سانچى، تراژدى آب و آتش

۲۴ دی ۱۳۹۶
یادداشتهای یک روزنامه نگار

سانچى، تراژدى آب و آتش

یادداشتهای یک روزنامه نگار

براى قامت استوارى که میان آب و آتش گم شد
براى کودکی که لابلاى صداى امواج دریا، منتظر شنیدن صداى بابا ست
براى زنى که سایه آرامشش در عمق دریا رها شد
براى مادرى که پشت پنجره، قدمهاى عابران را شماره مى کند
براى پدرى که در آستانه در، انتهاى کوچه را رصد مى کند
براى خواهر و برادرى که آمدن برادر را میان آب و آتش انتظار مى کشند 
براى رفیقى که خاطراتش را با اشک فریاد مى زند
براى مردم این سرزمین که غمشان کم نیست و کم نمى شود
سوگوارم، اندوهگینم، غمگینم…

پ ن١: سانچى به عمق دریا فرو رفت
افسوس که روزگار نامراد سرنوشت تلخى را براى دریانوردان رقم زد و از آنها جز نام و یادشان، هیچ به یادگار نگذاشت. 
تسلیت به همه خانواده هاى دریانوردان نفتکش سانچى و آرزوى صبر براى آنها که از این پس مرد خانه شان، فرزندشان یا پدرشان را تنها در قابى روى طاقچه یا دیوار رنگ و رو رفته روزگارشان مى بینند. 

پ ن٢: دلم می سوزد و کاری زدستم برنمی آید
شبان آهسته می گریم
که شاید کم شود دردم
تحمل می رود اما شب غم 
سر نمی آید
نمی آید، نمی آید

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (7)