بایگانی: برگ سبز

قضاوت حداکثری، با اطلاعات حداقلی، بدون جست‌وجوگری

هدی صابر
درنگ| این مطلب را شهید هدی صابر در سال ۱۳۸۶ در واکنش به مطالبی از محمد قوچانی با عنوان «انحراف چهل‌ساله» و «نسل سوخته» (درباره بانیان سازمان مجاهدین) نوشت؛ این مطلب از هدی صابر پیش از این در نشریه چشم‌انداز ایران – شماره ۴۴ تیر و مردادماه ۱۳۸۶ منتشر شده بود. قضاوت حداکثری، با اطلاعات حداقلی، بدون جست‌وجوگری […]

«… و عشق که خواهر مرگ است»

قسمت نوزدهم از کتاب «من و یگانه و دیوار» نوشته پرویز خرسند
یگانه جان! وقتی که هستی چنان سرشار از «تو»ام که خرده جایی نیز برای «دیگر» و «دیگری» نمی‌ماند و «دوزخ وجود دیگران»[1] مثل کوه آتشی که بر «سیاوش» و «ابراهیم» سرد و گلستان شد. برای من نیز خاموش می‌شود. و ظلمت و ظلماتی که به کامم کشیده بود و هر لحظه بیشتر فرو می‌برد، در […]

قبله هر سو که خواهی باش

قسمت هفدهم از کتاب «من و یگانه و دیوار» نوشته پرویز خرسند
یگانه جان! استاد دارد از سبک فلان کتاب می‌گوید – مثل اینکه کلیله و دمنه – و از شکل جمله‌ها و چگونگی عطف جمله‌ها و تکرار کلمات مترادف و از این نوع، که من مثل همیشه حوصله‌اش را ندارم و می‌خواهم که به جای شنیدن این تقریرات عالمانه! به گل‌ها فکر کنم و به درخت‌ها […]

باروت چشم‌ها

قسمت شانزدهم از کتاب «من و یگانه و دیوار» نوشته پرویز خرسند
یگانه جان! دیروز از پس هفته‌ای خیابان را دیدم. قبلاً فکر می‌کردم اگر به خیابان راه پیدا کنم و جریان زندگی را در رود آزاد خیابان ببینم، چه حالی پیدا می‌کنم. و می‌اندیشیدم که نکند دلم بگیرد. و از اینکه خیابان آزاد از من نیست ناراحت و غمگین برگردم. از تنها چیزی که در اینجا […]

مجالی برای میزبانی اندوه

قسمت پانزدهم از کتاب «من و یگانه و دیوار» نوشته پرویز خرسند
یگانه جان! … … : نمی‌دانم آسمان شسته‌ی امروز صبح را دیدی یا نه. مدت ها بود که آسمان را این همه زیبا و عظیم و غم پوشیده، ندیده بودم به آن صاحب «آنِ» حافظ و «پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دستش» تمام شب را به «ترنم» باران گوش داده بودم و نگاهم […]
صفحه 3 از 812345...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (5)