روایت سرگشتگی یک انسان

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
نگاهی به رمان «نفس کشی در هوای پس» به قلم محمد امینی
راوی این کتاب با ترکیب زبانی عمیق و بسیار دل‌نشین با حرکت‌های فرمی دقیق و هوشمندانه، روایتی جذاب و خواندنی را فراهم آورده است که به سادگی قابلیت بارها خواندن و واکاوی و کشف را دارد. روایتی که در عین تلخی، گاه فرازهای طنزآلود قابل توجهی نیز دارد.

مینا پورشکرانی: «نفس کشی در هوای پس»، نام رمانی است از محمد امینی. رمانی که تنها در صد و دو صفحه، لذت و زجری توامان را به مخاطبش می‌چشاند. لذت غوطه‌وری در زبان و روایتی سیال که سرشار از تصویرها و توصیفات متفاوت و شاعرانه است و زجر رویارویی با درونیات تکان‌دهنده یک انسان که ما را به سادگی به یاد خودمان نیز می‌اندازد؛ انسان سرگشته‌ای که محکوم به تحمل زیستن است. راوی این کتاب با ترکیب زبانی عمیق و بسیار دل‌نشین با حرکت‌های فرمی دقیق و هوشمندانه، روایتی جذاب و خواندنی را فراهم آورده است که به سادگی قابلیت بارها خواندن و واکاوی و کشف را دارد. روایتی که در عین تلخی، گاه فرازهای طنزآلود قابل توجهی نیز دارد. من این متن شتاب‌زده را بعد از اولین مطالعه این کتاب نوشته‌ام و احتمالاً باز هم خواهم خواند و در یادداشتی مفصل‌تر و البته نقادانه‌تر به آن خواهم پرداخت. کتابی که علیرغم جسورانه بودن و نیز عدول گاه‌به‌گاه از بعضی خط قرمزها، مجوز گرفته است و احتمالاً باید چاپ چنین کتاب‌هایی از این دست را به فال نیک گرفت.
«نفس کشی در هوای پس» نشر داستان

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (15)