رستگاری در خیابان

۱۰ مرداد ۱۳۹۶
بازنگری در طغیان علیه وضع موجود
انباشتگی مطالبات بسیار؛ و فقدان آن همه چهره در دو سو که سخن و خواست شان قلمرو داشت . جایگزینی خواست قدرت به جای خواست های آرمان گرایانه . به محاصره افتادن شهرهای بزرگ ، به ویژه تهران ، در حاشیه نشینی هایی که ممکن است با سستی قدرت در مرکز ، همچون بمب های ساعتی منفجر شوند . نه برای چیزی از سنخ انقلاب که همه زخم خورده ی آن هستند . برای هرج و مرج و غارت . و به جای آن همه که در مقطع انقلاب داشتیم و مهیای اعتماد ورزیدن به آن ها بودیم ، حاشیه نشین های سیاسی بسیاری هستند که در چنین هرج و مرج احتمالی ، مترصد ربودن سهم شان از قدرت خواهند شد .

علی سروش

چندی پیش در فضای مجازی، گفتگوی میان دو نفر در مورد  مطالبات قومی، ذهنم را بیش از پیش درگیر مسئله ای کرد که طی چهار دهه ی گذشته ، مداوما بر آن درنگ داشته ام  . گفتگویی که امروز راه به تفاهم نبرد ، فردا چه راهی پیش روی مان خواهد گشود؟
 با محمد رجبی ، در تشییع جنازه ی نجات الهی بودم . در خلال صحبت هایی که پیرامون فردای انقلاب و مشکلاتی که خواهیم داشت ، به احتمال بسیار برای نخستین بار  چیزی به اسم مشکل کردستان با گوش ام آشنا شد .  او که تازه از زندان آمده بود ، لابد در مباحث زندان با آن آشنا شده بود . و چه بسا دید گاه های ساواک که از پی آن چه تقی شهرام در سازمان مجاهدین به انجام رساند و از جمله تبعات اش امکان رخنه دادن به ساواک در معادلات بین مذهبی ها و کمونیست ها بود ، در هشدار دادن پاره ای مشکلات دخیل بود . بالطبع ، نخستین سفرم در ابتدای پیروزی انقلاب ، به کردستان بود . از مهاباد که به دیدار و گفتگو با اعضا و هواداران فداییان و دموکرات و مذهبی ها و چهره هایی همچون شیخ عزالدین گذشت ، تا سنندج که با بسیاری کسان و گروه ها ، از جمله احمد مفتی زاده و جمعیت دفاع از آزادی . و نیز تا مریوان که هم با قیاده ی موقت آشنا شدم هم با هواداران فواد مصطفی سلطانی. 
آن هنگام ، در دو سوی ی جبهه  – مدافعین رهبری انقلاب و منتقدین و مخالفین – که نیروها مشغول آرایش سیاسی و نظامی خود بودند ، هنوز بسیاری از افراد مجرب و پر سابقه که سخن و خواست شان در میان مردم نفوذ داشت و وجه غالب جامعه هم دور از منافع فردی می اندیشید ، فضا چنان پر سر و صدا و تیره شد که همان قدر که همه می گفتند ، هیچ گوشی صدای دیگری را نمی شنید . کردها خلع سلاح پادگان ها را از مهاباد تا سنندج در دستور و عمل داشتند . به مثابه ی ضمانت شدن تحقق و دوام خودمختاری . خودمختاری برای کسانی مانند دکتر شاکری ، الگوی تعمیم پذیری تلقی می شد در سراسر ایران و تمهیدی برای به زیر کشیدن قدرت نوپای مستقر در مرکز . از طرفی دامن زدن به جنگ مسلحانه در مناطقی مانند کردستان و خوزستان و گنبد و… در محاسبات چپ ایدئولوژیک ، تمهیدی دیده می شد برای ربودن قدرت در پایتخت . مجاهدین نیز ، خود را وارث اصلح برای زعامت بر خلق می دیدند و درگیر برآوردن ملیشیای خود برای روز موعود بودند . بگذریم از مواردی مثل حزب خلق مسلمان که معادل منطقه ای ، اما بزرگ حزب جمهوری اسلامی بود که سراسری می خواست باشد . و وقوع جنگ که به همه این ها گره می خورد و در دو سو ، رخدادی بود که می توانست بستر ساز تعیین تکلیف شود .

 حال از پی نزدیک به چهار دهه در چه وضعی هستیم؟
 انباشتگی مطالبات بسیار؛ و فقدان آن همه چهره در دو سو که سخن و خواست شان قلمرو داشت . جایگزینی خواست قدرت به جای خواست های آرمان گرایانه . به محاصره افتادن شهرهای بزرگ ، به ویژه تهران ، در حاشیه نشینی هایی که ممکن است با سستی قدرت در مرکز ، همچون بمب های ساعتی منفجر شوند .  نه برای چیزی از سنخ انقلاب که همه زخم خورده ی آن هستند . برای هرج و مرج و غارت . و به جای آن همه که در مقطع انقلاب داشتیم و مهیای اعتماد ورزیدن به آن ها بودیم ، حاشیه نشین های سیاسی بسیاری هستند که در چنین هرج و مرج احتمالی ، مترصد ربودن سهم شان از قدرت خواهند شد .

و همه از صدر تا ذیل فهمیده اند با حمایت شیوخ منطقه ، دول اروپایی و در راس همه ، آمریکا  به هنگامه ی آشوب ، چگونه بار خود را ببندند . از بردن یخچالی از مغازه ای یا خانه ای ، تا شعبه ای از قدرت و ثروت از خرده ریگ به جای مانده . 
اکنون می بینیم که آن درخشش تحسین برانگیز کوبانی، چگونه سر ریز کرد در اهداف منطقه ای آمریکا. 
اگر تصور می شود نسل دهه ی پنجاه تنها به سرنگونی فکر می کرد و نه جایگزینی، که این تصور قابل نقد است ، بسیاری از مخالفین کنونی ولی  راه حل را فقط در نفی مطلق و اعمال خشونت و لزوم دخالت خارجی ، و در به هم خوردن جمع می بینند و تصور می کنند ، هر چیزی که جای وضع کنونی را بگیرد ، لزوما بهتر است.

این سطور در دفاع از وضع موجود نیست . در رد راهبر های کور و فرو بسته است.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)