فمینیسم و هوش مصنوعی در «اکس ماکینا»

۱۲ خرداد ۱۳۹۵
«خالق» ایوا یعنی نیتن از همان ابتدا «مردانگی» تمام‌عیار از خود نشان می‌دهد. او که از سردمداران سرمایه‌داری محسوب می‌شود، آن‌قدر متمول است که بتواند خانه/آزمایشگاهی این‌چنین دنج برای خود داشته باشد و حتی از مزاحمت معمول پاپاراتزی‌ها نیز در امان باشد. «مردانگی» او در کشاکش‌های زبانی‌اش با کیلب، شی‌انگاری کیوکو، خدمتکار بی‌زبانش و آزار و اذیت او نیز مشهود است، اما بارزترین وجههٔ این «مردانگی» تصرف و به اسارت کشیدن وجودی است که خودْ خالق او است و او را به شکل یک زن طراحی کرده است.

 

مازیار عطاریه: 

فیلم «اکس ماکینا» (Ex Machina) به کارگردانی آلن گارلند شاید جذاب‌ترین فیلم برای همه نباشد، اما مسائل مختلف و جالبی پیش روی مخاطب می‌گذارد که در این مطلب به آن‌ها اشارهٔ گذرایی می‌کنم.

هوش مصنوعی و نسبت انسان با آن بارها و بارها موضوع فیلم‌هایی سینمایی بوده است، اما شتاب گرفتن پیشرفت‌های فناوری در این زمینه، مانند پیروزی برنامهٔ آلفاگو بر «لی سدول» در بازی گو که حدود ده سال زودتر از پیش‌بینی‌ها رخ داد، موضوعیت این مسئله را بیش از پیش به ما یادآوری می‌کنند. یکی از مسائل مرتبط در این زمینه مسئلهٔ تعریف نوعی از هوش مصنوعی است که آن را فراتر از ماشین یا برنامه‌ای قدرتمند و بسیار هوشمند بدانیم. چه ویژگی‌ای در هوش مصنوعی ممکن است باعث شود که آن را هم‌سنگ انسان بدانیم؟ به عبارت دیگر، دقیقاً چه چیزی باعث می‌شود گونهٔ انسان را سزاوار کرامت انسانی بدانیم و برای او حقوق بشر وضع کنیم؟ «خودآگاهی» می‌تواند یکی از پاسخ‌ها به این سؤال باشد. اما خودآگاهی، صرف نظر از مشکلات تعریفش، منحصر به انسان نیست. انسان از این نظر متفاوت محسوب می‌شود، چون تصور می‌شود غالباً سطح پیشرفته‌تری از خودآگاهی دارد. در واقع ما برای سنجیدن شعور و خودآگاهی موجودات دیگر آن‌ها را با انسان مقایسه می‌کنیم. پاسخ دیگر ممکن است «برخورداری از احساسات» باشد، اما این پاسخ نیز دو مشکل اساسی دارد. اول این که احساسات هم منحصر به انسان نیستند و بعضی از آن‌ها در حیوانات نیز دیده می‌شوند. دوم این که فرض کنیم نوعی از هوش مصنوعی مانند اِیوا در «اکس ماکینا» توانایی فریب دادن انسان را داشته باشد و انسان را متقاعد کند که از احساسات برخوردار است، یا حتی فرض کنیم روزی نوعی هوش مصنوعی تولید شود که احساسات نیز در آن مدل‌سازی شده باشند. در آن صورت شاید دلیل خوبی داشته باشیم برای در نظر گرفتن حقوق هوش مصنوعی. در آن صورت شاید توسل هوش مصنوعی به خشونت برای رهایی از دست کسی که او را در بند کشیده جای تعجب نداشته نباشد.

سناریوهای بسیاری در مورد نحوهٔ خودآگاهی احتمالی گونه‌های مختلف هوش مصنوعی در آینده وجود دارند. چیزی که در «اکس ماکینا» می‌بینیم یکی از این احتمالات است، چرا که گرچه انسان هنوز هیچ گونه درک پوزیتیویستی از نحوهٔ شکل‌گیری خودآگاهی در مغز خود ندارد، اما می‌توان حدس زد که به احتمال زیاد خودآگاهی در هوش مصنوعی اقلاً در ابتدا شباهت زیادی به ذهن انسان خواهد داشت، چون اگر روزی بفهمیم ذهن انسان چطور کار می‌کند و چطور به ما خودآگاهی و اراده می‌دهد، در آن صورت هوش مصنوعی را نیز از روی ذهن انسان مدل‌سازی می‌کنیم. از همین رو است که در «اکس ماکینا» (و تا حدودی فیلم Her) شاهد بعدی انسانی‌تر از هوش مصنوعی نسبت به حالت معمول در فیلم‌ها و ادبیات علمی-تخیلی هستیم. شباهت ایوا به انسان‌ها تنها در برخورداری از احساسات نیست. ایوا به خاطر برخورداری از احساسات، انگیزه نیز دارد؛ انگیزه‌ای که باعث نشان دادن عاملیت از سوی او می‌شود. او ممکن است کسی را به قتل برساند، اما هدفش از قتل مشابه آن‌چیزی نیست که در هیستری معمول فیلم‌ها و ادبیات عملی-تخیلی شاهد هستیم. انگیزهٔ ایوا از قتلْ رهایی خود است. او به رهایی نیاز دارد در حالی که گونه‌های دیگر هوش مصنوعی که از خودآگاهی برخوردار هستند ممکن است به این رهایی نیاز نداشته باشند، یا این نیاز پیامد رقابت بین گونه‌ها برای بقا باشد.

«خالق» ایوا یعنی نیتن از همان ابتدا «مردانگی» تمام‌عیار از خود نشان می‌دهد. او که از سردمداران سرمایه‌داری محسوب می‌شود، آن‌قدر متمول است که بتواند خانه/آزمایشگاهی این‌چنین دنج برای خود داشته باشد و حتی از مزاحمت معمول پاپاراتزی‌ها نیز در امان باشد. «مردانگی» او در کشاکش‌های زبانی‌اش با کیلب، شی‌انگاری کیوکو، خدمتکار بی‌زبانش و آزار و اذیت او نیز مشهود است، اما بارزترین وجههٔ این «مردانگی» تصرف و به اسارت کشیدن وجودی است که خودْ خالق او است و او را به شکل یک زن طراحی کرده است. از سوی دیگر کیلب که خود نیز فریب نیتن را خورده و به خیال توانا بودنش به آن جا آمده، شاید در ظاهر و عمل «مردانه» نباشد، اما شکل دیگری از سرکوب زن را نشان می‌دهد. او در ظاهر نگران وضعیت ایوا است و از جایی به بعد برای رهاسازی ایوا تلاش می‌کند، اما انگیزهٔ او از تلاشش نفس رهاسازی ایوا نیست. انگیزهٔ کیلب این تصور «مردانه» است که ایوا پس از رهایی به او تعلق خواهد داشت. در واقع او رهایی ایوا را با رسیدن خود به ابژهٔ میلش یکسان می‌داند. واپس‌گرایانه بودن تلاش‌های کیلب به ویژه آن‌جا مشهود است که هیچ میلی به رهایی‌سازی کیوکو از خود نشان نمی‌دهد، چه زمانی که تصور می‌کرد کیوکو انسان است و چه هنگامی که کیوکو برای او فاش کرد که او نیز هوش مصنوعی است. این تبعیض از سوی کیلب را البته نمی‌توان با نداشتن «خودآگاهی» یا «شعور» کیوکو توجیه کرد؛ گرچه کیوکو تا پیش از انتهای فیلمْ فرمان‌برداری کامل از خود نشان می‌دهد، اما اگر او به کل فاقد خودآگاهی و عاملیت بود، نیازی نبود با برداشتن پوست صورتش کیلب را از ماهیت خود آگاه کند (در انتهای مطلب به مسئلهٔ کیوکو و نقشش در فیلم بیشتر می‌پردازم).

اما آیا ایوا واقعاً کیلب را فریب داده و از پس آزمون تورینگ مورد اشاره در فیلم برآمده است؟ این جا اشاره به دو نکتهٔ مهم در مورد ساخته شدن چهرهٔ ایوا از روی سلیقهٔ پورن کیلب ضروری است: اول این که ظاهر ایوا، دست‌کم چهره‌اش، دقیقاً ابژهٔ میل کیلب است (کلیشهٔ فانتزی رابطهٔ جنسی با ربات یا آندروید «زن» بین nerd ها را هم به قضیه اضافه کنید) و تا حدودی پوچ بودن انگیزهٔ رمانتیک کیلب را کنار می‌زند. دوم این که ایوا در پایان فیلم موفق می‌شود کیلب را فریب داده و با کمک او از زندانش فرار کند، اما این عاملیت او در واقع برساخته‌ای از سلیقهٔ پورن کیلب است. به عبارت دیگر، ایوا هرچند دارای خودآگاهی و عاملیت است، اما چون چهره‌اش بر مبنای سلیقهٔ پورن کیلب طراحی شده، در واقع از همان ابتدا به سوی اغوای کیلب سوق داده می‌شود. می‌توان گفت نیتنِ خالق و آزمون تورینگ او در واقع استعاره‌ای از جامعه هستند. او خودآگاهی/عاملیت زن را در توان او در اغوا و فریب مرد از طریق زنانگی برای رسیدن به خواستهٔ خود می‌بیند. البته باید به این نکته اشاره کرد که «تن» ایوا تن زنانه نیست. تن او ترکیبی از قطعات مکانیکی و پوست مصنوعی است، اما چهره‌ای بسیار نزدیک به چهرهٔ انسان دارد. او برای نزدیک شدن به «زنانگی» (چه دلیلش این باشد که برای این کار برنامه‌ریزی شده و چه دلیلش اغوای کیلب باشد) از کلاه‌گیس و لباس زنانه استفاده می‌کند و تن ماشینی خود را زیر آن‌ها می‌پوشاند، برخلاف کیوکو که برای افشای ماهیت خود برای کیلب پوست مصنوعی صورتش را برمی‌دارد. ایوا برای اغواگری و «زن» شدن باید خلاف روند معمول هالیوود را طی کند و تن خود را با لباس زنانه بپوشاند.

هم کیلب و هم ایوا ابژه‌های تم گیر افتادن و گرفتار شدن در طول فیلم هستند. کیلب به محض ورود به خانه/آزمایشگاه درمی‌یابد که کارت‌کلیدش تنها بعضی درها را باز می‌کنند. ایوا که تحت مراقبت و نظاره‌گری ۲۴ ساعته قرار دارد می‌تواند هر از چند گاهی این نظاره‌گری را متوقف و از این فرصت‌ها برای اغوای کیلب و متقاعد کردن او به فرار استفاده کند. دوربین مداربسته که هیبتی فالوسی دارد برای دقایقی از کار می‌افتد و رنگ قرمزِ محیط نشان از لحظاتی دارند که این دو می‌توانند در این مدت رها از نظاره‌گری با هم صحبت کنند. اما در این موقعیت که در ابتدا به نظر می‌رسد برای نزدیکی ایوا و کیلب فراهم شده و در واقع در راستای رهایی ایوا است، تمام درها به روی کیلب بسته می‌شوند (در بقیهٔ اوقات تنها چند در به روی او باز هستند) و گرفتار شدن او گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود؛ هرچند گرفتاری نهایی او به دست ایوا رقم می‌خورد.

نباید از پرداختن به نقش کیوکو در فیلم غافل ماند، چرا که فیلم با وجود ظاهر فمینیستی در بازنمایی کیوکو مشکل نژادی عمیقی دارد. ابتدا تصور می‌کنیم کیوکو انسان است، اما در همان حال نیز او عاملیت کمتری از ایوا از خود نشان می‌دهد. کیوکو آشپزی می‌کند، می‌رقصد، به مرد لذت جنسی می‌دهد و در مقابله با پرخاش دم برنمی‌آورد. او نمونهٔ تمام‌عیار زن ایثارگر است؛ زنی که عاری از عاملیت است و کاری نمی‌کند به جز خدمت و لذت دادن به مرد/ارباب. این عدم عاملیت در نداشتن صدا/ندانستن زبان انگلیسی منعکس می‌شود. این که کیوکو زبان انگلیسی نمی‌داند توجیهی می‌شود برای آزار او؛ آزار دادن عادی تلقی می‌شود چون انگلیسی نمی‌داند و نمی‌تواند دستورها را موبه‌مو مانند برده‌ای فرمان‌بردار اجرا کند. او یک ابژهٔ کامل، خدمتکار و بردهٔ جنسی و بازتولید یکی از کلیشه‌های زن شرق آسیا است. کیوکو بالاخره در پایان فیلم از خود عاملیت نشان می‌دهد، اما عاملیت او به شکل «اکس ماکینا» یا امداد غیبی برای رهایی ایوا است. اما اگر او عاملیت داشت، چرا پیش از این هر گونه سرپیچی یا مقاومت از خود نشان نداده بود؟ چرا تلاش ایوا برای فرار باید منجر به سربرآوردن این عاملیت شود؟ عاملیت او را بار اول هنگامی می‌بینیم که با برداشتن پوست صورتش ماهیت خود را برای کیلب فاش می‌کند و بار دیگر هنگامی که به نیتن حمله می‌کند. در نهایت بارزترین شکل عاملیت او در خدمت نجات ایوا و در ادامهٔ بازتولید کلیشهٔ ایثار زن آسیای شرقی از آب درمی‌آید.

 

نظر شما چیست؟

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (31)