بایگانی: ادبیات

شهربندان/ قربان عباسی

نگاهی به نمایشنامه شهربندان آلبرکامو
آرمان‌های بزرگ نظام‌های توتالیتر ایجاد اکثریت از غلامان و سرسپردگان است به کمک اقلیت دستچین شده‌ای مرده.
شهربندان اعتراضی است به قلمرو وحشت. ایستادن در منطقه هراس است. جنگیدن با دیگری بزرگ و به مصاف طلبیدن آن. نشان می‌دهد که سکوت در برابر جباریت فضیلت نیست رذیلت است.
شهربندان / قربان عباسی مقدمه: آلبرکامو همواره محبوب ترین نویسنده درمیان کتابخوان‌های کشورمان بوده است. رمز جذابیت او درایران و درهمه جای جهان بیش ازهمه دراین بود که فارغ ازهرگونه رنگ تعلق و ازهرجناح فکری و بدون پیروی ازمرشدهای سیاسی یک تنه و به قول خودش همچون یک تک تیرانداز- درپرتو روشنایی وجدانش درجامعه تیره […]

خنیاگر عشق، رهایی، جاودانگی: ا. بامداد

م.ح (نازلی)
شاعرانگی را پیوند می زند به آزادی، آنچنان پیوندی که گسستش را نه به ظلم، نه به دشنه، نه به تاریکی، نتوان کرد. چه خود معتقد بود شعر گویا ترین سند تلقیات اجتماعی هر شاعری است. الگوی شعر شاعر امروز را زندگی معرفی میکند. او حضور انسان را آبادانی میداند و هراس میکند از مردن در سرزمینی که بهای آزادی آن به افول رفته است. نامش را وقتی عشق صدا میزندش زیبا ترین کلام جهان میداند و زاییده می‌شود از نخستین نگاه عشق! 
در اوایل قرن ۱۴ چشم به جهانی گشود تا سالهای نوجوانی و جوانی اش نظاره گر جنگ‌های ویرانگری باشد که انسانیت نه به کام مرگ بلکه توسط انسان‌ها بلیعده شد. او یگانه آفریننده شعر منثور بود. شاعری چموش که بر دیوار‌های گرد گرفته شعر شلنگ انداخت. همانگونه که واژه‌ها را از قید میرهانید، آزادی را […]

روایت سرگشتگی یک انسان

نگاهی به رمان «نفس کشی در هوای پس» به قلم محمد امینی
راوی این کتاب با ترکیب زبانی عمیق و بسیار دل‌نشین با حرکت‌های فرمی دقیق و هوشمندانه، روایتی جذاب و خواندنی را فراهم آورده است که به سادگی قابلیت بارها خواندن و واکاوی و کشف را دارد. روایتی که در عین تلخی، گاه فرازهای طنزآلود قابل توجهی نیز دارد.
مینا پورشکرانی: «نفس کشی در هوای پس»، نام رمانی است از محمد امینی. رمانی که تنها در صد و دو صفحه، لذت و زجری توامان را به مخاطبش می‌چشاند. لذت غوطه‌وری در زبان و روایتی سیال که سرشار از تصویرها و توصیفات متفاوت و شاعرانه است و زجر رویارویی با درونیات تکان‌دهنده یک انسان که […]

سانسورچی، قاضی ادبی نیست

گفت‌وگو با جمشید برزگر شاعر و روزنامه‌نگار
هیچ مشخصه‌ای، چه ویژه و چه ناویژه، نمی‌تواند و نباید دلیل سانسور شود یا باشد. از آن فراتر، اصولاً نباید مقوله‌ای به نام «اخذ مجوز» در کار باشد. سانسورچی، قاضی ادبی- هنری نیست و ذاتاً و اساساً حق قضاوتی ندارد، چه اثر واجد مشخصات ویژه باشد و چه نه.
فیروزه رمضان زاده: جمشید برزگر، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی، زاده ۲۹ مرداد ۱۳۵۰ در همدان است. این نویسنده که روزنامه‌نگاری را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد نخستین کتابش در سال ۱۳۷۳ منتشر شد. از او سه کتاب شعر «در آفتاب دویدن»، «یک‌عمر راه بر خود بریدم» و «مثل پرنده درخت را فراموش می‌کنی»، ده‌ها […]

ادبیات، نه به ناراستی های جهان است!

نيما حسندخت
«من جز ادبیات چیزی نیستم.»
فرانتس کافکا
در جهان ادبیات ما با رویکردهای متفاوتی رو به رو هستیم.سارتر از ادبیات انتظار دارد در تغییر دادن جامعه یی که ما را در میان گرفته شرکت نماید و بدین وسیله وظیفه اجتماعی خود را دوباره بر عهده بگیرد و نشان بدهد و جهان را به گونه یی تخیلی بشناساند که به اعتبار آن متوقع […]
صفحه 1 از 212
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=6yr0a1%2BXpB79yOHT4hHtDHHX54hmmJdeQhqv5Ir1upQ7nvD7nbteHjZSDBklv%2Bz1SM1bN8NwsersukgfKHDTTg%3D%3D&prvtof=8ZMj8dPHd7vZ79YggSNhML7oD9%2FYSjjAl%2FGDMAhvT1w%3D&poru=M1HyGb7bXNKvKQSLyxfkALPY99K6u0GxQn3d%2BY6Jyu136adW4QJhr28cXxbi9KSF5SVfNMOoA3RVn2kldDC%2BTA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>