بایگانی: یادداشت سردبیر

مرگ برما خوش باد!

یادداشت سردبیر/ میراصغرموسوی
از آن همه که گفتم، قصدم بیان این جمله است، دوران ما دوران طاعون نیست، عصر کوری سفید است. دوران مردن زیر دست و پا، و هلاک شدن از گرسنگی و تشنگی، مردن در معادن، سوختن در پلاسکو، له شدن زیرآوار فروریخته از زلزله، حلق آویز شدن در بند قرنطینه، مردن در جوها و یخ زدن و کارتن پیچ شدن از سرما. سوختن در سانچی، سربریده شدن در مرزها. دوران ما دوران مرگ گروهی و جمعی است... در واقع ما خود مرگیم.
مرگ برما خوش باد! از پلاسکو تا دریای چین   رمان " کوری " حکایت نابینایی سفید است. این نابینایی، کوریِ دوران مدرنیزم است. شکل مدرن و دولت مدرن که ادعای دمکراسی دارد و سالی یک بار انتخابات برگزار می کند، پارلمان و شورا دارد، در واقع ولی قدرت متمرکز در انحصار گروه حاکمان است […]

در سوگ روسفیدان سودازده سرزمین من

یادداشتی به قلم میراصغر موسوی
با یاد مریم میرزاخانی و تقدیم به دو دخترم؛ هانا و مانا
همه را می‌بخشم، همه را. چه آنهایی که به حبس و حصر بردند ما را، و چه آنهایی که کتک زدند و آزار دادند؛ و حتی آن برادر روسیاهِ مسخ شده‌ی نوکر و عمله‌ی قدرتِ فربه شده، که لبه تیز قمه‌اش را گذاشته بود روی گلوی باریک و نازک گردن دو دختر خردسالم، که اگر به […]

دشمن مردم

نگاهی تحلیلی به وقایع تروریستی تهران
میراصغر موسوی: آنچه در تهران اتفاق افتاد، تلخ و دردناک است. اما رونمایی از تروریسم بعد از نهایی شدن نتیجه انتخابات، دور از انتظار نبود. در چند روز اول بعد از اعلام نتایج انتخابات، نویسنده این سطور به تعدادی از دوستان که نقش مؤثر و سازنده و مثبت در مسائل سیاسی و روند تحولات اجتماعی دارند […]

حدیث بی‌قراری جمهور

با یاد میرحسین و یارانش 
بازی کنید
از باختن نهراسید
شکست هرگز حقارت نیست
این کهنه قصه را زنجیرهای پاره به من گفتند
(نصرت رحمانی)
  میراصغر موسوی: سخن بر سر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها نیست، این انتخابات نیز با موفقیت برگزار خواهد شد و چه بسا، بار دیگر مکانیسم حماسه‌سازی فعال شود تا رأی میلیونی شهروندان را مانند مشت بر‌ دهان ما و چون پتک بر سر آمریکا بکوبد. حماسه‌سازان ایرانیِ متخصص در امرِ انتخابات به […]
میرحسین موسوی

از رنجی که می‌برد

از مجموعه‌ی خرده‌خاطرات/ این بخش با یادی از سیروس طاهباز
میراصغر موسوی: در خیابان یکی از دوستان قدیمی را دیدم، او گفت، چند روز قبل دیدار مهندس رفته بودم، سراغ تو را گرفت. حتماً یک سر برو پیشش. بار آخر در سال ۱۳۶۵ در دفتر کار بسیار کوچکش در ساختمان نخست‌وزیری که همه‌جا از جمله روی میز کار کوچکش از کارتابل و پوشه و پرونده […]
صفحه 1 از 812345...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (6)