بایگانی: ادبیات

هنر، عشق، زیبایی/ زهرا رهنورد

زهرا رهنورد
جشنی سرشار از شادمانی و پایکوبی و بسیار مجلل و با حضور خدایان، در باغ زئوس برپاست و لحظه‌ای که آفرودیت، الهه‌ی زیبایی، زاده شد...
زندگی ظاهر و متجلی شده است، خدایان که نیکبخت و شادمان‌اند، جشنی برپا می‌کنند [و] چون روح در طلب چیزی برتر یعنی نیکی برآمده است، اروس (عشق) پدیدار می‌گردد.
هنر، عشق، زیبایی[۱] یکی از قدیمی‌ترین و دلپذیرترین مباحث قلمرو فلسفه و هنر، مبحث هنر و زیبایی است. شاید بتوان گفت همه‌ی ادیان در قلمرو فلسفه، از دوره‌ی حکمای یونان باستان، به نوعی به مبحث فوق ابراز علاقه کرده و به انحاء مختلف در باب آن سخن‌پردازی کرده‌اند. مبحث هنر، عشق و زیبایی سرشار از […]

خنیاگر عشق، رهایی، جاودانگی: ا. بامداد

م.ح (نازلی)
شاعرانگی را پیوند می زند به آزادی، آنچنان پیوندی که گسستش را نه به ظلم، نه به دشنه، نه به تاریکی، نتوان کرد. چه خود معتقد بود شعر گویا ترین سند تلقیات اجتماعی هر شاعری است. الگوی شعر شاعر امروز را زندگی معرفی میکند. او حضور انسان را آبادانی میداند و هراس میکند از مردن در سرزمینی که بهای آزادی آن به افول رفته است. نامش را وقتی عشق صدا میزندش زیبا ترین کلام جهان میداند و زاییده می‌شود از نخستین نگاه عشق! 
در اوایل قرن ۱۴ چشم به جهانی گشود تا سالهای نوجوانی و جوانی اش نظاره گر جنگ‌های ویرانگری باشد که انسانیت نه به کام مرگ بلکه توسط انسان‌ها بلیعده شد. او یگانه آفریننده شعر منثور بود. شاعری چموش که بر دیوار‌های گرد گرفته شعر شلنگ انداخت. همانگونه که واژه‌ها را از قید میرهانید، آزادی را […]

صمد بهرنگی و برنامه‌ای برای جریان سوم

وقتی نئولیبرال‌ها نعل وارونه می‌زنند
شاهرخ مسکوب، در بخشی از خاطراتش می‌نویسد: «مادرم می‌خواست که ما آدم‌های خوب و خوشبختی باشیم. شاید در این روزگار جمع هر دو این‌ها محال می‌نماید.» حالا آدم‌های خوب، برای رسیدن به خوشبختی یا می‌توانند آدم‌های بدی باشند و یا از رهگذر کنشگریِ متفاوتی تحت عنوان «نیروی سوم» از چنین دوگانه‌هایی فراتر روند و راه بیفتند تا ترسشان به‌کلی بریزد. در چنین زمانه‌ای می‌توان دوباره صمد بهرنگی را بارها و بارها خواند.
روح‌الله سپندارند: «شما زیادی فکر می‌کنید، همه‌اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به‌کلی می‌ریزد.» همین عبارات کافی بود تا ترس خیلی از آدم‌های آن نسل ریخته شود. آدم‌هایی که «ماهی سیاه کوچولو»یی در سیاهی‌های جامعهٔ آن روز تحت استبداد و ظلم و خفقان بودند. آن‌ها مشت‌هایشان را گره کردند تا به گفته […]

هفت ترانه از: «چرکین جامگان»

ترانه‌هایی از کارگران معدن/ مترجم: جابر عناصری
هر چند از مرگ گزیری نیست، اما خفتن به گورگاهی کنده شده بر دل صخره‌های سیاه زغال‌سنگ هم چندان دلپذیر نیست. چراکه چشم گشوده‌ای به بوم سیاهِ نقّاشی سرنوشت و تقدیرت که جان کندن است و چشم دوخته‌ای بر سنگ‌های سیاه زغال و آيا انصاف است که بمیری و چالت کنند در آغوش همان سیاهی‌ها؟
مقدمه‌ای از مترجم ترانه‌ها     مقدمه[۱]: دیرگاهی است که از عمق جان به مفهوم عدالت می‌اندیشم که چه بی‌مُسّمی لفظی است و بی‌اعتبار مصداقی که جز در ذهن جمعی خوش‌باور، در تار و پود اندیشه‌ی احدی نمی‌گنجد یا لااقل در ذهن من نمی‌پاید ـ جز به ایّام رهایی موقت گریبانم از پنجه‌های خوفناک اندیشیدن […]

گنگِ خواب‌دیده

تکمله‌ای بر «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم نویسنده این داستان
درنگ اگر چه همچنان مخاطبان را در ارائه تفاسیر و قرائت‌های متفاوت نسبت به این داستان، دارای حق می‌داند اما توضیحات و رمزگشایی‌های «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم نویسنده‌ی این داستان را منتشر می‌کند تا خواننده، خودش در نهایت به قضاوت نهایی بنشیند.
درنگ| چند روز پیش داستان کوتاهی با عنوان «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم لیلا سمیعی در سایت درنگ انتشار یافت که با واکنش‌های متعددی از سوی مخاطبان روبرو شد. شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم در سال‌های اخیر کشور، روایت‌های ادبی و هنریِ متعهد به زیست اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی ایرانی را ناگزیر به […]
صفحه 1 از 1512345...10...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (12)