بایگانی: داستان‌ها و نقدها

تیزیابی‌ شامه خویش را مهمل نگذاریم!

نقدی بر داستان «آواز باران» نوشته حسین آتش‌پرور
عناصر اسطوره‌ای شفاف که وظیفه «وانمود» زندگی رنجبار دیرمان مردمان کویرنشین را به عهده دارد، بدون این‌که قصد اسطوره‌گرایی در میان باشد و بیهوده بر آنچه زماناً از دست رفته است مرثیه سرایی شود، در ایماژ بسیار کلی و نهایی داستان، چنان در پیرنگ آن می‌تند که بوی سوختگی «هستی» رنج‌دیدگان کویرنشین را به مشام می‌رساند.
محمود سروقدی:   هنر داستان‌نویسی را می‌توان یکی از نمودهای متأخرتر گرایش جدی به ادبیات داستانی در خراسان دانست. پیش از این، از نسل قبل، اصغر الهی، رضا دانشور و حسن عالی‌زاده آثار درخور اعتنایی خلق کرده‌اند. در لایه بعدیِ داستان‌نویسی خراسان، چند تن از جمله حسین آتش‌پرور را می‌توان برشمرد. داستانِ «آواز باران» یکی […]

وسوسه‌های نیمه شب پیرمرد خنزر پنزری

داستان «وسوسه» از مدیا کاشیگر و نقد آن از محمدحسین عابدی
هر انسانی در مواجهه با بن‌بست‌های زندگی به لحظاتی می‌رسد که می‌خواهد در خلوت با خود قدم بزند و اگر شبی از شب‌ها، شما نیز خیلی دلتان گرفته بود ‌و آواره خیابان شدید، و اگر شبی از شب‌ها، ماشینی جلوی پای شما ترمز کرد که راننده‌اش یک پیرمرد بود و اگر شبی از شب‌ها ...
داستان «وسوسه»: مدیا کاشیگر   «پیرمرد و بازنشته. بیکارم و شب‌ها دلم می‌گیرد. این ابوقراضه را روشن می‌کنم و راه می‌افتم. مسافرکش نیستم، نه. اگر کسی چشمم را گرفت سوارش می‌کنم. و راستش را بگویم، شما را که دیدم، یک‌جوری شدم: یاد یکی از دوستانم افتادم، اصلاً با شما مو نمی‌زد. نمی‌دانم اسمش را شنیده […]

غم‌نامة اندوهبار مردمان عادی

نگاهی به داستان «بابا آدم و نسیم سحر» نوشته محمد محمدعلی
محمد محمدعلی در داستان باباآدم و نسیم سحر ـ و نیز در بهترین ِآثار خود ـ با گذشتن از امکانات و بارِ ‏مقدرِ مشترک ذهنی تیپ‌ها و موقعیت‌های شناخته شده توان آن را یافته است که از آدم‌های عادی، ‏درگیری‌ها، موقعیت‌های روزمره و به ظاهر پیش پا افتاده و از در هم‌ریختگی جهانِ نابسامان، اشخاص داستان ‏خود را بسازد و تقدیر داستانی آن‌ها را چنان بگستراند که هر درگیری و حادثه و موقعیت جزیی، روزمره و ‏پیش پا ‌افتاده به بحرانی کلی و ناگزیر و تراژیک و تعیین کننده بدل شود.
متن داستان باباآدم و نسیم سحر را از اینجا بخوانید   فرج سرکوهی/ روزنامه نگار و منتقد ‏ ‏«بابا آدم و نسیم سحر» از داستان‌هایی است که در آن بارز‌ترین و مشخص‌ترین خصوصیاتِ سبک و روالِ ‏محمد محمدعلی را می‌توان دید. اثری که حتا بدونِ نامِ نویسنده بر پیشانی، نویسندهٔ آن را می‌توان شناخت ‏و […]

نقیضه‌پرداز فاجعه

نقد کوروش اسدی بر داستان " آقا، باور كن، آقا!‏" یارعلی پورمقدم
عباس آقا اصلا رحم ‏سرش نمی‌شه؛ پسر سیزده ساله‌شو گرفته از خونه انداخته بیرون. اون هم رفته توی ‏کوچه‌پس‌کوچه‌ها ول شده. حالا خدا می‌دونه کجاس.
متن داستان "آقا، باور کن، آقا!" نوشته يارعلي پورمقدم    کورش اسدی شیوة روایت این داستان تک‌گویی است. در تک‌گویی، گویندة داستان، برابر شنونده‌ای خاموش ‏سرگذشتی را تعریف یا به واقعه‌ای اعتراف می‌کند. اعتراف کردن اساس تک‌گویی است. انگیزة سخن ‏گفتن کاظم، به تنگ آمدن از زندگی در یک محلة تباه است و اصرارش بر باوراندن وقایعی […]
صفحه 3 از 3123

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (19)