بایگانی: ادبیات

در گذار زنانگی شعر

بخش دوم: پروین اعتصامی /به قلم: نیما خرم‌روز
درطی این ایام، روزگار زنان مشرق زمین، همه‌جا تاریک و اندوه‌ خیز، همه‌جا آکنده به رنج و مشقت، همه‌جا پر از اسارت و مذلت بود... مدت‌هاست که آسایی از خواب گران یأس و حرمان برخاسته می‌خواهد، آب رفته را به جوی بازآرد. اگرچه برای معالجه‌ی این مرض اجتماعی بسیار سخن‌ها گفته و کتاب‌ها نوشته‌اند، اما داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است
  با یاد استاد زنده‌نام دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تمام مقاله را به دوست عزیزم وحید جان ملک سعیدی پیشکش می‌کنم…   در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی، تبریز دخترکی را به چشم دید از جنس ستارگان آسمان ادب و همانند نامش رخشنده. البته – بعدها- به پروین شهره گشت و قدوم مبارکش نقطه‌ی عطفی […]

با پاهای خون‌آلود یا با کفش‌های پلوخوری در دست در تابستان‌های تهران

نویسنده: لیلا پاپلی یزدی
ایستاده بودم وسط میدان دربند انگار کنی گیج، منگ. نمی‌فهمیدم آنجایی که ایستاده‌ام کجاست، تهران است یا شانگهای؟ به راه‌گم‌کرده‌هایی می‌مانستم بریده از جهان. مدیر پروژه گفته بود که دیگر نباید به فصل بعد پروژهٔ بم امید داشت.
با پاهای خون‌آلود یا با کفش‌های پلوخوری در دست در تابستان‌های تهران نویسنده: لیلا پاپلی یزدی   تیرماه ۱۳۸۵: بچه توی کالسکه است و هی نق می‌زند، گرمش است انگار؛ نایلون سیب‌زمینی و پیاز آویزان است به دسته‌های کالسکه. کامپیوتر دِلِ سنگین هفت کیلویی توی کوله‌پشتی است و ۷-۸ کتاب را که از کتابخانه مرکزی […]

تصویر انقیاد «تن»

نگاهی به «زن» در رمان «پیکر فرهاد» عباس معروفی
همه درد این بود که یا می‌خواستند آدم را بپوشانند و پنهان کنند و یا تلاش می‌کردند لباس را بر تن آدم جر بدهند و ما یاد گرفتیم که بگریزیم؛ اما به کجا؟ مرز بین این دو کجا بود؟ کجا باید می‌ایستادم که نه اسیر منادیان اخلاق باشم و نه پرپر شده دست درندگان بی‌اخلاق.
نرگس صابری: به قول «دویچه ساینونگ»: پیکر فرهاد /عباس معروفی، یک تک‌گویی بلند از زن تابلوی نقاشی است. انگار تنها جایی که زن بیشتر فرصت عرض‌اندام دارد در رمان‌ها و کتاب‌های شعر است! جایی که می‌تواند بانو شود؛ اصالتش را به خودش برگرداند و قهرمان داستان باشد؛ چرا که به موازات گسترش نظریه در جامعه‌شناسی بدن […]

نبوغ وسرگشتگی بودلر

قربان عباسی
"مردم زندگی می کنند برای آنکه زندگی کنند، و ما افسوس! زندگی می کنیم برای دانستن...روان خود را می کاویم، چون دیوانگانی که می کوشند تا دیوانگی خود را دریابند و هر چه بیشتر در این مقصود پای می فشارند جنون آنان افزونتر می گردد."
هنرمندی دارای تمایلات متضاد در عین خود خواهی بشر دوست و درعین خشونت ملایم.صاحب احساسات رقیق و کاملا نا آشنا با آداب وسنن جامعه خود.خلاصه از هر چیزی که او را به بند بکشد و در قید و بند نگهدارد گریزان است ازاین رو قیود و فشار های جامعه ومحیط در درون او طوفانی از […]

با گاوی نهاده بر شانه از شصت پله بالا می‌آیم

لیلا پاپلی یزدی
این زن ماییم، مای تنها، مای مصمم که تصمیممان مرز مرگ و زیستن است برایمان، مای متعین با گاوی بر گرده‌مان در مقابل ساختار سیاسی – اجتماعی که از همهٔ آن زن با آن گاو بر شانه‌اش دامن حریر و «ساپورت» زیرش را می‌بیند.
۱- از چهار نسخهٔ داستان بهرام گور و کنیزک در شاهنامه فردوسی، هفت‌پیکر نظامی و هشت‌بهشت امیرخسرو دهلوی و هفت‌اختر عبدی بیک، کنیزک هفت‌پیکر گویی بیشتر مدنظر مینیاتوریست‌ها بوده است. در منظومهٔ نظامی «فتنه» کنیزک مورد علاقهٔ بهرام گور است که روزی در معیت کنیز رودنوازش به شکار گور می‌رود: داشت به خود کنیزکی چون […]
صفحه 10 از 15« بعدی...89101112...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (6)