جای خالیِ زنانِ در حصر

۱۸ مهر ۱۳۹۶
نگاهی به نمایش «دولت ضعیفه»‌ به کارگردانی اصغر خلیلی
کافی است نگاهی دوباره به تاریخ داشته باشیم تا امثال طاهره قره‌العین را ببینیم که دست بر قضا در همان عهد ناصری از چهره‌های سرشناس اجتماعی به شمار می‌رفت که سه سال را در تهران در حصر خانگی به سر برد و در نهایت هم کشته شد.

کاوه میرکاویانی: نمایش «دولت ضعیفه»‌ در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفته است؛ نمایشی که به نظر می‌رسد در ادامه کار قبلی کارگردانش (راپورت‌های شبانه دکتر مصدق) قرار است اثری سیاسی باشد. اساسا اصغر خلیلی کارگردان این اثر، خودش هم تمایل دارد بگوید که به طور ویژه‌ای به تئاتر سیاسی علاقه‌مند است.

خلیلی حالا نمایش «دولت ضعیفه» را به روی صحنه برده است؛ به گفته خودش چند روزی هم اجرای آن با مشکل اخذ مجوز به تاخیر افتاد تا همه چیز حاکی از آن باشد که او یک اثر سیاسی و انتقادی را کارگردانی کرده و حالا حساسیت‌هایی را از سوی نهادهای حکومتی به دنبال داشته است.

«دولت ضعیفه» روایتی از دوره قاجار و عهد ناصری را به روی صحنه می‌برد که بنا بر خوانش تاریخی کارگردان، پادشاهی بی‌کفایت و بی‌خبر از امورات سیاسی و کشوری و لشکری، عنان کار حکومت‌داری‌اش در دست حرمسرای هزارتوی قاجار است و او بی‌هیچ اراده‌ای، ملعبه‌ی دست زنانی است که برای ممالک محروسه ایران تصمیم می‌گیرند.

اما همه چیز به اینجا ختم نمی‌شود؛ گره اصلی کار آنجاست که کارگردان این اثر اعتقاد دارد نمایش «دولت ضعیفه» درباره جایگاه زنان در سیاست است. بدنه اصلی روایت این نمایش هم از چنین خطی تبعیت می‌کند و محوریت تصمیم‌گیری‌ها را بر زنان دربار به نمایش می‌گذارد. عنوان این نمایش هم بار معنایی خاصی را انتقال می‌دهد: «دولت ضعیفه». به این معنا که حکومت ناکارآمد با صفت «ضعیف»، آن هم با نوشتار دستوری مونث‌ساز عربی (ضعیفه) که دست برقضا در ادبیات مردسالار ایران، برای نشان دادن موقعیت فرادستی مردان، نسبت به زنان به کار می‌رفت؛ نشان از آن دارد که با کنایه‌ای کلیشه‌ای، نقش و جایگاه زنان در سیاست با همان روایت غالب تاریخی همخوان است. روایتی که یا زنان در آن حضور ندارند؛‌ یا اگر حضور دارند، تاثیر شوم دسیسه‌های پشت پرده‌ی آن‌ها، چیزی جز خسران و تباهی برای این سرزمین و سیاست‌ورزی‌اش بر جای نگذاشته است.

در واقع در این یادداشت کوتاه قصد آن را ندارم که از سویه‌های هنری و بازی‌های نه‌چندان قوی و میزانسن ضعیف «دولت ضعیفه» صحبت کنم بلکه نقطه توجه بر همان روایتی است که کارگردان می‌خواهد آن را دنبال کند تا با اجرای این نمایش، اثری سیاسی را با تاثیری بر جامعه و القای نگاهی به زعم خود انتقادی، به روی صحنه ببرد.

روایت مربوط به عهد ناصری و دوره صدارت میرزا حسین‌خان سپهسالار است. آن هم زمانی که ناصرالدین شاه به سفارش صدراعظم خود راهی فرنگ می‌شود تا با مظاهر تمدن و پیشرفت غربی آشنا شود. بخش اعظم نمایش به سیاست‌ورزی در حرمسرا اختصاص دارد که زنان دربار چگونه در غیاب شاه و در پشت پرده‌ی سلطنت، دسیسه‌های خویش را پیش می‌برند تا کشتی ایران در باتلاق ناکارآمدی به گل نشیند.

ناصرالدین شاه در این نمایش، مردی خوشگذران، بی‌خبر از دنیا و سیاست و حکمرانی،‌ سرگرم عیش و نوش، و پادشاهی ناکارآمد به تصویر کشیده می‌شود که زنان دربار آنچه را اداره واقعی امور خوانده می‌شود بر عهده دارند؛ البته زنان دربار و در رأس آن زن صیغه‌ای ناصرالدین‌شاه (انیس)، نه در مقام سیاست‌ورزان کارآمد و موثر در رشد و ترقی کشور، بلکه سنگ‌اندازانی بر مسیر اصلاحات و تجدد نشان داده می‌شوند که میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم از دست آن‌ها خون‌ جگر می‌خورد، دست آخر هم با دسیسه همان زنان درباری و حرمسرای ناصری از صدارت به زیر کشیده می‌شود.

بماند که همان روایت قهرمان‌ساز از صدراعظم و سپهسالار هم روایتی جانبدارانه و همراه با سوگیری‌های خاص به نظر می‌رسد؛ در واقع تردیدی نیست که میرزا حسین خان سپهسالار مردی مدبر و کارآمد و تحول‌خواه بود که گام‌های مهمی در مسیر تداوم اصلاحات امیرکبیر برداشت و از جمله هموارکنندگان جاده‌ای به شمار می‌رود که سرانجام به مشروطیت رسید؛ اما نمی‌توان منکر شد که در امتیازنامه رویتر -که دست بر قضا در نمایش «دولت ضعیفه» بی‌آنکه نام آن برده شود، در روایت قرار دارد- برخی مستندات تاریخی از دریافت رشوه توسط سپهسالار حکایت می‌کند. در واقع اگر میرزا حسین‌خان سپهسالار خدمات بزرگی در مسیر اصلاحات عهد ناصری انجام داده است، نقش او در امتیازنامه رویتر به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.

با این حال بازگردیم به موضوع اصلی این نمایش که قرار است جایگاه زنان در سیاست کشور را با تکیه بر روایت عهد ناصری به تصویر بکشد تا نشان دهد که زنان آنگونه که به نظر می‌رسد منفعل نبوده‌اند و تاثیرات زیادی در تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران داشته‌اند؛ اما ایراد کار در همین روایت‌گریِ یک‌سویه‌ی نمایش به نفع بازتولید کلیشه‌های جنسیتی و تفکر قالبی در مورد نقش زنان است؛ نه تنها نام این نمایش -همانطور که اشاره شد- بلکه سراسر خط روایت آن در خدمت همین فرایند تثبیت انگار‌ه‌های مردسالار در مورد دسیسه‌های زنان در نظام سیاسی کشور است.

اگر اصغر خلیلی به زعم خودش می‌خواهد نقش زنان را در سیاست‌ورزی و کنشگری تحولات اجتماعی ایران به تصویر بکشد، بر فرض آنکه تمام روایتش از زنان درباری و انفعال ناصرالدین‌شاه در برابر دسیسه‌های آن‌ها‌ درست باشد –که به اعتقاد نگارنده اینگونه نیست- اما چگونه است که هیچ روایتی از زنان تاثیرگذار دیگری در عرصه سیاست کشور دیده نمی‌شود؛ کافی است نگاهی دوباره به تاریخ داشته باشیم تا امثال طاهره قره‌العین را ببینیم که دست بر قضا در همان عهد ناصری از چهره‌های سرشناس اجتماعی به شمار می‌رفت که سه سال را هم در تهران در حصر خانگی به سر برد و در نهایت هم کشته شد. می‌توان از زینب پاشا یاد کرد که در همان دوره نقش مهمی در اعتراضات تبریز داشت. 

در واقع اگر انیس‌الدوله از جمله چهره‌های تاثیرگذار در دربار قاجار بود، اما نمی‌توان کنشگری زنان در عرصه سیاست را تنها به او خلاصه کرد تا از دل آن مدعی شد که یک نمایش می‌خواهد جایگاه زنان در سیاست کشور را نشان دهد. نمایش «دولت ضعیفه»‌ با چنین نگاهی، نمایشی با روایت مغشوش تاریخی و اجرایی نه چندان قوی به شمار می‌رود که می‌توان بی‌هیچ ملاحظه‌ای گفت «دولت ضعیفه» تئاتری ضعیف بود.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)