فروشنده‌ای که فرصت را ارزان فروخت

۱۱ اسفند ۱۳۹۵
نگاهی به دومین جایزه اسکار اصغر فرهادی

میراصغر موسوی: سینمای فرهادی را من دوست ندارم، چنانکه سینمای زنده‌یاد کیارستمی را نیز دوست ندارم. آقای فرهادی در فیلم‌هایش به موضوع‌هایی می‌پردازد، که به گفته خودشان در همین نامه که در مراسم اسکار نیز خوانده شد، خصلت‌های مشترک بشری است. این چیزی است که در هر مکانی به آن می‌شود پرداخت و با یک زیرنویس ارائه کرد. مشکل جوامع کنونی و به طور کل بشریت در خصلت‌های مشترک نیست، مشکل در تفاوت‌هاست، که توسط زورگویان به رسمیت شناخته نمی‌شود. نگاهی از جنس نگاه آقای فرهادی در هر حوزه‌ای، اعم از سینما، داستان، شعر و …، هر چند انسانی است ولی متأسفانه ملی نیست. رنگ و بوی فلسفی در اثر وجود دارد، نشان ملی و هویت بومی اما به هیچ وجه.
اولویت اول سینما، سینما بودن آن است و بعد از این اصل، زمینه بحث برای چیزهای دیگر باز و گشوده می‌شود. برای آموختن فلسفه باید در مکتب هگل و هایدگر و نیچه و دیگران شاگردی کرد و برای آشنایی با روانشناسی نیز در مکتب فروید و لاکان و یونگ و فرانکل درس آموخت؛ و به تبع برای ساختن فیلم باید به اصل سینما پایبند بود.
این انتقاد به سینمای فرهادی وارد است و در فرصت مناسب به آن باید پرداخت. با این حال از اینکه فرهادی این جایزه اسکار را از درون مشت ترامپ بیرون کشید، بسیار خوشحالم و معتقدم بی‌هیچ درنگی باید به فرهادی و تمامی عوامل فیلم فروشنده و بلافاصله، به رهبر دستگاه دیپلماسی ایران، دکتر ظریف و همه همکارانش تبریک گفت.
جایزه‌ای که فرهادی از اسکار دریافت کرد، به جایزه صلح معروف شده است و این موضع‌گیری هالیوود نشان وحشت آن امپراتوری از تیم ترامپ است. چند دهه قبل از این، هالیوود ضربه هولناکی از سیاستمداری از جنس ترامپ، سناتور مک کارتی خورد، دهه‌ها بعد از مک‌کارتیسم بار دیگر اکنون سایه شوم او، در نویسندگان، هنرمندان و روشنفکرها و دستگاه هالیوود وحشت ایجاد کرده و آنان در دفاع از خود از هم‌اکنون در شیپور صلح می‌دمند. اینکه این صلح‌طلبی و به چالش کشیدن دونالد ترامپ و مسخره کردن او حتی در هنگام برگزاری مراسم اسکار، پایدار و با همین قدرت و توان تداوم می‌یابد و یا اینکه در مقابل ترامپ عقب‌نشینی خواهد کرد، به بحث و تحلیل دیگر و گذشت زمان نیاز دارد. حاصل این چالش اما هرچه که باشد، در آغاز برای ما بسیار خوب و ارزشمند رقم خورد و فرصتی پیش آورد تا ملت‌هایی که از سوی باند ترامپ متهم به تروریسم هستند بتوانند از خود دفاع کنند. با کمال تأسف، اما اصغر فرهادی کارگردان ایرانی دریافت‌کننده جایزه صلح اسکار این فرصت تکرار و جبران ناشدنی را بر باد داد.
فرهادی عجیب ناشیانه و فرصت سوز رفتار کرد. او می‌داند که باند ترامپ ملت‌های مسلمان را متهم به تروریسم کرده و خواستار منع ورود آنان به آمریکا و همچنین خواستار خروج شهروندان هفت کشور اسلامی از ایالات متحده است. هدف ترامپ فقط ایران نیست، چنانکه هدف هالیوود نیز فرهادی نیست؛ هالیوود سیاست کلان ترامپ را به چالش کشیده، فرهادی ولی با شخصی کردن این ماجرا اصل موضوع را به فراموشی سپرد.
آنان که به نمایندگی از فرهادی روی فرش قرمز اسکار قرار گرفتند، با اینکه انسان‌هایی فرهیخته، با فرهنگ و دارای عرق ملی و مخالف جنگ و جزو افتخارات ایران تلقی می‌شوند، به هیچ وجه اما نمایندگان ملت‌های متهم به تروریسم نیستند. آنان حداقل ویژگی مردم مظلوم و تحت ستم یمن، عراق، لیبی، افغانستان و… را ندارند. دریافت‌کنندگان جایزه صلح اسکار خود نماد فرهنگ آمریکا هستند، نمادی که با علم و دانش خود به تداوم امپراتوری امریکا کمک می‌کند. آقای فرهادی حتماً مطلع است، که سیاست کلان آمریکا برجذب سرمایه و نخبگان فکری جهان سوم است و استراتژیست‌های بزرگ آمریکا، از جمله برژینسکی بارها و بارها با صراحت گفته‌اند: تمدن آمریکا تا زمانی که مغزها و سرمایه‌ها از جهان سوم به ایالات متحده سرازیر است، غروب نخواهد کرد. این تمدن توسط انسان‌هایی مانند خانم انوشه انصاری و آقای فیروز نادری رو به گسترش و عالم‌گیر شدن است.
آقای فرهادی عزیز این مجسمه ساخته‌شده از طلای ۲۴ عیار در دستان خانم انصاری و آقای فیروز نادری از درخشش افتاد. کودکانی که در سوریه و عراق کشته می‌شوند، کودکانی که در فلسطین، رویاهای کودکی‌شان را به خون می‌نشینند و مردمانی که در کشورهای غریب آواره‌اند و انسان‌هایی که به خاطر مسلمان بودن تروریست خوانده می‌شوند، نمایندگانی از جنس خود باید داشته باشند. این امر دشواری نبود آقای فرهادی! حتماً و حتماً مارلون براندو و آن دخترک سرخپوست را به یاد داری؟!
تو هم می‌توانستی با دادن نمایندگی به یک و یا چند دختر و پسر جوان مسلمان که با حجاب و پوشش و رفتار خود مسلمان بودن را به نمایش بگذارند، در طراز مارلون براندو عمل کنی.
ولی افسوس از دستگاه دیپلماسی دولت که به ‌هرحال محدود و مقید است.
 

 

 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (5)