بایگانی: یادداشت سردبیر

روزهایی که لعنت از آن می‌بارد

میر اصغر موسوی
اسیدپاشی بر چهره زنان در اصفهان تداوم همان حلقه‌های جنایت‌های کثیف است که متأسفانه در این کشور همچنان تداوم دارد. هنوز قتل‌های فجیع در کرمان را به یاد داریم که ابله مقدس‌مآب متشرع‌نمایی فتوای آن را صادر کرد. در آنجا چند زوج جوان از آغاز شب تا پایان «شبی که لعنت از آن می‌بارید» شکنجه شدند و مُردند.
سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند.   این قلم روی کاغذ نمی‌چرخد، حروف کج‌ومعوج می‌شوند و کلماتی را که در ذهن کنار هم چیده‌ام اینجا شکل نمی‌گیرند و از حافظه‌ام می‌گریزند. گویی کلمات هم از شدت شرم خود را پنهان می‌سازند، شرم چگونه واژه‌ای است و چگونه حسی است که حتی جان […]
میراصغر موسوی

داعش یک پدیده جاری است

میراصغر موسوی
از وحشت گرگ نباید به قصاب پناه ببریم. قصاب برای سر بریدن هم مجوز دارد و هم کارد تیز. هیچوقت نیز سر بریده را به دست نمی‌گیرد تا به دیگران نشان دهد. او فقط سرهایی را که داعش بریده است به نمایش می‌گذارد. خود اما، سرهای بریده را سریع در خاک چال می‌کند. کاری که کلاغان به قابیل آموختند.
سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند.   امشب شبی خوب و خوش داریم و با وجدان آسوده، خوابی آرام و لذتبخش خواهیم داشت. تلاش چندروزه طرفداران حقوق بشر بالاخره به ثمر رسید، اکنون آمریکا وارد نبرد علیه داعش و معادله کاملاً عوض شده است. دیگر کوبانی ها قتل‌عام نخواهند شد. حالا نوبت […]
میراصغر موسوی

رویاپروران صلح، عدالت و آزادی

معمار کانون توحید در کوچه اختر
او که معمار کانون توحید است و همهٔ آن سال‌ها معلم درس توحید بود، چرا از کوچه اختر بیرون نمی‌آید تا بار دیگر توحید را معنا کند و تجسم بخشد؟!
میراصغر موسوی: سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند.   شهریور چگونه ماهی است در تاریخ ما؟ آیا حفره‌ایست که طالقانی، آل‌احمد، نسل ما و همه چیز را بلعیده و تباه کرده است؟ یا زهدان تاریخ است برای بارور کردن نسل رؤیاپیشگان؟!      اکنون شهریور است؛ آخرین ماه تابستان، اما اولین ماه […]
میراصغر موسوی

لحظه انهدام

میراصغر موسوی
انقلابی به نام «خدا»! انقلابی برای استقرار عدالت؛ در همه‌ی ابعادش. انقلاب برای آزادی از سیطره‌ی زر و زور و تزویر. ایران آزاد است و ما آزادیم
سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند   ما انقلاب کردیم؛. انقلابی تمام‌عیار، باشکوه و تمام خَلقی. بساط سلطنت، جباریت و حکومت مطلقه فردی را ما برچیدیم؛ وابستگان به امپریالیزم جهان‌خوار،‌ سیاست‌پیشگان نوکرمآب،‌ بورژواهای بی‌اصل‌ونسب و مستشاران نظامی آمریکا را ما از این سرزمین بیرون راندیم. سازمان امنیت ملی (ساواک)،‌ گارد شاهنشاهی و […]
میراصغر موسوی

شمشیر معشوقهٔ قلم

میراصغر موسوی
پیش از آن‌که کتاب سپانلو به پایان برسد، دو تن از اعضای گروه مشورتی، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده به شهادت رسیدند. سپانلو پس از اتمام کتاب مقدمه‌ای بر آن نوشت و به آنچه بر اعضای گروه مشورتی رفته بود، اشاره کرد.
با یاد پوینده که دوستم بود و محمد مختاری که دوستش داشتم. سوگند به قلم و هر آنچه [با آن] می‌نویسند   من به عنوان یک ناشر در دوران اولین دولت بعد از جنگ (دولت سازندگی) کار نشر را تقریباً رها کرده بودم. در آن سال‌ها دولت آقای هاشمی رفسنجانی با اولویت مطلق دادن به […]
صفحه 6 از 8« بعدی...45678
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=XGlRr5vCqCtCSDw%2BfwBg1kRnqAX%2FgrSeOH4vcxQXq9fQ8LtxIJZgICSj%2FPpwEkTDmKN6MQOZH%2FAocp2AHUbZ%2FQ%3D%3D&prvtof=Dc8kPNFsFSQu360zIMdcWNV49335aqL40qpUJ%2BzT8d8%3D&poru=vqaq%2FJQmmSkjHn7YtyG%2F0F%2F8H2wxfByUP3zqAU3g9VW7NIgo3U4ixT3YlctfklPWk2pVeWeOs6XOsSgW9Z32eA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>