بایگانی: داستان‌ها و نقدها

گوسفند را فراموش کن

درباره «تعقیب گوسفند وحشی»
حمید ملک‌زاده: هر زنی کشویی دارد که رویش نوشته «زیبا» و پر است از خرت‌وپرت‌های بی‌معنا. این تخصص من است. من آن خرت‌وپرت‌ها را یکی‌یکی بیرون می‌کشم، گردوخاکشان را می‌گیرم و معنایی تویشان پیدا می‌کنم. به نظرم جاذبه جنسی همین است. (تعقیب گوسفند وحشی،106) برای نوشتن این یادداشت دوست داشتم چیزهایی درباره مفهوم اراده، قدرت، اراده […]

پل‌ها: احمد ابوالفتحی در لابه لای کلمه‌هایش

نگاهی به مجموعه داستان‌ «پل‌ها» نوشته احمد ابوالفتحی
  حمید ملک زاده: پاییز سال جاری یک مجموعه از داستان‌های کوتاه به قلم احمد ابوالفتحی توسط نشر چرخ، شامل هفت داستان کوتاه در صد و نه صفحه در اختیار علاقه‌مندان به داستان نویسی و ادبیات داستانی فارسی قرار گرفته است؛ که من در این نوشتار سعی خواهم کرد به معرفّی و بررسی مسائل مربوط به آن […]

همدمی آرمانی

نقد حسن اصغری بر داستان «ماهی و جفتش» از ابراهیم گلستان
ابراهیم گلستان در آغاز کتاب «جوی و دیوار و تشنه» بریده شعری از مولوی آورده است که خواننده می‌تواند برای دریافت جان‌مایه داستان «ماهی و جفتش» به مضمون آن شعر چشم دوزد. زیرا که به نظر من، گلستان در نوشتن این داستان، گوشه چشمی نیز به مضمون شعر مولوی داشته است.
داستان «ماهی و جفتش» از ابراهیم گلستان از مجموعه داستان «جوی و دیوار و  تشنه» را از اینجا بخوانید.   حسن اصغری: داستان «ماهی و جفتش» با نگاه آغاز می‌شود: «مردد به ماهی‌ها نگاه می‌کرد. ماهی‌ها پشت شیشه، آرام و آویزان بودند.» چند جمله فوق، آغازبندی داستان را پدید آورده است. چراکه تمام اجزاء و […]

جای خالی ادبیات کارگری

نقد حسین ورجانی بر داستان «قبل از شروع» از نسیم خاکسار
محور داستان «قبل از شروع» حول مبارزه راوی و دوستانش که کارگران یک واحد صنعتی هستند علیه استثمار کارفرمایان شکل گرفته است و در عین حال این مبارزه‌ای بین کارگران زحمتکش ایرانی از یک سو و مستشاران صنعتی آمریکایی از سوی دیگر است.
داستان «قبل از شروع» از مجموعه داستان «گام های پیمودن»، نویسنده: نسیم خاکسار داستان «قبل از شروع» را می‌توانید از بخش داستان «درنگ» بخوانید. برای خواندن داستان اینجا را کلیک کنید.             نقد داستان «قبل از شروع» حسین ورجانی در عرصه ادبیات داستانیِ کارگری آثار اندکی در ایران تألیف و […]

سرنوشت مشترک

داستان «یک شب بی‌خوابی» از صادق چوبک و نقد آن از حسن اصغری
توله‌ها به پستان مرده و بی‌شیر مک می‌زدند که فاقد حیات است. آیا این صحنهٔ نمادین، اشاره به فرجام مشترکی است؟ یعنی چنگ زدن به چشمهٔ خشکیده‌ای که مادهٔ حیات‌بخش‌اش مرده است. این نگاه بدبینانه فلسفی، شاید بُعد دیگری نیز داشته باشد...
«یک شب بی‌خوابی»: صادق چوبک از مجموعه داستان «روز اول قبر» مرد تو رختخوابش غلت می‌زد و خوابش نمی‌برد، برای اینکه ونگ ونگ توله سگ‌های تو خرابه قاتی خوابش شده بود و تو سرش زُق زُق می‌کرد. خودش دیده بود که چگونه مادر آن‌ها ظهر روز پیش زیر ماشین رفته بود و لاشه خون‌آلودش را […]
صفحه 2 از 3123

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (18)