بایگانی: شعر

اشعاری از فاتمه فرهادی

فاتمه فرهادی متولد پاییز 1358 در شهر سنندج است. او دارای دو مجموعه شعر به زبان کردی به نام‌های «از ماهی بودن پشیمانم» و «پیراهنم را ببخش» می‌باشد. همچنین یک مجموعه دوزبانه به ترجمه او از اشعار ناهید عرجونی با عنوان «روی جمجمه‌ام بنویس پنجره» منتشر شده است.

سه شعر زیر از مجموعه شعر او با عنوان «کلاغ ها را بپران» می‌باشد که هنوز به چاپ نرسیده است.
  (۱) از این روزها به بعد روز دیگری خواهد بود که بی‌قرارم نمی‌کند دیگر چای نمی‌ریزم به عقربه‌ها خیره نمی‌شوم توی پوستم می‌گنجم و در پیراهنم آنقدر راه می‌روم تا کوتاه بیاید از این خاک و از خواب‌هایی که به خون کشیده شد.   (۲) حواس پرتی گرفته‌ام هر چند دقیقه یکبار پرت می‌شوم […]

اشعاری از پرویز ذبیح غلامی

ترجمه از کردی: فاتمه فرهادی
درنگ: ترجمه آثاری چند از شاعر و نویسنده کرد (پرویز ذبیح غلامی) که حتما خواندن آن و آشنایی با این چهره نام آشنای کردستان برای ادیبان سرزمینمان موهبتی خواهد بود.   (۱) (پۆسته‌چی بازی)   سه‌ربازێ که‌ ته‌نیا جله‌کانی له‌ جه‌نگ گه‌ڕاونه‌ته‌وه ناتوانێت چ یارییه‌ک بکات جگه‌ له‌وه‌ی نامه‌ به‌ردینه‌کانی نێو گیرفانی پۆست بکات و […]

تنها دلیل

ک.ر.
تو تنها دلیل تمام وجودم نبودی نبودم، وجودت ستودم تماشای هستی تمامش تو هستی به هستی که تنها تو هستی تمام وجودم تماما تو بودی هر آنچه سرودم سرودم که تنها به عشقت سرودم

اشعاری از آرزو نوری

آمار چشم که باز می­کنی آمار ستاره­ها بالا می­رود شبهای کویر از پلک زدن ات آغاز می­شوند …………………………       تنهایی   تنهایی کلید خانه را دارد هر وقت نیستی   به سراغم می آید …………………………     سرخط بیا برگردیم به قرارهای عاشقانه قبل از اینکه سقفی بالای سرمان باشد یا قبض های […]

حق انتخاب

سید رحیم حسینی نژاد
چشمانش را می بندد

لبخند می زند و فکر می کند به چیزهای خنده دار

به ساعت و حلقه ی بی خانمان شده
یک دست چپ و سه انگشت پا دراز کشیده روی تخت خیره می شود به سرم، به سرنگ کیسه ی ادرار چشمانش را می بندد لبخند می زند و فکر می کند به چیزهای خنده دار به ساعت و حلقه ی بی خانمان شده به خالی ماندن جیب چپ شلوارش به کفشی که جلوی پایش را […]
صفحه 4 از 12« بعدی...23456...10...قبلی »

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (18)