تریبون‌هایی برای صاحبان قدرت

۲۱ فروردین ۱۳۹۶
نگاهی به امکان‌های سیاست‌ورزی در رسانه‌های نوین
آنچه در حال حاضر می‌تواند قابل تأمل باشد، تسخیر دوباره تریبون‌ها (این بار تریبون‌های مجازی) توسط صاحبان قدرت و ثروت است و این هم در حالی اتفاق می‌افتد که تمام تریبون‌های رسمی در اختیار آن‌ها قرار دارد و ورود آن‌ها به عرصه‌ای که مردم نیز در آنجا صاحب تریبون‌های کوچکی شده بودند نشان از نگرشی دارد که در پس آن، به حاشیه راندن صدای مردم در دستور کار قرار می‌گیرد تا دوباره فقط صاحبان قدرت و ثروت صداهای بلندی باشند که باید آن‌ها را شنید.

درنگ| فضای مجازی بی‌تردید حوزه‌ای قابل اهمیت در زندگی امروز انسان‌هاست. حوزه‌ای که حالا در تمام وجوه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و صد البته اقتصادی، سفره خود را گسترده است و هر کسی به فراخور اوضاع و احوالش، توشه‌ای از آن بر می‌دارد. در این نوشتار قصد نداریم که تمام ابعاد فضای مجازی و آثار آن را مورد بررسی قرار دهیم بلکه به حوزه‌ای خواهیم پرداخت که می‌توان از آن تحت عنوان تریبون‌های مجازی یاد کرد.
تا همین چند سال پیش حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی در ایران، اگر چه همیشه عملی مجرمانه محسوب نمی‌شد اما دست‌کم همواره نگاه محتاطانه به اعلام عضویت در آن‌ها وجود داشت. شبکه‌های اجتماعی و البته نرم‌افزارها و امکانات پیام‌رسان اینترنتی، در ابتدا فضایی برای ارتباطات دوستانه و اجتماعی و گاه همراه با پنهان کردن هویت واقعی کاربران بود؛ آن روزها ضریب نفوذ اینترنت به اندازه امروز نبود، اما کم‌کم گسترش ضریب نفوذ اینترنت در ایران و فراگیر شدن استفاده از گوشی‌های هوشمند این امکان را به شمار بیشتری از مردم داد که بتوانند قدم در فضای هزارتوی اینترنت بگذارند. اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و شبکه‌های اجتماعی متنوع، جذاب و البته مبتنی بر ذائقه‌های روز مردم، آن‌چنان با سرعت بالایی فراگیر شدند که حالا بسیاری از مردمی را که پیش از این رابطه خوبی با تکنولوژی‌های نوین نداشتند، به خود مشغول کرده است.
اما با وجود تنوع شبکه‌های اجتماعی مجازی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و ارتباطی، برخی از آن‌ها به طورکل در دنیا و معدودی هم دست‌کم در ایران با استقبال بیشتری مواجه شده‌اند؛ فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام از آن دسته هستند که در ایران جز مورد سوم، دو مورد اول زیر تیغ فیلترینگ قرار گرفتند. همچنین تلگرام از آن دسته فضاهایی است که کاربران زیادی از ایران را به خود جذب کرده تا خلأ برخی اطلاع‌رسانی‌های سریع و بدون ممیزی‌های رسمی، با وجود کانال‌های تلگرامی جبران شود.
با چنین توصیفی اجمالی از اوضاع، حال به موضوع مورد بحث، یعنی تریبون‌های مجازی می‌پردازیم. در این باره می‌توان گفت که تا پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی مجازی و امکان عضویت افراد در آن‌ها، تریبون‌ها معمولاً به فضاهای رسمی اختصاص داشت که اکثر آن‌ها را مقامات رسمی و صاحبان قدرت و ثروت تسخیر کرده بودند. مطبوعات، رادیو و تلویزیون و بعدها سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها، همگی تریبون‌هایی بودند که هر روز به همان صاحبان قدرت و ثروت اختصاص می‌یافت تا اظهارات، صحبت‌ها و مواضع آن‌ها را منعکس کند. صدای مردم هم اگر چه در مواردی راهی به آن تریبون‌ها پیدا می‌کرد اما در نهایت هویت فردی مردم چندان قابل اهمیت نبود و تنها تحت عنوان کلی مردم یا مشکلات مردم در رسانه انعکاس می‌یافت؛ اما ابزارهای رسانه‌ای نوین این امکان را برای افراد جامعه فراهم آورد تا بتوانند با هویت‌های فردی خود، تریبونی برای اظهارنظر داشته باشند. این مسئله در مورد ایران که آزادی بیان همواره در مخاطره‌ی سیاست‌های حاکمیت قرار داشته، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد چرا که رسانه‌ها عملاً یا تریبون‌هایشان را بنا به همان خاستگاه ثروت و قدرت در اختیار بی‌صدایان قرار نمی‌دادند یا برای مصونیت از برخوردهای حاکمیتی، این صداها را سانسور می‌کردند. در چنین شرایطی بود که شبکه‌های اجتماعی مجازی امکان‌های نوظهوری را فراهم آورد تا همه آن‌هایی که تا دیروز فقط شنونده صاحبان قدرت و ثروت بودند امروز خودشان هم تریبونی برای اظهارنظر پیدا کنند. این مسئله حالا در اینستاگرام و تلگرام بیشتر از دیگر امکان‌های مجازی، گسترش پیدا کرده است که اولین دلیل آن، مقاومت دولت یازدهم در برابر فیلتر شدن آن‌ها و دومی، دسترسی و کاربری آسان آن‌ها از طریق گوشی تلفن هوشمند است. بدین ترتیب شاهد تولید محتواهای شخصی زیادی در این فضاها از سوی مردم هستیم. اگر چه بخش قابل تأملی از محتوا و عکس‌های منتشر شده در این فضاها، به موضوعاتی غیرسیاسی اختصاص دارد اما بخشی از تأملات سیاسی و اجتماعیِ «مردمِ بدون تریبون» هم حالا مجال بروز پیدا کرده است که این مسئله می‌تواند امکان‌های مناسبی را برای پژوهش‌های اجتماعی در مورد تغییرات و تحولات احتمالی آینده در اختیار پژوهشگران قرار دهد تا با مطالعه آن‌ها، روندهای پیشِ ‌رو و تغییرات پنهانِ زیرپوست جامعه را حالا در تریبون‌های شخصی، کوچک و البته قابل تأمل، مورد ارزیابی قرار دهند.
اما فارغ از مردم و کسانی که هیچ‌گاه تریبونی در اختیار نداشتند، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعیِ این فضا، امکان‌هایی در اختیار محذوفان گفتمان رسمی هم قرار داده است تا در روزگار انحصار و کنترل حاکمیتی بر تریبون‌های رسمی، بتوانند صدای خود را به جامعه برسانند. مصداق چنین وضعیتی را برای مثال می‌توان در ممنوع‌التصویری سید محمد خاتمی دنبال کرد که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فضای مجازی، صحبت‌ها و پیام‌های نوشتاری و تصویری خود را به جامعه ارسال می‌کند؛ ویدئوهای دعوت او به انتخابات سال ۹۴ و آنچه تحت عنوان «تکرار می‌کنم» در جامعه بر سر زبان‌ها افتاد ناشی از ظرفیت‌های همین تریبون‌های مجازی بود که در پاره‌ای از موارد بیش از تریبون‌های رسمی اثرگذاری دارند.
در این میان حتی تریبون‌داران بزرگ سابق نظیر محمود احمدی‌نژاد هم –که حالا به دلایل مختلف چندان مورد وثوق گفتمان حاکم نیست- سراغ تریبون‌های مجازی رفته‌اند؛ انتشار ویدئوها و پیام‌های تصویری او، از رهگذر همین تریبون‌های مجازی، راهی است برای به چالش کشیدن تریبون‌های رسمی که امروز سعی می‌کنند با اعلام برائت از او، بار خسارات واردشده ناشی از مدیریت احمدی‌نژاد را از شانه خود برداشته باشند.
از سوی دیگر جذابیت و فراگیری و اثرگذاری تریبون‌های مجازی تا حدی است که صاحبان تریبون‌های رسمی هم نمی‌توانند از آن چشم‌پوشی کنند؛ امروز اکثر مسئولان رده بالای حاکمیتی نیز، در شبکه‌های اجتماعی مجازی، صفحات شخصی دارند تا مواضع و اظهارنظرهای خود را آنجا نیز به نمایش بگذارند. حضور صاحبان قدرت در فضاهای مجازی حتی به حوزه‌هایی کشیده شده که از نظر خودشان فضای ممنوعه و غیرمجاز است؛ کافی است بدانیم با وجود فیلتر بودن (به معنای غیرمجاز بودن) فیس‌بوک و توییتر در ایران، اما تقریباً اکثر مسئولان و مقامات رده بالای کشور، در این شبکه‌های اجتماعی، صفحه شخصی دارند. اینستاگرام و تلگرام هم فعلاً به دلیل مصون ماندن از تیغ فیلتر، جولان‌گاه دیگری برای حضور این چهره‌ها و استفاده از امکانات آن است. جالب آن‌جاست کسانی که تا دیروز چنین فضاهایی را اتوبان‌های صهیونیسم می‌دانستند خودشان نمی‌توانند از ظرفیت این تریبون بگذرند و جای پای خود را در آن محکم می‌کنند. کافی است صحبت‌های ابراهیم رئیسی تولیت فعلی آستان قدس و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را درباره شبکه‌های اجتماعی مجازی مرور کنیم و بعد برای مثال سری به صفحه شخصی او در اینستاگرام بزنیم تا این تناقض را بیشتر درک کنیم.
آنچه در حال حاضر می‌تواند قابل تأمل باشد، تسخیر دوباره تریبون‌ها (این بار تریبون‌های مجازی) توسط صاحبان قدرت و ثروت است و این هم در حالی اتفاق می‌افتد که تمام تریبون‌های رسمی در اختیار آن‌ها قرار دارد و ورود آن‌ها به عرصه‌ای که مردم نیز در آنجا صاحب تریبون‌های کوچکی شده بودند نشان از نگرشی دارد که در پس آن، به حاشیه راندن صدای مردم در دستور کار قرار می‌گیرد تا دوباره فقط صاحبان قدرت و ثروت صداهای بلندی باشند که باید آن‌ها را شنید.
 

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)