بایگانی: یادداشت سردبیر

در سوگ روسفیدان سودازده سرزمین من

یادداشتی به قلم میراصغر موسوی
با یاد مریم میرزاخانی و تقدیم به دو دخترم؛ هانا و مانا
همه را می‌بخشم، همه را. چه آنهایی که به حبس و حصر بردند ما را، و چه آنهایی که کتک زدند و آزار دادند؛ و حتی آن برادر روسیاهِ مسخ شده‌ی نوکر و عمله‌ی قدرتِ فربه شده، که لبه تیز قمه‌اش را گذاشته بود روی گلوی باریک و نازک گردن دو دختر خردسالم، که اگر به […]

دشمن مردم

نگاهی تحلیلی به وقایع تروریستی تهران
میراصغر موسوی: آنچه در تهران اتفاق افتاد، تلخ و دردناک است. اما رونمایی از تروریسم بعد از نهایی شدن نتیجه انتخابات، دور از انتظار نبود. در چند روز اول بعد از اعلام نتایج انتخابات، نویسنده این سطور به تعدادی از دوستان که نقش مؤثر و سازنده و مثبت در مسائل سیاسی و روند تحولات اجتماعی دارند […]

حدیث بی‌قراری جمهور

با یاد میرحسین و یارانش 
بازی کنید
از باختن نهراسید
شکست هرگز حقارت نیست
این کهنه قصه را زنجیرهای پاره به من گفتند
(نصرت رحمانی)
  میراصغر موسوی: سخن بر سر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها نیست، این انتخابات نیز با موفقیت برگزار خواهد شد و چه بسا، بار دیگر مکانیسم حماسه‌سازی فعال شود تا رأی میلیونی شهروندان را مانند مشت بر‌ دهان ما و چون پتک بر سر آمریکا بکوبد. حماسه‌سازان ایرانیِ متخصص در امرِ انتخابات به […]
میرحسین موسوی

از رنجی که می‌برد

از مجموعه‌ی خرده‌خاطرات/ این بخش با یادی از سیروس طاهباز
میراصغر موسوی: در خیابان یکی از دوستان قدیمی را دیدم، او گفت، چند روز قبل دیدار مهندس رفته بودم، سراغ تو را گرفت. حتماً یک سر برو پیشش. بار آخر در سال ۱۳۶۵ در دفتر کار بسیار کوچکش در ساختمان نخست‌وزیری که همه‌جا از جمله روی میز کار کوچکش از کارتابل و پوشه و پرونده […]

کوچه التماسی‌های شهرنو تهران

روایتی از خودفروشی‌های کوچه سیاست
میراصغر موسوی: چند ده متر پایین‌تر از درِ ورودی شهرنو کوچه باریکی وجود داشت، که به «کوچه التماسی‌ها » مشهور بود. در سمت چپ این کوچه که چهل پنجاه قدم طول داشت چند خانه قدیمی و کهنه، و از رونق افتاده وجود داشت و جلوی در هریک از این خرابه‌ها چند زنِ پیر وِلو بودند. […]
صفحه 1 از 812345...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (26)