا کجا؟ جناب رئیس جمهور، صدا و سیما اگر از ید قدرت شما خارج است و حداد عادل یا هرکس دیگر، می تواند از آن رسانه بر مردم بتازد، توهین کند و تهمت بزند، توجه داشته باشید که حداد عادل از موضع ریاست فرهنگستان بر مردم توهین کرده است.

آقای روحانی آیا معتقد هستید، ادب مرد به زدولت اوست؟ اگر معتقد هستید، باید نشان دهید. آقای روحانی، ما هنوز فحاشی و توهین های حداد عادل بر ملت را در سال ۸۸ از همین صدا و سیما به یاد داریم. در رویایی ادب و دولت، آقای رییس جمهور شما در کجا ایستاده اید؟ آقای رئیس جمهور، توجه داشته باشید که دوران ما دوران رویارویی ادب و دولت است. از دولت خود یادگاری بگذارید.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)