بایگانی: طنز

سیفون‌های آبدار

معترض‌الدوله
آن سال شهر، شرایط بحرانی داشت. چهار سال خشکسالی و بی‌آبی دمار از روزگار مردم در آورده بود. روز موعود فرا رسید. سیفون‌ها را در سطح شهر برقرار کردند و گفتند هر کس به اندازه یک لیوان، آب در سیفون‌ها بریزد. قرار بر آن بود هر آنکه توان بیشتری در جلب آب برای سیفون‌ها داشته […]

آزادی‌های یواشکی سازمان هواشناسی

فروغ صراف‌زاده
شاید باورتون نشه اما روز قبل از طوفان، سازمان هواشناسی، هوای تهران رو نیمه‌آفتابی پیش‌بینی کرده بود .البته  ما لال شیم اگه بخوایم از عملکردش ایراد بگیریم؛ خب به هر حال هر چند وقت  یه بار سازمان آتش‌نشانی و امداد و نجات و اورژانس و هلال‌احمر هم باید یه تنوعی داشته باشن و اینقدر از […]

سیفون‌ها را باز کنید

معترض‌الدوله
روزی بر بامی در شهری شلوغ، عده‌ای پای کوفتند و جسارت کردند و فعل خوشحالی را به صرف رساندند: خوشحالم، خوشحالی، خوشحال است، خوشحالیم، خوشحالید، خوشحالند. اما صیغه سوم شخص، از در گلایه در آمد که ما خوشحال نیستیم، بی‌خود صفت خوشحالی را بر ما ناخوشحالان نسبت ندهید که این تهمت، بس ما را گران […]

اما نه حالا حالا‌ها…

فروغ صراف‌زاده
ایران حالا حالا‌ها جا داره تا عین هند پر از نسل جوان و برنا بشه. خیلی وقته رو تولید مثل تمرکز نداشتیم جمعیت خرفتی شدیم و خطر خرفت‌زدگی داره کشورمون رو تهدید می‌کنه. دِ هی! طلاق نگیرید هی. بچه‌دار شید خب. انقدر خوبه… بچه هم مثل پوئه؛ فرق زیادی نداره. بهش غذا می‌دی. می‌شوریش. باهاش […]

بوی شگفت‌انگیز

فروغ صراف‌زاده
دوستی تعریف می‌کرد سال پیش، با یک شام خوشمزه از همسرش پذیرایی کرده است؛ روی میز شام دونفری را با شمع‌های زیبا آراسته بود و پس از چند دقیقه که نفس‌ها در سینه حبس می‌شود کاشف به عمل آمد که آقای محترم در باغ حضور ندارند و پس از زهر چشمی که از خانم دریافت […]
صفحه 4 از 7« بعدی...23456...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (5)