دیگر «درنگ» جایز نیست

۲۹ فروردین ۱۳۹۵

نویسنده: یکی از مردم


درها و دریچه‌ها یک به یک بسته می‌شود تا دیگر صدایی به گوش نرسد؛ تا تنها صدای خودشان باشد و دیگران هیچ نگویند جز آنچه آنان می‌خواهند. این دریچه‌ها هر چند کوچک گاهی می‌توانست صدایی باشد از آن سوی دریچه که انگار هر روز به وخامت آن افزوده می‌شود.
حالا درنگ که دریچه‌ای بود برای دیدن، شنیدن و خواندن صداهایی که کمتر شنیده می‌شد، بر آنان گران آمده است و تیغ خاموشی را بر آن کشیده‌اند تا اوضاع بر وفق مرادشان بچرخد و صدایی جز صدای تمامیت‌خواهی‌شان نباشد.
ما روزهای دشواری را پشت سر گذاشتیم، روزهایی که هر روز غمی بر غم‌ها و رنج‌ها افزوده می‌شد و سکوتی اگر بود نه از رضا که از دست‌هایی بود که بر دهان‌ها گذاشته بودند تا کسی لب به سخن نگشاید؛ روزهای سختی که همچنان در پیش است و انگار باید ایستاد و فرود آمد بر آستان دری که کوبه ندارد… اما آمده بودیم تا درنگ کنیم و بر در بکوبیم و بگوییم که هی برخیز!‌ بیا که نوبت توست… اما آن‌ها نوبت‌ها را یک به یک از همه می‌گیرند تا تنها با درهایی بسته روبرو شویم که قفل‌ها بر آن نقش بسته‌اند و ما را یارای عبور نباشد.
سالی که نکوست از بهارش پیداست، امسال بهار نیز با همان ساز و آواز همیشگی‌شان شروع شد که انگار قرار نیست اندکی بر سر خواست مردم کوتاه بیایند؛ بهار امسال نه از آن جهت که «درنگ» را نیز در ایران از دسترس خارج کردند، بلکه از آن جهت که دعوای قدرتشان، چوبی بر سر مردم می‌شود، نشان از روزهای تلخ‌تری دارد که بر این مردم خواهد گذشت.
آنان که دلشان با این سرزمین بود یا لب فرو گذاشتند یا درها و دریچه‌ها را به رویشان بستند تا صدایی از «دیگری» به گوش نرسد. حالا نه فقط بهار که اگر روزهای پیش از بهار را هم به نظاره بنشینیم، تصویری جز سکوت و غم نیست. چهره مردم در هم رفته است و هر روز خبری از مرگ می‌شنویم؛ مرگ‌هایی در خاموشی. یکی به دست خویش، خود را رها می‌کند، یکی به دست دیگری به کام مرگ فرو می‌رود و دیگران هم در مرگی تدریجی به پستوهای انزوایشان دچار می‌شوند تا روزهای ویرانی این سرزمین تکمیل شود.
چوب سکوت، دیگر، بار منطقی و قانونی ندارد بلکه با تعابیر مبهمی که هیچ معنای حقوقی در آن یافت نمی‌شود اما بار امنیتی دارند و دل بخواهی بودن آن مشهود است، بر گلوها می‌کوبد تا تعبیری از دولت امنیت به معنای عام آن متجلی شود.
این است که ما همچنان در «شرایط حساس کنونی» به سر می‌بریم و همواره دشمنی بر دشمنان‌مان افزوده می‌شود تا وضعیت استثنایی اشمیتی را تکمیل کرده باشیم.
این دولت امنیت –دولت به معنای عام آن- زمانی که با پیش‌زمینه‌های استبدادی همراه شود و فساد ساختاری در آن ریشه دوانده باشد، وضعیت غم‌انگیزتری را رقم خواهد زد؛ آگامبن معتقد است «حفظ وضعیت ترس فراگیر، سیاست‌زداییِ شهروندان و دست شستن از هرگونه قطعیت قانونی سه ویژگی دولت امنیت‌اند که فهمشان اهمیت دارد». حالا در روزهایی که بر ما می‌گذرد تمام این ویژگی‌ها را تجربه می‌کنیم؛ ترس از شورش سرتاسری، هراس از حضور داعش و بنیادگرایانی که سر انسان را می‌برند، تقلیل مشارکت سیاسی مردم به نظرسنجی‌های انتخاباتی و عبور از تمام قطعیت‌های قانونی نظیر آنچه در عملکرد دستگاه‌های نظارتی انتخاباتی شاهد بودیم، همگی نشان از همان ویژگی‌ها دارد.
ما همچنان ایستاده‌ایم بر آستان دری که کوبه ندارد؛ همراهان ما یا رفته‌اند یا در بند و حصر گرفتار تمام وضعیت‌های استثنایی هستند، گویی چاره‌ای برای دردها نمی‌ماند جز پایان یافتن زندگی غم‌انگیز؛ اما چه بسا پایان‌یافتنی غم‌انگیزتر از آنچه می‌گذرد در پیش باشد… نظیر آنچه کودکی در فیلم «ابدیت و یک روز» ساخته آنجلوپلوس می‌گوید. زمانی که یکی از کودکان مهاجر به نام سلیم می‌میرد وقتی که رفقایش لباس‌های او را می‌سوزانند یکی از آن‌ها می‌گوید:‌ سلیم بگو آنجا چه خبر است؟ اگر آن‌جا هم کوه‌ها، دره‌ها، پلیس‌ها و سربازها باشند، ما نمی‌خواهیم بمیریم…
حالا انگار همه‌جا همان وضعیت است و ما مانده‌ایم معلق میان درد و رنج و ویرانی؛ ما نمی‌خواهیم بمیریم، اما شاید این بار به آن‌ها «کز کشیدن تنگ‌تر گردد کمند» را نشان دهیم…
در روزهایی که سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را گشوده‌اند باید دست به کاری زد تا دوباره دست‌هایمان در هم گره بخورد و آوازهای سرزمین مادری‌مان را با هم فریاد بزنیم…
ما درنگ کرده بودیم اما دیگر درنگ جایز نیست…

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=owlsq7je1t2vwmHtb3FNGxQqcB02XCDzw8dYnK49JSlS7o%2BUCHkgmUnY6sNkqX5vw40muxwxu3Dl2Zj4OuCNgw%3D%3D&prvtof=s3X6en5pVfM5xspITSJFdMPdtYUx%2FgjsQiNuvbiCiIg%3D&poru=zz6KSD8QCbu3aXVmdllIONICgrf422GHUpHs02SwLzckBWT9c63JVkroy1sFbGdGv9NXQwfQCP9As1f%2FXlJjLw%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>