بایگانی: تهران

رستگاری در خیابان

بازنگری در طغیان علیه وضع موجود
انباشتگی مطالبات بسیار؛ و فقدان آن همه چهره در دو سو که سخن و خواست شان قلمرو داشت . جایگزینی خواست قدرت به جای خواست های آرمان گرایانه . به محاصره افتادن شهرهای بزرگ ، به ویژه تهران ، در حاشیه نشینی هایی که ممکن است با سستی قدرت در مرکز ، همچون بمب های ساعتی منفجر شوند . نه برای چیزی از سنخ انقلاب که همه زخم خورده ی آن هستند . برای هرج و مرج و غارت . و به جای آن همه که در مقطع انقلاب داشتیم و مهیای اعتماد ورزیدن به آن ها بودیم ، حاشیه نشین های سیاسی بسیاری هستند که در چنین هرج و مرج احتمالی ، مترصد ربودن سهم شان از قدرت خواهند شد .
علی سروش چندی پیش در فضای مجازی، گفتگوی میان دو نفر در مورد  مطالبات قومی، ذهنم را بیش از پیش درگیر مسئله ای کرد که طی چهار دهه ی گذشته ، مداوما بر آن درنگ داشته ام  . گفتگویی که امروز راه به تفاهم نبرد ، فردا چه راهی پیش روی مان خواهد گشود؟  با […]

در آستانه فروپاشی یک ملت

علی سروش
  یازده شب، به بستر رفتم، که اگر شد، چهار چهار و نیم برخیزم و دو ساعتی رابه پیاده روی بدهم. نیم ساعتی از این شانه به آن شانه شدم، نشد. نیمه قرصی که پاره ای شب‌ها می‌خورم، خوردم. اثر نکرد. بر می‌خیزم. ساعت دوازده و نیم شده. می‌روم اتاق بالا که محل کارم است. حالا […]

شهید شاهد

در سرزمین معاویه، همانجا که با کیسه زر خلافت و حکومت و دین و مذهب خرید و فروش می شود. در شام، همیشه معاویه ها چوب حراج بر خدا نیز زده اند. شام سرزمین مثلث پایدار قواد و فاحشه و فاحشه خانه قدرت است.
شهید شاهد/ میراصغرموسوی   تو برگزیده شدی! و از بین میلیاردها انسان تو نظرکرده شدی! ترا خوانده اند تا بروی و برهرآنچه برما می رود، گواهی دهی. تو به عنوان گواه ما انتخاب شدی. گواه من، گواه ما، گواه ملت ایران، عراق ، سوریه، خاورمیانه، آسیا، آفریقا و همه ملتهایی که نان برای خوردن و […]

هـر کُـجـا مــرز کــشـیـدند، شمـا پُـل بـزنید

نجیب بارور- شاعر افغانستانی
هـر کُـجـا مــرز کــشـیـدند، شمـا پُـل بـزنید حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید   مـشتـی از خـاک بـخـارا و گِـلی از شیـراز با هـم آرید و بـه مخـروبهٔ کـابـل بزنید   نه بگویید، به بـت‌های سیاسی نه، نه! روی گـور هـمـهٔ تفـرقـه‌ها گُـل بزنید   قـاصدک حـرف مـرا پیـش ز مـن می‌آرد زعفران را […]

راوی درد در قاب کلمات

گفتگو با عارف فرمان نویسنده رمان «افغانی»
من کار نویسندگی نکردم، خواستم مسئولیت انسانی ادا کنم. هدفم این بود که عشق و دوست داشتن مطرح شود، نه تحقیر و توهین، بی‌عدالتی و بیگانه‌ستیزی. می‌خواستم انسان‌ها به انسان‌ها پل بزنند و به هم برسند.
بنفشه رنجی: خودش می‌گوید سواد نویسندگی ندارد، پیش از این نه رمان جدی نوشته بود و نه داستان کوتاهی. به یک باره قلم به دست می‌گیرد و به قول خودش از درد می‌نویسد. دردی که او، آن را درد  مشترک می‌خواند. درد مشترکی که نه فقط میان افغان‌های ساکن ایران، بلکه میان تمام انسان­ها قابل […]

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (7)