فرزند احمد

۲۴ فروردین ۱۳۹۵
از مجموعه «در»ها (۲)

بعضی درها پوسیده‌اند، اما یک قفل و زنجیر پشتشان انداخته‌اند تا کسی را اجازه رد شدن نباشد. بعد، از میانهٔ «در» نامه‌ای بیرون می‌آید: با عنوان «فرزند احمد».
از سال‌ها درد می‌گوید که حالا نه فقط کهنه، بلکه هر بار سر باز می‌کند و خون و چرک بیرون می‌زند. غم‌انگیزتر آنجاست که نامه از وضعیت ما می‌گوید اما چند روز می‌گذرد و اینجا به نام اعتدال و اصلاح، نامه را در پستوی خانه نهان می‌کنند تا مبادا چینیِ بی‌حاصلی‌شان  تَرَک بردارد. رسانه‌ها هم سکوت می‌کنند و تنها آن‌هایی از نامه‌ی فرزندِ احمد می‌گویند که گستاخانه بر مدار دروغ‌ها و وقاحت‌هایشان می‌چرخند.
بعضی‌ درها قفل و زنجیر دارند اما پشت آن‌ها هنوز کسی هست که نفس می‌کشد.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=1HSCQWeRUsGtEe9I%2FlJIE1qpEsuHhOAPPak14xWAK5zuZQpZF0QXXHnhYJg0lpkmRVflGNADc50AtgFkjJCymQ%3D%3D&prvtof=HGz6CX%2FDCR38hjmKk8xwnxL%2BhO0CQMY3PKosM59xtcQ%3D&poru=2IcuVLFy6Gh%2F3eKID57aEkJEXAbarTv25%2B2oh%2BVSAdhKhfkz1mCVqgHw8mMSqKd0z3P3CZ8cNaOhVrTypBpwZg%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>