دو شعر از آرزو نوری

۶ فروردین ۱۳۹۶

آدم برفی

تو آدم برفی بودی

با صورتی بی روح

و چشمانی

که به سیاهی شب

باز می‌شدند

روزهای برفی

حرف از ماندن می‌زدی

روزهای آفتابی

حرف از رفتن

 

و درخت …

درخت هم

پشت پنجره آمد

برای دیدن تو …

 

جمعه

جمعه

کارگر عبوسی بود

که پله‌های ساختمان را

تی می‌کشید

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (11)