بایگانی: برگ سبز

سانچى، تراژدى آب و آتش

یادداشتهای یک روزنامه نگار
سانچى، تراژدى آب و آتش یادداشتهای یک روزنامه نگار براى قامت استوارى که میان آب و آتش گم شد براى کودکی که لابلاى صداى امواج دریا، منتظر شنیدن صداى بابا ست براى زنى که سایه آرامشش در عمق دریا رها شد براى مادرى که پشت پنجره، قدمهاى عابران را شماره مى کند براى پدرى که […]

دلهره‌های پشت خط نبرد

لیلا سمیعی
از اون صبح نحس، از اون حادثه مجلس، کهن ساختمان بی زمونه حال، از اون پرپر شدن قناری های معدن، از اون دورتر، دورتر، از اون خونین شهر- از اون صداهای پر هراس، از اون آوار ترس، از اون جنگ، از اون بامب! خدایا. باز داره آوار میشه غم روی شانه هایمان! روزگارش سیاه- سیاه […]

پرنده‌هایی که پرپر شدند

به یاد معدن‌چیان جان‌باخته در فاجعه معدن یورت آزادشهر
لیلا سمیعی
گلستان ما حتی قناری هم نداشت. من همیشه با خودم حرف می‌زنم! همیشه وقتی با همه تنها هستم. هر شب تا صبح آفتاب را معنا می‌کنم و صبح خسته به شب می‌رسم.  آه باز هم تمام پریشانی‌ها و سردرگمی‌هایم سلام. یک‌بار هم مرا عاقل نبینید! من برای همیشه پر از شعرم و عشق. خیال من […]

یادبود برگ‌های سبز زمستانی

سفر به سیاهکل و گذر از پاسگاهی که در تاریخ ثبت شد
روح‌الله سپندارند:‌ بعضی درها یادگار تاریخ‌اند؛ تاریخی که حالا انکار می‌شود چرا که نوشتنش به هزاردستان واگذار شده است تا بخشی از تاریخ این سرزمین در تیرهای اعدام‌های پهلوی به جوخه‌ی مرگ بروند و عده‌ای دیگر به خاوران روانه شوند و در نهایت سال‌ها بعد که دیگر جوخه‌های مرگ برچیده شده است؛ قلم‌به‌دستانی با ردای منتقد، […]

عقیق بوسه

متن یک گفت و گوی تلگرامی
میراصغر موسوی: عقیق بوسه متن گفت وگوی تلگرامی یک پدر و فرزند است. پدر متولد نیمه دوم دهه سی است و دختر نیمه دوم دهه هفتاد. رویا شرقی بین این دو قرار دارد. او حلقه واسط این دو نسل است. مرا ببوس اما، نه حلقه واسط که میراث مشترک این سه نسل است.  پدر بر […]
صفحه 1 از 812345...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)