سوریه وضعیتِ انقلاب در انقلاب را تجربه می‌کند

۱۴ فروردین ۱۳۹۶
گفتگو با صادق العظم/ ترجمه لیلا پاپلی یزدی

ترجمه: لیلا پاپلی یزدی

تقریباً شش سال است که جنگ داخلی در سوریه آغاز شده و شدت گرفته است. در این جنگ حدود پانصد هزار نفر تا امروز کشته شده‌اند و میلیون‌ها انسان در داخل و خارج سوریه آواره شده‌اند.  رژیم بشار اسد و ترکیبی متکثر از گروه‌های اپوزیسیون و شبه‌نظامیان دولت اسلامی با یکدیگر می‌جنگند و بی‌رحمانه، غیرنظامیان را قلع‌وقمع می‌کنند.

چهار سال پیش مجلهٔ فلسفه [das Philosophie Magazin] با یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلسوف‌های سوریه، صادق العظم، مصاحبه کرد. در آن زمان مدت کوتاهی بود که به آلمان مهاجرت کرده بود. در این گفتگو میشل هسه  Michael Hesse] [با او در مورد چشم‌انداز سوریه مصاحبه کرده است. العظم ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۶ در برلین درگذشت.

صادق العظم در سال ۱۹۴۳ در سوریه به دنیا آمد و یکی از شناخته‌شده‌ترین فلاسفهٔ این کشور شد. او دکترایش را از دانشگاه ییل در آمریکا دریافت کرد و در دانشگاه‌های بیروت، دمشق و بعدتر در هامبورگ و برلین تاریخ اندیشه درس داد. به آلمانی از او کتابی به نام «اسلام و انسان‌گرایی سکولار»(Mohr Siebeck, 2005) منتشر شده است. همچنین او مؤلف سه جلد مجموعه مقالات به زبان انگلیسی به نام «سکولاریسم، بنیادگرایی و منازعه بر سر معنای اسلام»(Gerlach Press, Berlin 2013–2014). است.

 

م.ف (مجلهٔ فلسفه): بهار عربی برای اروپایی‌ها در آغاز یادآور انقلاب ۱۹۷۸ فرانسه بود. آیا تاریخ آن‌طور که کانت باور داشت یک هدف و یک معنا دارد؟

ص. ا (صادق العظم):  در مورد فرهنگی چون فرهنگ ما که همچنان در حال مبارزه برای مدرن شدن و رسیدن به اوج با استفاده از دانش تا جای ممکن است ، ایدهٔ پیشرفت معنای بزرگ‌تری دارد. به ویژه تلاش دارد که بر ایدهٔ اضمحلال در تاریخ توفق یابد چنانچه- در فرایند نزول قرآن نیز به این آموزه پرداخته شده است. با این وجود فکر می‌کنم بهار عربی بیشتر شبیه به انتفاضه است تا جنبش‌های آزادی‌بخش اروپایی و این ادای احترامی به فلسطینیان است. البته باید در نظر داشت که پدیده‌هایی مانند میدان تحریر در قاهره یا جمع شدن در میدان‌های تونس یا یمن بیشتر با ایدهٔ اروپایی اعتصاب‌های عمومی در اروپا-شبیه آنچه در قرن ۱۹ و ۲۰ انجام شده است-قابل مقایسه است. اعتصاب عمومی به سادگی همه چیز را فلج می‌کند. توده‌های جمع شده در میدان تحریر آنقدر ماندند تا پیام آنها به همهٔ مصر رسید و دیکتاتور دستمال سفید تسلیم نشان داد.

م.ف: و در سوریه؟

ص.ا: در سوریه شوراها و کمیته‌های انقلاب وضعیتی شبیه آغازین روزهای انقلاب روسیه تا تشکیل شوروی یا آلمان در ۱۹۱۸ پیش از آنکه ابزار سرکوب شوند، دارند. آن‌ها به شکل خودجوش شکل گرفتند و به جایگاه‌های نظریه‌پردازی بدل شدند، به شکل دموکراتیکی تصمیم‌گیری می‌کنند و در کار روش مشارکتی را انتخاب می‌کنند.  آنچه البته قابل‌توجه است فقدانِ رهبری کاریزماتیک در سوریه است. کمیته‌های محلی، خودسرانه و بدون توجه به آنچه سیاستمداران ممکن است انجام بدهند عمل می‌کنند.

م.ف: آیا این شکل نوینی از مقاومت است؟

ص.ا: در تاریخ سوریه چیزی رخ داده که انقلاب در انقلاب خوانده می‌شود. توده‌ها عمدتاً در یک مکان مشخص مانند میدان تحریر جمع نمی‌شوند اما نقاط کانونی‌ای وجود دارد که در آن‌ها می‌شود نیروهای دیکتاتور را شکست داد. جایی مانند التحریر در سوریه به راحتی ممکن است بمباران و تخریب شود. تقریباً ۵۰۰ یا ۶۰۰ نقطهٔ کانونی متفاوت در سوریه وجود دارد. ارتش سوریه ارتش شهری و متشکل از شهروندان است- هر شهروند[مرد] باید در این ارتش خدمت کند [سربازی اجباری]. این موضوع قابلیت تکه‌تکه شدن و فروپاشی ارتش را نشان می‌دهد. سربازان بسیاری نمی‌دانند چرا باید به مردمانی که شهروندان عادی هستند شلیک کنند یا چرا باید به شهرها حمله کنند شهرهایی که مردم در آن زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی سربازان بسیاری ترجیح می‌دهند ترک خدمت کنند.

م.ف: مذهب چه می‌شود؟ آیا اسلام بخت آن را دارد که دچار تحول شود؟

ص.ا: اگر در یهودیت و مسیحیت امکان تحول و روشنگری وجود داشته قاعدتاً در دینی که خواهر آن‌هاست یعنی اسلام هم چنین امکانی وجود دارد. دلیل بنیادینی برای جلوگیری از چنین تغییری نیست گرچه موانعی مرتبط به زمینهٔ اجتماعی و وضعیت وجود دارد. طبیعتاً دیر یا زود جنبش‌های روشنگری دقیقاً شبیه آنچه در اروپا روی داد و کشورهایی زودتر و کشورهایی دیرتر وارد عصر روشنگری شدند [در خاورمیانه روی خواهد داد]. در اروپا هم مثلاً روشنگری دیرتر از فرانسه یا انگلستان، آلمان را تحت تأثیر قرار داد.

م.ف: آیا آن نوع اسلامی که در دانشگاه دمشق و حلب آموزش داده می‌شود واجد شرایطی هست که شکلی از رفرمیسم را ایجاد کند یا برعکس توقف ایجاد می‌کند؟

ص.ا: در سنت آموزش اسلامی در مراکز اسلامی و مدارس شریعت مثلاً در دمشق عمده سنت آموزش بر مبنای حفظ کردن و تکرار کردن مطالب است و هیچ نوع روش آموزش یا ایدهٔ جالبی در این بین وجود ندارد. ایده‌های جالب و قابل‌توجه از دو منبع تأمین می‌شود که هر دو با این سنت، فاصله دارد.  یک منبع، اسلام افراط‌گر است که سنت عقلی را در هم می‌شکند. آن‌ها وقتی می‌گویند که ساختار سیاسی، غیر اسلامی و بدنام است راست می‌گویند چرا که در واقع احکام شریعت را اجرا نمی‌کند.  منبع دیگرِ ایده‌های جذاب از طیف چپ می‌آید. رفرمیستهایی هستند که به تغییر در سیستمهای اسلامی از درون فکر می‌کنند. آن‌ها متن قرآن را بازتفسیرمی کنند و تفاسیر قدیمی را بالکل رد می‌کنند.      

م.ف: آینده سوریه را چطور می‌بینید؟ آیا برای اسد بختی برای بقا می‌بینید؟

ص.ا: زمان این رژیم سر آمده است. اما مسئله این است که سیستم سیاسی به شدت به قدرت چسبیده است یکی از دلایلش این است که افراد این ساختار سیاسی عمدتاً از علوی‌ها هستند. برای رژیمی که از افراد اقلیت تشکیل شده است از دست دادن قدرت فاجعه است. این البته همهٔ مشکل نیست.  اگر رژیم قدرتش را از دست بدهد نظامیان نیز کنترلشان را بر سوریه از دست خواهند داد، کنترلی که در حدود ۵۰ سال است که تنها در دست نظامیان است. 

م.ف: آیا هیچ امیدی به رسیدن به دموکراسی در این وضعیت هست؟

ص.ا: ممکن هست اما به شیوه‌ای که در ترکیهٔ پیش از اردوغان وجود داشت. ارتش شکل خاصی از بازی قدرت از پشتِ پرده را پیش می‌برد و روی صحنه بورژواهای سیاسی نقش خواهند داشت. این سناریویی است که اگر انقلاب هم پیروز شود بسیار محتمل خواهد بود.  گرچه همین هم به راحتی به دست نخواهد آمد اما اگر روی دهد گام بزرگی خواهد بود به سمت دموکراسی.

م.ف:آیا ممکن است در سوریه تعادلی بین اقلیت علوی و اکثریت سنی اتفاق بیافتد؟

ص.ا: هنگامی که این ساختار سیاسی که سرنگون شود باید تلاش نمود که از یک حمام خون جلوگیری شود. این همان چیزی است که علوی‌ها از آن می‌ترسند. امیدوارم که در فرایند توسعهٔ دموکراتیک ایدهٔ اقلیت/اکثریت از موضوع هویت قومی به موضعی سیاسی تغییر کند و در آینده سیاسی،اکثریتی شامل علوی‌ها، مسیحیان یا سنی‌ها حضور داشته باشند.  

م.ف: آیا اسلام در فرایند انقلاب در سوریه نقشی شبیه تونس و مصر بازی خواهد کرد؟

ص.ا: باید در نظر داشته باشیم که سی درصد جمعیت سوریه را گروه‌های سیاسی اقلیت تشکیل می‌دهد. آن‌ها تلاش می‌کنند که با قدرت در مقابل اسلامیزه شدن کشور ایستادگی کنند. این گروه‌های سیاسی شامل ناسیونالیست‌ها تا ناصری‌ها و چپ‌گرایان هستند.فکر نمی‌کنم اخوان المسلمین مانند تونس یا قاهره بتوانند اکثریت پارلمان را در دمشق کسب کنند.

م.ف: آیا دخالت نظامی غربی‌ها مانند آنچه در لیبی کردند می‌تواند به سوریه کمک کند؟

ص.ا: به هر حال شکلی از فشار لازم است. چه کسی پول پوت را سرنگون کرد؟ کامبوجی‌ها نتوانستند اما ویتنامی‌ها موفق شدند او را سرنگون کنند. چه کسی عیذی امین را ساقط کرد؟ اوگانداهایی نتوانستند اما تانزانیایی‌ها موفق شدند او را سرنگون کنند. نمونه‌های بسیاری هست که ساقط کردن یک دیکتاتور به شکلی از فشار نیاز دارد. بعید می‌دانم سوری‌ها شکایتی داشته باشند اگر آن فشار به سقوط قدرت اسد منجر شود. [۱]

این مصاحبه ترجمه‌ای است از :

http://philomag.de/sadik-al-azm-syrien-erlebt-die-revolution-in-der-revolution/

 

 

 

 

 


[۱] – باید توجه داشت که این مصاحبه چهار سال پیش انجام شده است زمانی که هنوز امیدهایی به مداخلهٔ مثبت در سوریه وجود داشت. العظم در مصاحبه‌هایی که در اواخر عمرش صورت گرفته به نوعی دیگر به حل مسئله اندیشیده است برای مثال تاکیده کرده که راه اصلی برای عبور از بحران در خاورمیانه روی آوردن به مناسبات جهان مدرن و گذار از افراطی گری است.  

 

 

 

 

نظر شما چیست؟

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (3)