بایگانی: ادبیات

صمد بهرنگی و برنامه‌ای برای جریان سوم

وقتی نئولیبرال‌ها نعل وارونه می‌زنند
شاهرخ مسکوب، در بخشی از خاطراتش می‌نویسد: «مادرم می‌خواست که ما آدم‌های خوب و خوشبختی باشیم. شاید در این روزگار جمع هر دو این‌ها محال می‌نماید.» حالا آدم‌های خوب، برای رسیدن به خوشبختی یا می‌توانند آدم‌های بدی باشند و یا از رهگذر کنشگریِ متفاوتی تحت عنوان «نیروی سوم» از چنین دوگانه‌هایی فراتر روند و راه بیفتند تا ترسشان به‌کلی بریزد. در چنین زمانه‌ای می‌توان دوباره صمد بهرنگی را بارها و بارها خواند.
روح‌الله سپندارند: «شما زیادی فکر می‌کنید، همه‌اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به‌کلی می‌ریزد.» همین عبارات کافی بود تا ترس خیلی از آدم‌های آن نسل ریخته شود. آدم‌هایی که «ماهی سیاه کوچولو»یی در سیاهی‌های جامعهٔ آن روز تحت استبداد و ظلم و خفقان بودند. آن‌ها مشت‌هایشان را گره کردند تا به گفته […]

هفت ترانه از: «چرکین جامگان»

ترانه‌هایی از کارگران معدن/ مترجم: جابر عناصری
هر چند از مرگ گزیری نیست، اما خفتن به گورگاهی کنده شده بر دل صخره‌های سیاه زغال‌سنگ هم چندان دلپذیر نیست. چراکه چشم گشوده‌ای به بوم سیاهِ نقّاشی سرنوشت و تقدیرت که جان کندن است و چشم دوخته‌ای بر سنگ‌های سیاه زغال و آيا انصاف است که بمیری و چالت کنند در آغوش همان سیاهی‌ها؟
مقدمه‌ای از مترجم ترانه‌ها     مقدمه[۱]: دیرگاهی است که از عمق جان به مفهوم عدالت می‌اندیشم که چه بی‌مُسّمی لفظی است و بی‌اعتبار مصداقی که جز در ذهن جمعی خوش‌باور، در تار و پود اندیشه‌ی احدی نمی‌گنجد یا لااقل در ذهن من نمی‌پاید ـ جز به ایّام رهایی موقت گریبانم از پنجه‌های خوفناک اندیشیدن […]

گنگِ خواب‌دیده

تکمله‌ای بر «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم نویسنده این داستان
درنگ اگر چه همچنان مخاطبان را در ارائه تفاسیر و قرائت‌های متفاوت نسبت به این داستان، دارای حق می‌داند اما توضیحات و رمزگشایی‌های «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم نویسنده‌ی این داستان را منتشر می‌کند تا خواننده، خودش در نهایت به قضاوت نهایی بنشیند.
درنگ| چند روز پیش داستان کوتاهی با عنوان «زمانی برای زاییدن صندوق‌های رأی» به قلم لیلا سمیعی در سایت درنگ انتشار یافت که با واکنش‌های متعددی از سوی مخاطبان روبرو شد. شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم در سال‌های اخیر کشور، روایت‌های ادبی و هنریِ متعهد به زیست اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی ایرانی را ناگزیر به […]

سانسورچی، قاضی ادبی نیست

گفت‌وگو با جمشید برزگر شاعر و روزنامه‌نگار
هیچ مشخصه‌ای، چه ویژه و چه ناویژه، نمی‌تواند و نباید دلیل سانسور شود یا باشد. از آن فراتر، اصولاً نباید مقوله‌ای به نام «اخذ مجوز» در کار باشد. سانسورچی، قاضی ادبی- هنری نیست و ذاتاً و اساساً حق قضاوتی ندارد، چه اثر واجد مشخصات ویژه باشد و چه نه.
فیروزه رمضان زاده: جمشید برزگر، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی، زاده ۲۹ مرداد ۱۳۵۰ در همدان است. این نویسنده که روزنامه‌نگاری را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد نخستین کتابش در سال ۱۳۷۳ منتشر شد. از او سه کتاب شعر «در آفتاب دویدن»، «یک‌عمر راه بر خود بریدم» و «مثل پرنده درخت را فراموش می‌کنی»، ده‌ها […]

با «شاملو» می توان شاعر ماند

به مناسبت سالروز درگذشت احمد شاملو/ وحید اوراز
من خويشاوند نزديك هر انساني هستم كه خنجري در آستين پنهان نمي كند. نه ابرو به هم مي كشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سايبان ديگران است. نه ايراني را به انيراني ترجيح مي دهم نه انيراني را به ايراني. [...] من انساني هستم در جمع انسانهاي ديگر بر سياره مقدس زمين كه بدون ديگران معنايي ندارم.
  احمد شاملو ( الف – بامداد ) در ۲۱ آذر ماه ۱۳۰۴ در خیابان صفی علیشاه تهران از مادری بنام کوکب عراقی و پدری حیدر نام که افسر ارتش بود متولد شد. نوزادی اش را در رشت و کودکی و نوجوانیش را در اصفهان – شیراز – سمیرم – زاهدان – خاش –  مشهد […]
صفحه 1 از 1512345...10...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (2)