شجریان یا سعید طوسی؛ مسئله این است

۱۹ خرداد ۱۳۹۶
در روزهایی که فرمان آتش‌ها صادر می‌شود؛ شاید صحبت از «ربنا» موضوعیتی نداشته باشد چرا که «ربنا»ی شجریان دیگر جایگاه خودش را به دست آورده است؛ اما این سؤال دوباره مطرح می‌شود که سعید طوسی یا شجریان؟‌ مسئله این است. در چنین زمانه‌ای، موضوعِ «انتخاب» از میان این دو، اهمیت دارد، نه به واسطهٔ نام‌ها، بلکه به دلیل آنکه بدانیم کدام سمت ایستاده‌ایم. دست‌کم ما می‌دانیم سمتی ایستاده‌ایم که هنرمند محبوبش، در میانه خون‌های سال ۸۸، از عمق جانش این آوا را فریاد زد: «تفنگت را زمین بگذار». حالا در روزهایی که خیلی‌‌ها دوباره تفنگ‌هایشان را پر کرده‌اند انتخاب میان آن دو گانه اهمیت دارد.

کاوه میرکاویانی: ماه رمضان امسال هم به نیمه راه رسید و دیگر کسی انتظار شنیده شدن «ربنا»ی شجریان را، از صدا و سیما نخواهد داشت؛ امسال هم کنار سفره‌های افطار ایرانیان، جای خالی‌اش در رسانه‌ای خالی است که نام «ملی» را یدک می‌کشد اما به خواست‌های ملی توجهی ندارد. بی‌جهت هم نیست که گاه و بیگاه از زبان چهره‌های مختلف، لقب «رسانه میلی»‌ به آن داده می‌شود چرا که تنها به میل افراد و جریان خاصی عمل می‌کند؛ هر چند بودجه‌اش از جیب تمام ملت برداشته می‌شود.
اما ملت خودشان چیزهای دیگری می‌خواهند که نهادهای به ظاهر ملی، وقعی به آن نمی‌نهند و هر روز بیش از گذشته، مشروعیت خود را از دست می‌دهند. ماجرای «ربنا» هم اگر چه سال‌هاست با بخش مهمی از فرهنگ دینی مردم این سرزمین پیونده خورده است اما، مشکلش از آنجایی شروع می‌شود که یک‌بار دیگر دست بزرگ سیاست، نمی‌تواند ردای مهندسی فرهنگی‌اش را پنهان کند. همه چیز درباره آن، به رخدادی باز می‌گردد که همچنان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حل‌نشدهٔ عرصهٔ سیاست ایران به شمار می‌رود: انتخابات سال ۸۸.
محمدرضا شجریان، خواننده سرشناس موسیقی سنتی که «خسرو آواز» ایران لقب گرفته است؛ در آن سال طرفی ایستاد که به مذاق همان جریان خاص خوش نیامد: او طرف مردم ایستاد. هر چند این نکته نیز قابل تأمل است که حالا دیگر نمی‌توان از مردمی یکدست صحبت کرد؛ شاید در بازه‌هایی از بزنگاه‌های سیاسی این خط‌کشی‌ها پررنگ‌تر باشد و آنجا «مردمِ ما» و «مردمِ آن‌ها» دوگانه‌سازی شود اما آنچه در اینجا مدنظر است، مردمی خواهد بود که مقابل خواست قدرت ایستاده‌اند؛ شجریان در چنین سمتی ایستاد و «ربنا»ی او از تلویزیون و به طور کل صدا و سیما حذف شد. تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در حالی چنین تصمیمی گرفت که خبر نداشت، خودش از خانه‌های بسیاری از مردم ایران حذف شده است. رسانه به ظاهر ملی، دیگر مشروعیتی میان بخش مهمی از مردم نداشت و شبکه‌های اجتماعی مجازی و رسانه‌های نوین و ابزارهای ارتباطی جدید، خیلی زود جای آن را گرفتند. نه تنها «ربنا»ی شجریان از طریق موبایل‌ها و کانال‌های تلگرامی دوباره پای سفره افطار مردم بازگشت بلکه صدا و سیما، دیگر عرصه‌ها را هم به رسانه‌های جدید واگذار کرد. این رسانه با آن هزینه‌های گزاف و امکانات گسترده، فارغ از جهت‌گیری‌های خاص به نفع یک جریان خاص سیاسی، در انجام رسالت اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی‌های مورد نظر خودش هم، میدان را شبکه‌های نوین ارتباطی و اطلاع‌رسانی واگذار کرده است. در چنین اوضاعی معاون سیما، برای پخش ربنای شجریان شرط می‌گذارد تا بیش از پیش حقارت خود را یادآور شود چرا که اساساً کسی –حتی نگارنده این سطور- نام آن معاون را به خاطر نمی‌آورد اما نام شجریان در ذهن تمام ایرانیان نقش بسته است.
البته اوضاع، فکاهی‌تر از آن چیزی است که بتوان تصور کرد آن هم زمانی که دوباره به یادآوریم امسال هم بعد از کشمکش‌ها و درخواست‌های متعدد برای پخش ربنای شجریان، یک عضو شورای نظارت بر صداوسیما در پاسخ به نامه وزیر فرهنگ، می‌گوید «ربنا»ی شجریان غیر شرعی است. این عضو شورای نظارت بر صدا و سیما کسی نیست جز محمدجواد لاریجانی که چند سال قبل پرونده اتهامات او در مورد زمین‌خواری، در دستگاه قضاییه به ریاست برادرش، مورد بررسی قرار گرفت.
در هر صورت شجریان به اندازه کافی بزرگ، سرشناس و پرطرفدار بود که شاید می‌توانست مانند برخی از هنرمندان، دستان خود را به سیاست آلوده نکرده باشد تا از منابع متعددی تغذیه شود؛ یا حتی می‌توانست مانند برخی از هنرمندان نانش را به نرخ روز بخورد و در سمتی بایستد که ثروت و قدرت انباشته شده است همان‌طور که عده‌ای این کار را کردند؛ اما او طرف مردم ایستاد.
«طرفِ مردم ایستادن» موجب شد که از صدا و سیما و دستگاه تبلیغاتی حکومت حذف شود، موجب شد که نوای او غیرشرعی خوانده شود آن هم در شرایطی که امثال سعید طوسی‌ها با آن همه رسوایی، همچنان قاری محبوب به شمار می‌روند و احتمالاً به زعم آقایان، صدای آن‌ها شرعی است.
در روزهایی که دست‌های تجاوز به مردم این سرزمین، گستاخ‌تر از قبل شده است، در روزهایی که عده‌ای با تفنگ به جان مردم بی‌گناه افتاده‌اند و دست به ترور می‌زنند؛ در روزهایی که سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را گشوده‌اند؛ در روزهایی که فرمان آتش‌ها صادر می‌شود؛ در زمانهٔ پرخون خاورمیانه که حالا به می‌توان نام آن را به «خونمیانه» تغییر داد، شاید صحبت از «ربنا» موضوعیتی نداشته باشد چرا که «ربنا»ی شجریان دیگر جایگاه خودش را به دست آورده است؛ اما این سؤال دوباره مطرح می‌شود که سعید طوسی یا شجریان؟‌ مسئله این است. در چنین زمانه‌ای، موضوعِ «انتخاب» از میان این دو، اهمیت دارد، نه به واسطهٔ نام‌ها، بلکه به دلیل آنکه بدانیم کدام سمت ایستاده‌ایم. دست‌کم ما می‌دانیم سمتی ایستاده‌ایم که هنرمند محبوبش، در میانه خون‌های سال ۸۸، از عمق جانش این آوا را فریاد زد: «تفنگت را زمین بگذار». حالا در روزهایی که خیلی‌‌ها دوباره تفنگ‌هایشان را پر کرده‌اند انتخاب میان آن دو گانه اهمیت دارد.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)