سیمرغ بلورین کدام اصلاح‌طلبی؟

۱۰ اسفند ۱۳۹۵
گزارشی از دست‌های پشت پرده جشنواره فیلم فجر
باید از محمدرضا عارف به عنوان سر لیست نمایندگان اصلاح‌طلبِ راه‌یافته به مجلس، پرسید مردم چگونه می‌توانند امید اصلاح امور و بهبودی و تغییر را از رهگذر افرادی چون او داشته باشند که حتی در پایین‌ترین سطوح لابی‌گری نیز، منافع فردی را بر قانون‌مندی، ساختارهای تخصصی و شایسته‌سالاری ترجیح می‌دهند؟

درنگ| گزارش بعد از واقعه، آن هم در روزهایی که آن واقعه به فراموشی سپرده شده است، شاید بی‌معنی باشد؛ اما روایت پیشِ ‌رو، قرار نیست به سوژه‌های خبری آن رویداد بپردازد که همه رسانه‌ها آن را در بوق و کرنا دمیده‌اند. عده‌ای جایزه گرفتند و عده‌ای هم سوت و کف زدند تا سیمرغ بی هیچ پر و بالی اوج بگیرد و جشنواره دیگری به پایان رسد که قرار است بزرگ‌ترین گردهمایی سینماگران ایرانی در هر سال باشد؛ تازه تمام این‌ها را بگذارید کنار اینکه حالا اصغر فرهادی هم اسکار را گرفته است که دیگر خبر اول تمام رسانه‌های سینمایی و هنری و حتی سیاسی کشور باشد.
جشنواره فجر حالا تمام شده است و غنائم و جوایز را تقسیم کرده‌اند؛ سیمرغ‌های بلورین دست به دست رفته و احتمالاً اشک‌هایی بر چشم‌هایی جاری شده و سینمای ایران بر خود بالیده است که چرخ جشنواره‌اش همچنان می‌چرخد و دست بر قضا سینماگران بین‌المللی‌ای هم دارد که جشنواره‌های بین‌المللی را بپیمایند و رقبا را کنار بزنند و بر سر زبان‌ها بیفتند.
آنچه در این گزارش به آن می‌پردازیم حال و هوای سینما نیست که خود، سرِ دراز دارد؛ بلکه گزارشی است از دست‌های آلوده‌ای که از ساحت سیاست‌ورزی، چرخ هنر را هم بر دست گرفته‌اند و آن‌گونه که می‌خواهند می‌چرخانند؛ این حکایت تنها مختص یک جریان سیاسی بر سر قدرت نیست، هر کدام به سهم خویش دستی در این آشفته‌بازار ایفا می‌کنند.
همه چیز از آن‌جایی شروع شد که عماد افروغ عضو هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر در یک برنامه تلویزیونی پیش از برگزاری جشنواره دست به افشاگری‌هایی زد که بخشی از لابی‌های غیر هنری در عرصه هنر را بر ملا می‌کرد. فارغ از آنکه به حضور شخصی مانند افروغ در هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر هم انتقاد وارد است که اساساً چرا او باید در این هیئت جای داشته باشد و چه نسبتی میان او و سینما وجود دارد که بسیاری از سینماگران مطرح در این هیئت حضور نداشته باشند و عماد افروغ به عنوان انتخاب‌کننده فیلم‌های فجر، نقش‌آفرینی کند؛ اما یک نکته در صحبت‌های افروغ چالش‌هایی را ایجاد کرد؛‌ در فهرستی که او خوانده بود، نام برخی فیلم‌ها شنیده شد که در فهرست نهایی بخش مسابقه نام آن‌ها دیده نمی‌شد.
البته این تمام ماجرا نیست، چون حتی در فهرست افروغ، نام‌های قابل تأملی غایب بود؛ نام‌هایی همچون «کاناپه» ساخته کیانوش عیاری که به دلیل ممیزی‌ها حذف شدند. برخی فیلم‌های دیگر هم از فهرست رقابت جشنواره جا ماندند که صحبتی از ممیزی درباره آن‌ها مطرح نشد و در این میان می‌توان به «برگ جان؛ یک تعبیر عاشقانه» ساخته ابراهیم مختاری اشاره کرد.
چنین حذف و اضافه‌هایی در فهرست نهایی بخش مسابقه جشنواره فجر در حالی صورت می‌گرفت که داوران و انتخاب‌کنندگان در ابتدا مدعی بودند معیار انتخاب فیلم‌ها، کیفیت آن‌ها است؛ اما رضا صالحی امیری وزیر فرهنگ چند روز قبل از جشنواره در یک همایش در شهر قم، از اولین دستاوردش پرده‌برداری کرد و گفت: برای اولین‌بار فیلم‌هایی با مضامین نامناسب و فمینیستی را از جشنواره حذف کردیم!
این در حالی بود که محمد حیدری دبیر جشنواره فجر گفته بود به جز «کاناپه» فیلم دیگری به دلیل ممیزی از حضور در جشنواره باز نماند.
البته داستان تنها به ممیزی‌ها و حذف‌هایی از این دست ختم نشد؛ کم‌کم خبرهای جدیدی درز کرد که نشان می‌داد برخی فیلم‌های بازمانده از بخش مسابقه، قربانی حضور فیلم‌های دیگری شدند که دست‌اندرکاران جشنواره در روزهای آخر پیش از برگزاری جشنواره فجر، به بخش مسابقه اضافه کردند.
در واقع پس از آنکه تعدادی از فیلم‌ها از فهرست حذف شدند تا ۲۸ فیلم در فهرست نهایی جای بگیرند، ۵ فیلم دیگر به این فهرست اضافه شد؛ فیلم‌های جدید به این شرح بودند: آباجان به کارگردانی هاتف علیمردانی، فصل نرگس به کارگردانی نگار آذربایجانی، کوپال ساخته کاظم مولایی، خوب بد جلف ساخته پیمان قاسم‌خانی و آئو ساخته اصغر یوسفی نژاد.
نکته حائز اهمیت در مورد فیلم‌های فوق آن بود که این ۵ فیلم در هیچ‌یک از بخش‌های جشنواره نتوانستند حتی یک سیمرغ را به خود اختصاص دهند؛ اما سؤالی که به ذهن می‌آید این است که چرا برخی فیلم‌ها که هیچ‌گاه نام آن‌ها رسانه‌ای نشد، از فهرست خط خوردند تا ۵ فیلم دیگر به فهرست اضافه شوند که در نهایت هم به هیچ سیمرغی دست نیافتند. پاسخ به این پرسش را می‌توان در نام‌هایی پشت پرده برخی از این فیلم‌ها جستجو کرد. یکی از این فیلم‌ها «خوب بد جلف» بود که جالب است بدانید تهیه‌کننده آن، کسی نبود جز محمد امامی که در ماجرای تخلفات مالی صندوق ذخیره فرهنگیان رد پای او دیده می‌شد و همان زمان نیز بازداشت شده بود؛ امامی تهیه‌کنندگی سریال «شهرزاد» را هم بر عهده داشت که این سریال و منابع مالی آن در پیوند با تخلفات گسترده مالی صندوق ذخیره فرهنگیان، حواشی زیادی را در رسانه‌ها رقم زد.
اما شاید، مهم‌ترین وجه لابی‌های پشت پردهٔ نقره‌ای را بتوان به دست‌های یکی از سیاست‌مداران در جشنواره فجر نسبت داد؛ هر چند چنین لابی‌هایی هیچ‌گاه به طور رسمی تأیید نشد. «فصل نرگس» یکی از همان ۵ فیلم اضافه‌شده به فهرست فیلم‌های فجر بود اما زمانی افزودن این فیلم به فهرست مسابقه حائز اهمیت می‌شود که بدانیم حمیدرضا عارف فرزند محمدرضا عارف سرلیست فهرست امید و راه‌یافته به مجلس دهم، حامی مالی این فیلم بوده است. هر چند وجود لابی از سوی عارف برای راه یافتن این فیلم به بخش مسابقه انکار شده بود با این حال تنها در یک صورت می‌توان ادعای، دست‌های پشت پرده را نادیده گرفت که دست‌اندرکاران جشنواره، فیلم‌های حذف‌شده از فهرست را به طور کامل معرفی کنند تا افکار عمومی، رسانه‌ها و البته منتقدان مستقل سینما، پس از تماشای فیلم‌های حذف‌شده و مقایسه آن با فیلم‌های راه‌یافته به بخش مسابقه جشنواره، نظر کارشناسی و البته نظر عمومی خود را بیان کنند تا مشخص شود دست‌های سیاست‌مداران و آقازاده‌ها و لابی‌های پشت پردهٔ نقره‌ای، تا چه اندازه می‌تواند بر اکران و جوایز و حضور در جشنواره‌ها و آثار روی پرده تأثیر داشته باشد.
اما در نهایت یک سؤال مطرح می‌شود اگر چنین لابی‌هایی تأیید شود، باید از محمدرضا عارف به عنوان سر لیست نمایندگان اصلاح‌طلبِ راه‌یافته به مجلس، پرسید مردم چگونه می‌توانند امید اصلاح امور و بهبودی و تغییر را از رهگذر افرادی چون او داشته باشند که حتی در پایین‌ترین سطوح لابی‌گری نیز، منافع فردی را بر قانون‌مندی، ساختارهای تخصصی و شایسته‌سالاری ترجیح می‌دهند؟

 

 


 

کانال تلگرامی رادیو درنگ را نیز دنبال کنید

https://t.me/derangradio

 

نظر شما چیست؟

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (11)