حق انتخاب

۳۰ آبان ۱۳۹۴
سید رحیم حسینی نژاد
چشمانش را می بندد

لبخند می زند و فکر می کند به چیزهای خنده دار

به ساعت و حلقه ی بی خانمان شده

یک دست چپ و سه انگشت پاimages

دراز کشیده روی تخت

خیره می شود به سرم، به سرنگ کیسه ی ادرار

چشمانش را می بندد

لبخند می زند و فکر می کند به چیزهای خنده دار

به ساعت و حلقه ی بی خانمان شده

به خالی ماندن جیب چپ شلوارش

به کفشی که جلوی پایش را نمی زند

یک دست چپ و سه انگشت پا

می نشیند کنار پنجره

و زل می زند به خیابانی

که اگر از آن رد شود

بین دستان زن و پسرش

فقط یک حق انتخاب دارد

و فکر می‌کند

فکر می کند

به بدنی که هفته ی پیش از دست داد.

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (8)