بایگانی: یادداشت سردبیر

از سینماسوزی تا آدم‌سوزی

6 نفر در پشت صحنه‌ فیلم ده‌نمکی کشته شدند
مسعود ده‌نمکی، کارگردان سینماسوز، به‌رغم هر نتیجه‌ای که در تحقیقات و بررسی‌ها به دست آید، مسئول مستقیم این فاجعه است که در آن چندین انسان سوختند و خاکستر شدند. او به عنوان کارگردان و مهم‌ترین و عالی‌ترین مقام آن گروه کاری باید پاسخ‌گوی این فاجعه باشد؛ فاجعه‌ای که نه در سینمای ایران، بلکه در هیچ جای جهان با چنین ابعاد حیرت‌آوری رخ نداده است. کارنامه ده‌نمکی در سینمای ایران که از سینماسوزی شروع شد، باید با این آدم‌سوزی نیز خاتمه یابد که اگر این‌طور نشود، باید عطای این سینما را به لقایش بخشید.
سوگند به قلم و آنچه ]با آن[ می‌نویسند.   میراصغر موسوی او را «سینماسوز سینماساز» نامیده‌اند و من قصد ندارم در این‌باره به منتقدان یا روزنامه‌نگاران خرده بگیرم یا کارشان را تخطئه کنم؛ چون زیست‌محیط خود را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در این مملکت، نان خوردن از راه قلم با چه مخاطراتی همراه است. […]

نیما، طاهباز و شهادت علیه شراگیم /بخش نخست

نگاهی به زندگی و شعر نیما
راز مقاومت و ماندگاری نیما آن است که او از جهان‌بینی روشنی برخوردار بود و نظریه ادبی‌اش، در دستگاه فلسفی‌اش رشد و نمو کرد و ثمر داد. به همین دلیل، نیما در‌حالی‌که رنج می‌کشید و از درد و رنج زیاد کمر خمیده بود و می‌نالید، هیچ‌وقت مأیوس نشد تا خود را به نابودی بسپارد. او در این مهمان‌خانه مهمان‌کُش، بی‌آن که مرعوب ادیب بورژواها و ادیب پرولتاریاها شود یا از غم نان و تنگی معیشت به این جریان و آن دسته پناه ببرد، استقامت کرد و کار خود را تقریباً به اتمام رساند.
میراصغر موسوی   سوگند به قلم و آنچه ]با آن[ می‌نویسند.   معمار شعر مدرن ایران در اینجا قصد ما بررسی شعر نیما یا جست‌و‌جو در تاریخ شعر معاصر برای ردگیری آغاز تجددخواهی در شعر فارسی و در نهایت، وصل نیما به چنین جریانی ـ‌که طرفداران پروپا قرصی هم دارد و در هر فرصتی که […]

چه کسی فرمان را صادر کرد؟

درست است که قاتلان با پرونده‌ای به مراتب بد‌تر از مقتولان مواجه شدند اما هیچ کس نگفت چه کسی این فرمان را صادر کرده است؛ و تا زمانی که صاحب این فتوا، دستور و فرمان شناسایی و افشا نشود، بختک کابوس نه در ماه آذر بلکه هیچ وقت از آسمان شهر ما رخت بر نخواهد بست.
در سه دهه گذشته من به تناوب به کار نشر پرداخته‌ام بعضی سال‌ها جدی و پیگیر بوده‌ام و بعضی مواقع از سر ناگزیری به حاشیه رفته‌ام. این فراز و نشیب‌ها بیش از آنکه به روحیه و موقعیت من مربوط باشد، احتمالا از مسائل ماوراءالطبیعی متاثر بوده‌اند و مسائلی از این نوع را نمی‌توان شرح داد […]

بارقه امید

درنگ بارقه امیدی است که شاید بیش از این پس نرود.‏
درنگ حکایت ما از روزگار خویش است.‏
درنگ تأمل ما در اوضاع کنونی است؛ اوضاعی که دشواری و سختی، طبیعت ثانوی ‏حیات جمعی ما شده است.‏
سوگند به قلم و آنچه مي ‏نويسند.‏ ‏(قرآن، سوره قلم)‏ درنگ نقطه آغاز نیست؛ همچنین طرحی نو و کاری از جنس دیگر.‏ درنگ راهی تازه، نشان سمت و سویی جدید، ترسیم افق روشن و نوید فردایی متفاوت ‏نیست.‏ درنگ گره‌گشا، بن‌بست شکن، دم مسیحایی و ناجی کسی یا چیزی نیست.‏ درنگ کوشش برای انجام کاری […]
صفحه 8 از 8« بعدی...45678

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)